اجازه عبادت ......


بسم الله الرحمن الرحیم

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ﴿۳۶﴾سوره نور
در خانه‏هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت‏ يابد و نامش در آنها ياد شود در
آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مى‏كنند
(۳۶)

در زيارت جامعه خطاب به ائمّه معصومين‏عليهم السلام مى‏خوانيم: «جَعَلكم فى بيوتٍ أذِن اللّه
أن تُرفع...» بنابراين حرم
امامان معصوم‏عليهم السلام، يكى از مصاديق اين آيه است.
كلمه‏ى «ترفع» در آيه به معناى بلندى مكانى نيز مى‏تواند باشد، نظير آيه‏ى «اذ يَرفع ابراهيم القواعِدَ
من البيت و
اسماعيل»(78) كه حضرت ابراهيم پايه‏هاى كعبه را بلند ساخت.
امام باقرعليه السلام فرمود: مراد از «بيوت» در اين آيه، خانه‏هاى انبيا و حكما و امامان معصوم
مى‏باشد.(79) و «ثعلبى» در
تفسير خود نقل مى‏كند: روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله مشغول تلاوت اين آيه بود. ابوبكر
برخاست و پرسيد: آيا
خانه‏ى فاطمه عليها السلام و على عليه السلام از مصاديق اين آيه است؟ فرمود: آرى، از بهترين
مصاديق اين آيه است.(80)
امام كاظم عليه السلام فرمود: مراد از «بالغدوّ و الآصال» در آيه، اوقات نماز است.(81)
در فرهنگ قرآن، در موارد متعدّدى به جاى نماز، واژه تسبيح آمده است، مانند: «وسبّح بالعشىّ
والابكار»(82)، «و سَبّح
بحَمدِ ربّك قبلَ طلوع الشمس و قبل الغروب»(83)

78) بقره، 127.
79) تفسير نورالثقلين.
80) تفسير روح‏المعانى.
81) بحار، ج‏23، ص‏326.
82) آل‏عمران، 41.
83) ق، 39.

پیام ها

۱- راهيابى به نور هدايت خداوند، با رفت و آمد به مساجد به دست مى‏آيد. «اللّه نور... يهدى اللّه لنوره...
فى بيوت...»
 2- مكان‏ها يكسان نيستند و بعضى از آنها، بر بعضى ديگر برترى دارند. «فى بيوت أذن اللّه أن تُرفَع»
 3- مساجد بايد از خانه‏هاى ديگر بهتر و برتر باشند. «أن تُرفَع»
 4- بزرگى و عظمت، مخصوص خدا و مواردى است كه او اجازه مى‏دهد. «أذن اللّه أن تُرفَع»
 5 - اصل در استفاده از مساجد، نماز و ذكر خداست، نه مراسم ديگر. «يُذكرُ فيها اسمه»
 6- درهاى مسجد بايد در اوقات نماز باز باشد و كسى حقّ ندارد آن را ببندد. «يسبّح له فيها بالغُدوّ
و الآصال»
 7- تسبيح خداوند، بايد هر صبح و شام تكرار شود. «يسبّح... بالغُدوّ و الآصال» (عنصر زمان و مكان
در عبادت مؤثّر است

امید که مهمانم شوی ........


ان شا’ الله که ساحلی آرام وآفتابی ومهربانی باشی برای خسته دلان معرفت
خوب خوبان ونور اسمان ها وزمین .مهربانی که پرده ستر وعفاف بندگان به گناه
فاحش ندرد وروزی  آنان به خطای موحش نبرد .پادشاهی که خوان گسترده اش بر هر وضیع وشریفی
مهیاست .لطیفی که چشم مهربانش بر گناهان خرد وکلان بندگانش می بنددوبه بهانه های کوچکی ،خطاهای بزرگشان می بخشد .
رستگار می شود آن که سوی او گرفت ،بر قرار می شود آن که بوی او گرفت .
مردار می شود آن که دشمنش شد ،وخوار وذلیل می شودآن که او را شناخت ونگروید.ودرود بی مانند ما به رئیس کاروان عشق وشکوفایی ورستگاری وجانشینان به حقش که صالح بعد صالح امیر وفرمان روای قافله عشق وایثارند .
ودرود خالص بی مانند ما به وزنه عرش مهربانش بر آخرین شجره طوبا ،حضرت صاحب والعصر والزمان .....در تمام آنات شب وروز .
امید که مهمانم شوی تا خرمنی از معرفت جان جانان بجوئیم وزخمی از دل تبدار
درمان نمائیم .با دوصد شکر ودعا 

فرقان

مهربان من

سعی بکن متقی باشی وخدای متعال را به حساب بیاوری ،وآگاه باش که هر که بر خدا توکل کند
واو را پشتیبان بگیرد هیچ گاه ضرر نخواهد کرد .
نماز اول وقت را ترک مکن ،که ترا میزان می کند وجانت را به تعادل می رساند .ونگهبان ونگهدار تو در
سختی ها وگیج گاه ها ودوراهی ها وسه راهی های زندگیست .
در زندگی روز مره غصه مخور ونگاهت به آسمان باشد ودلت خائف ،که برگی بی اذن آن مهربان بر خود
نمی لرزد وآسایشی بی امر او تیره نمی گردد ،واگر بر قانون تکوینی وتشریعیش حرکت کنیم به قله های
پیشرفت وپیروزی خواهیم رسید .
متقی باشی وخدا ترس ،خدای متعال در متشابهات دستت می گیرد وفرقان به تو هدیه می دهد ،تا دلت
به بیهودگی وراه باطل نرود .وهر چه درجه ایمان ومعرفت وتقوای ما بالاتر برود ،سعه وجودی ما بیشتر وبیشتر
ودر حفظ وحراست باری تعالی قرار خواهیم گرفت .
از مصیبتی که بر خاندان پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین وارد شده دمی غافل مباش وتاثر قلبیت در مصیبت
ابا عبدالله الحسین علیه السلام را پیوسته در جانت زنده وشعله ور داشته باش تا رقت قلبت زیاده گردد ،
وماجور عندالله شوی .

مراقبات ماه نيك صفر

المراقبات

مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى (ره )
مترجم : ابراهيم محدث بندرويگى

- ۳ -


فصل دوم : مراقبات ماه نيك صفر
نحوست اين ماه
معروف است كه ماه صفر بخصوص چهارشنبه آخر آن نحس مى باشد كه در اين مورد روايتى نداريم .
شايد اين نحوست بخاطر رحلت پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در اين ماه و نيز اين سخن
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) باشد كه فرموده اند: ((كسى كه مرا به تمام شدن ماه صفر مژده بدهد،
او را به بهشت بشارت مى دهم )) كه باين ترتيب مى توان اين مطلب را ثابت كرد. و هنگامى كه نحوست اين
ماه ثابت گرديد بايد به انجام اعمال مناسب در آن پرداخته ، آن را از مراسم بزرگ مصيبت دانسته و با خداى
بزرگ در مورد نبودن آن حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) و از دست دادن سعادتهاى زمان حضور او و
گمراهى مردم بعد از وفاتش مناجات نموده و از سركشى منافقين و ستم ستمكاران و پليدى دشمنان براى او بگويد...............

ادامه نوشته

نامه ای به یک دگر اندیش

بسم الله الرحمن الرحیم
اما جواب شما در زمینه عادل :
خدای متعال عادلی به مردم هدیه کرد که همان رسول خدا صلوات الله علیه باشد .عادل یعنی کسی که جانش به تعادل رسیده ومتوازن گشته طبق سنت تکوینی وتشریعی خدای متعال
واین در زمان ما می تواند نسبی باشد
پیامبر گرامی اسلام به آن حد نهایت انسانیت وعدالت رسید که ظرف معارف وحی انتخاب شد البته تمام
این سیر وتعالی او با کمک خدای متعال بود
همانطور که رشد وتعالی ما انسان ها وجمیع موجودات به کمک باری تعالی انجام می شود
هر کسی که بیشتر به امور شرعی  واستانداردهای گذاشته شده خدای متعال در راه رشد بشری ورسیدن به قربش  تلاش نماید به عدالت نسبی می رسد ودارای شاخصه رهبری امت می شود
بعد از رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه وآله  امام علی علیه السلام بهترین گزینه برای این امر بود که خدای متعال با نصب او در غدیر به امامت  این امر را برای امت  امضاء نمود وبعد از او صالحان دیگر که تعدادشان به دوازده می رسد .
واینان بر گزیدگان برای امامت خلق بودند ولی گروهی نپذیرفتن  واین منشآء اختلاف در امت اسلامی از اول وفات رسول خدا ص شد .
علت این که نپذیرفتن بسیار است که این فرصت اندک جای ان نیست که شرح وبسط شود
قدرت طلبی  نفاق لذت جاهلیت که هنوز زمان زیادی از ان نگذشته بود وغیرو
واما اکنون :
نظر من این است بعد از بیدار باش مرحوم سید جمال تا احیای تفکر دینی مرحوم اقبال وجنبش های دیگر
وتا امروز وانقلاب اسلامی ایران که شما سعید عزیز مخالف ان هستی بنا بر پیاده کردن احکام خدای متعال و اجرای قانون او که قران کریم می باشد  بوده وتمام تلاش همین بوده وهست منتهی با شیبی گاه زیاد وگاه کم
حال این ما هستیم واین زمان واین غرب جنایتکار واین شمایان که مخالف کسانی هستید که فکر وذکرشان اسلام است
منتهی با چالش هایی گاه هولناک مثل جنگ تحمیلی که به اشاره امریکای جنایتکار شروع شد وتا حال زورگویی بی چون چرای خانواده سرمایه داری برای هدم سرمایه گذاری برای پیشرفت الگویی اسلامی وهسته ای
اکنون باید گوش جان به رهبری ایت الله خامنه ای بدهیم که فرزانه ای است بی مانند که شاید در جهان اسلام به جامعیت وپاکی وصبوریش نباشد ودر پناه خدای متعال وقران کریم ورهنمودهای ایشان با غرب جنایتکار که تمام کیان اسلام واسلامیان را نشانه رفته اند به مقابله بر خیزیم
آن زمان که صلاح الدین ایوبی ره بر صلیبیان خون اشام تاخت ودمارشان بر اورد تا اکنون که شیپور بیدارباش به دست امام خمینی ره افتاد واینک  خلف بر حقش خامنه ای بزرگ وحال این دین خدا واین شما وفردای قیامت جواب خدای متعال به هوش باشیم که کجای تاریخ ایستاده ایم ونقش ما چیست ؟وچه بکنیم که امت اسلامی نجات پیدا بکند
وخداوند یاری کند

مهجوریت قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَقَالَ الرَّسُولُ يَرَبِّ إِنَّ قَوْمِى اتَّخَذُواْ هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُوراً  ۳۰فرقان
پيامبر (در روز قيامت از روى شكايت) مى‏گويد: پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها كردند.
اين آيه، از گلايه‏ى پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله سخن مى‏گويد و آن حضرت چون «رحمة للعالمين» است نفرين نمى‏كند.
امام رضا عليه السلام فرمود: دليل آن كه در نماز، قرآن مى‏خوانيم آن است كه قرآن از مهجوريّت خارج شود. [291]
در روايات آمده است: هر روز پنجاه آيه از قرآن را بخوانيد و هدفتان رسيدن به آخر سوره نباشد، آرام بخوانيد و دل خود را با تلاوت قرآن تكان دهيد و هرگاه فتنه‏ها همچون شب تاريك به شما هجوم آوردند، به قرآن پناه بريد. [292]
به نظرم رسيد اقرار بعضى بزرگان را درباره‏ى مهجوريّت قرآن نقل كنم:
الف: ملاصدراقدس سره در مقدّمه تفسير سوره واقعه مى‏گويد: بسيار به مطالعه كتب حكما پرداختم تا آنجا كه گمان كردم كسى هستم، ولى همين كه كمى بصيرتم باز شد، خودم را از علوم واقعى خالى ديدم. در آخر عمر به فكر رفتم كه به سراغ تدبّر در قرآن و روايات محمّد و آل‏محمّدعليهم السلام بروم. يقين كردم كه كارم بى‏اساس بوده است، زيرا در طول عمرم به جاى نور در سايه ايستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله كشيد، تا رحمت الهى دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا كرد و شروع به تفسير و تدبّر در قرآن كردم، درِ خانه‏ى وحى را كوبيدم، درها باز شد و پرده‏ها كنار رفت و ديدم فرشتگان به من مى‏گويند: «سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين». [293]
ب: فيض كاشانى‏قدس سره مى‏گويد: كتاب‏ها و رساله‏ها نوشتم، تحقيقاتى كردم، ولى در هيچ يك از علوم دوائى براى دردم و آبى براى عطشم نيافتم، بر خود ترسيدم و به سوى خدا فرار و انابه كردم تا خداوند مرا از طريق تعمّق در قرآن و حديث هدايت كرد. [294]
ج: امام خمينى‏قدس سره در گفتارى از اينكه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نكرده، تأسّف مى‏خورد و به حوزه‏ها و دانشگاه‏ها سفارش مى‏كند كه قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همه‏ى رشته‏ها، مقصد اعلى قرار دهند تا مبادا در آخر عمر برايّام جوانى تأسّف بخورند. [295]
«هِجر»، جدايى با عمل، بدن، زبان و قلب را شامل مى‏شود. [296]
رابطه‏ى ميان انسان و كتاب آسمانى، بايد دائمى و در تمام زمينه‏ها باشد، زيرا كلمه‏ى «هجر» در جايى به كار مى‏رود كه ميان انسان و آن چيز رابطه باشد. [297]
بنابراين بايد تلاشى همه جانبه داشته باشيم تا قرآن را از مهجوريّت در آوريم و آن را در همه‏ى ابعاد زندگى، محور علمى و عملى خود قرار دهيم تا رضايت پيامبر عزيز اسلام را جلب كنيم.
نخواندن قرآن، ترجيح غير قرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبّر نكردن در آن، تعليم ندادنش به ديگران و عمل نكردن به آن، از مصاديق مهجور كردن قرآن است. حتّى كسى كه قرآن را فرا گيرد ولى آن را كنار گذارد و به آن نگاه نكند و تعهّدى نداشته باشد، او نيز قرآن را مهجور كرده است. [298]


291) تفسير نورالثقلين.
292) تفسير نورالثقلين.
293) مقدّمه تفسيرسوره‏واقعه.
294) رسالة الانصاف.
295) صحيفه‏نور،ج‏20،ص‏20
296) مفردات راغب.
297) التحقيق‏فى‏كلمات‏القرآن.
298) تفسير المنير .

پیام ها

۱- در قيامت يكى از شاكيان، پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله است. «و قال الرسول»
2- انتقاد از كسانى است كه آگاهانه قرآن را كنار مى‏گذارند. «اتّخذوا...» و نفرمود: «كان عندهم مهجورا»
3- جمع‏آورى و تدوين قرآن، در زمان شخص پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله انجام شده و لذا مورد اشاره و خطاب قرار گرفته است. «هذَا القرآن»
4- مهجوريّت قرآن و گلايه‏ى پيامبر و مسئوليّت ما قطعى است. («قال» فعل ماضى نشانه‏ى حتمى بودن است)
5 - تلاوت ظاهرى كافى نيست، بلكه مهجوريّت‏زدايى لازم است. «مهجورا»

منبع :تفسیر نور

تفسیر ایه مودت در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

ذَلِكَ الَّذِى يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ قُلْ لَّا  أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى‏ وَمَن يَفْتَرِفْ حَسَنَةً  نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ ۲۳ شوری
ترجمه :
اين (فضل بزرگ) چيزى است كه خداوند به بندگانش، آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند بشارت مى‏دهد. (اى پيامبر! به مردم) بگو: من از شما بر اين (رسالت خود) هيچ مزدى جز مودّت نزديكانم را نمى‏خواهم و هركس كار نيكى انجام دهد، براى او در نيكويى آن مى‏افزاييم. همانا خداوند بسيار آمرزنده و قدردان است.
نکته ها :

در آيه قبل خوانديم كه پاداش مؤمنان نيكوكار، باغ‏هاى بهشتى و رسيدن به تمام خواسته‏ها و فضل بزرگ پروردگار است. در اين آيه سخن از پاداش كسى است كه با هدايت خود صدها ميليون نفر را به اين باغ‏ها و خواسته‏ها رسانده است، يعنى پيامبر اسلام.
اگر هديه يك شاخه گل تشكّر و پاداش لازم دارد، نجات بشريّت چه پاداشى خواهد داشت. با نگاهى به قرآن مى‏بينيم كه شعار تمام انبيا اين بود كه ما جز از پروردگارمان پاداشى نمى‏خواهيم. در سوره شعراء از آيه 109 تا آيه 127، سخن حضرت نوح، هود، صالح، لوط و شعيب‏عليهم السلام و در سوره سبأ آيه 47، سخن پيامبر اسلام چنين است: مزد و پاداش من تنها بر خداوند است. «ان أجرى الاّ على اللّه»

لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمائید :

ادامه نوشته

پاسخ به شبهات بر علیه مذهب حق شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

سایت ایت الله مکارم حفظه هم الله ،جواب های کافی وخوبی به شبهات بر علیه مذهب حق اهل بیت
سلام الله علیهما داده اند .از لینک زیر وارد شوید .

http://www.makaremshirazi.org/persian/squestions/

آیه تطهیر وهمسران پیامبر (صلى الله عليه وآله)

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال: آيا اين سخن كه مقصود از آيه تطهير، همسران پيامبر(صلى الله عليه وآله) هستند صحيح مى باشد؟
جواب: گاهى گفته مى شود كه مقصود آيه تطهير، همسران پيامبر(صلى الله عليه وآله) است يا آن كه آنان مشمول آيه شريفه اند و براى اين ادعا به قراينى تمسّك كرده اند:........

لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمائید :

ادامه نوشته

غرور علمی +سعید

سلام بر دوستان خوبم
از غرور علمی بپرهیزیم که مایه دوری از قرب خدای متعال می باشد .
خضوع وخشوع وشکسته دلی وتواضع می تواند ،سر چشمه های معارف الهی را به سوی ما سرازیر کند . آن چه از علم می اندوزیم به تنهایی کار ساز نیست ،تا آن که  به فرآیندی نیکو تبدیل شود
آن زمان ،می توانیم راه های نیک بختی را بجوئیم .دنیا جویی صرف باعث مردن دل وخاکستر شدن
شیره آن خواهد شد .سبزی را پیوسته چون ارثی گران بها در گوشه جان حفظ نمائیم .
از بد دلی وغرور وله کردن ،شخصیت دیگران بپرهیزیم ،که در نزد خدای متعال تمام آفریده هایش
با ارزش هستند .بد بخت کسی که برای دنیای دیگری ،خویش به جهنم می افکند .
سعید آن کس که با چراغ معرفت خدای متعال راه می سپرد .
در هر حال گوش به بزرگان مان داشته باشیم ،وشک ودو دلی به کناری نهیم ،که ابدیت در پیش داریم .
آنانی که آن وقتی  ما در خامی وجوانی سیر می کردیم ،علمداران دشت نینوایی بودند ورستگاران اقالیم سبز ایمان .خدای متعال را به یاد داشته باشیم ،وبا تضرع وسجده ،از گناهان مان عذر خواهی کنیم
که تا چاه جان ،از گل ولای پلیدی پالایش نشود ،چشمه زلال معرفت ،از آن نخواهد جوشید .
از یاد ونام اهالی سبز ولایت غافل نباشیم .امام علی علیه السلام وفرزندان مطهرش .
قرآن کریم را ،هر روز ،چون آبشاری خوش وماوا ،بر سر زمین دل مان جاری نمائیم .
که وقت تنگ است ومنزل خطر ناک .
قبر مخوف به یاد آوریم وسختی جان کندن ،تا آرزوها کوتاه شود وجان مان سبک ورستگار .
وخدای متعال یاور مومنان است ............

با آن که مظلومی ،وقدرتو ناشناخته شده است ،ولی در قلب من جاداری .......

تصویر زیبا از رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای  - 1 --- عکسی با کیفیت و زیبا از رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای با پشت زمینه آسمان آبی

چگونه آیت الله خامنه ای رهبر شدند ؟

چگونه آیت الله خامنه ای رهبر شدند ؟

بسم الله الرحمن الرحیم
******
سلام علیكم
سوالات مربوط به این تاپیك رو برای بحث فردا قرار میدم .
********** 
همزمان با تشكیل نظام جمهوری اسلامی ایران مسئله رهبری مورد توجه جدی  امام راحل و كارگزاران نظام قرار داشت و به همین خاطر از همان ابتدا، موضوع اهمیت مجلس خبرگان در بیانات معمار بزرگ انقلاب به شكل واضح و شفاف مطرح شده بود.

تشكیل مجلس خبرگان، خود به خود، بحث آینده رهبری در نظام اسلامی را مطرح می‌ساخت؛ اما شرایط و حساسیت ویژه‌ای كه در آن زمان وجود داشت، مانند بیماری حضرت امام‌، مسأله جنگ و نوپا بودن نظام، كه هر لحظه، از سوی دشمنان تهدید می‌شد، خبرگان را بر آن داشت تا با جدیت بیش‌تری به مسأله رهبری پس از حضرت امام‌ بپردازند و اطمینان و آرامش خاطر بیش‌تری را در جامعه به وجود آورند.

 

لطفا روی ادامه مطلب کلیک نمائید:


ادامه نوشته

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى ادام الله ظل الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگينامه
رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى
را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان
چنين مى گويند..............
لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمائید :
ادامه نوشته

جنبش بي سر! (دكتر علي مطهري)

جنبش بي سر!

دكتر علي مطهري
هنر رهبري يك جنبش اجتماعي اين است كه همواره بتواند نيروهاي هوادار خود را در مسير درست و همراستا با اهداف اوليه آن جنبش هدايت كند. برخي شعارهايي كه هواداران «موج سبز» در حاشيه راهپيمايي عظيم مردم در روز قدس سر مي دادند نشان داد كه رهبران اين جريان اجتماعي از هدايت آن در مسير اهداف خود عاجزند و هركسي از ظن خود يار اين جنبش شده است. به عبارت ديگر معلوم شد كه «موج سبز» يا «راه سبز اميد» يك جنبش بي سر است و مخالفان نظام اعم از سلطنت طلبان و منافقين و همه كساني كه كينه اي از جمهوري اسلامي به دل دارند و حتي كساني كه با اسلام مخالفند در آن راه يافته اند.
آيا مي توان باور كرد كه شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» و شعار «مرگ بر روسيه» به جاي «مرگ بر اسرائيل» و شعار «جمهوري ايراني» به جاي «جمهوري اسلامي» شعار جنبشي باشد كه مدعي است مي خواهيم اصول بر زمين مانده قانون اساسي را كه شامل آزاديهاي مدني و حقوق شهروندي است عملي سازيم و اسلامي بودن نظام و همبستگي اسلامي و دفاع از سرزمين اسلامي را يك اصل مفروض و مسلم مي داند؟ آيا اين شعارها كه به معني مخالفت با روز قدس و همراهي با صهيونيسم جهاني است مي تواند مورد حمايت رهبران اين حركت اجتماعي باشد كه مدعي احياي راه امام خميني هستند؟
و چه زيبا مردم در پاسخ آن شعار گروه موسوم به «موج سبز» مي گفتند: «هم غزه، هم لبنان، جانم فداي اسلام». آنها در اين شعار خود اولا بر همبستگي اسلامي تاكيد داشتند و اين كه به قول سيد جمال الدين اسدآبادي وطن ما آنجاست كه اسلام باشد و امت اسلامي امت واحد است و مرزهاي فعلي مرزهاي قراردادي است و اشغال فلسطين به معني اشغال ايران و پاكستان و سوريه و اندونزي و غيره است و ثانيا با اين شعار خود اعلام كردند كه هيچ چيزي غير از اسلام ارزش آن را ندارد كه انسان جان خود را در راه آن فدا كند، ما ايران را به عنوان وطن اسلامي دوست داريم و الا ايران منهاي اسلام تنها يك آشيانه است و عشق به آن از قبيل عشق يك كبوتر به لانه خود است و دفاع از آن از مشتركات انسان و حيوان است. آن دفاعي ارزشمندتر است كه جنبه ايدئولوژيك و مكتبي آنهم مكتب الهي داشته باشد. اصولا انقلاب اسلامي ديد ما را از نگاه تنگ ملي به نگاه وسيع اسلامي و جهاني ارتقا داد. بازگشت به شعارهايي كه صرفا منافع ملي را مد نظر دارد و از مباني اعتقادي و انساني تهي است نوعي ارتجاع به شمار مي آيد.
بايد به اين مردم آفرين گفت كه در مقابل شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» بلافاصله اين شعار را ساختند كه «هم غزه، هم لبنان، جانم فداي اسلام». به علاوه اين مردم، خوب مي دانند كه علاوه بر وظيفه اسلامي و به تعبيري منافع اسلامي، اصولا منافع ملي ما اقتضا مي كند كه براي آزادي فلسطين تلاش كنيم.
لازم است آقايان موسوي، كروبي و خاتمي كه به هرحال رهبران اين حركت قلمداد شده اند از اين شعارها تبري جويند و اگر واقعا به دنبال اصلاحات اجتماعي و احياي اصول فراموش شده قانون اساسي در خصوص حقوق فردي و اجتماعي مردم هستند اجازه ندهند كه هواداران آنها از چارچوب اهداف آنان خارج شوند، در غير اين صورت آنها به ابزاري در دست دشمنان اسلام تبديل خواهند شد. اينكه يك حركت اجتماعي را آغاز كنيم و از آفات آن غافل بمانيم به طوري كه گروهي مانند سلطنت طلبان از اين حركت، مخالفت با اسلام و تعصب ايراني گري را بفهمند يا با تجاهل اين گونه وانمود كنند، گروه ديگري پيام بي بند و باري را دريافت كنند و گروه سوم مانند آقاي دكتر سروش رسيدن به يك حكومت فراديني را اراده نمايند، نشانه ضعف رهبري آن حركت اجتماعي است.
بديهي است نظام جمهوري اسلامي از يك حركت اجتماعي كه به دنبال احقاق حقوق مردم باشد استقبال مي كند اما رهبران آن حركت همواره بايد از منحرف شدن شعارها و تغيير اهداف اوليه آن جلوگيري كنند تا مانند آنچه كه در روز قدس اتفاق افتاد ابزار دست طرفداران انهدام نظام جمهوري اسلامي واقع نشوند. والسلام

 

جرج سوروس کیست ؟

جرج سوروس در ۱۹۳۰ میلادی در مجارستان از خانواده ای یهودی تبار متولد شد.
وی در ش
انزده سالگی برای فرار از سیستم کمونیستی اروپای شرقی به انگلستان پناهنده شده و آنجا در رشته اقتصاد تحصیل کرد. کارل پوپر یکی از اساتید وی بود و سوروس تحت تاثیر او به جامعه باز اعتقاد پیدا کرد. او بعدا به آمریکا مهاجرت کرد و در سال ۱۹۶۹ با تاسیس یک شرکت سهامی(investmentsfond) وارد فعالیتهای اقتصادی
شد.   

او برای فرار از سیستم مالیاتی آمریکا دفاتر اقتصادی خود را به هلند و جزایر دریای کاراییب منتقل نمود. سال ۱۹۸۸ سوروس با رشوه به کارمندان بانک فرانسوی سوسایتی جنرال و با اطلاعاتی که از این طریق به دست آورد، چیزی حدود سه میلیون دلار به جیب زد. این مسئله بعدها رو شد و دو سال پیش دادگاه فرانسه وی را محکوم به پرداخت جریمه ای در همین مقدار نمود. سوروس دارای دکترای افتخاری از دانشگاههای آکسفورد، مجارستان و دانشگاه آمریکایی ییل می باشد.

او در زمینه های اقتصاد، یازرگانی، جهانی سازی و خرید وفروش سهام شش کتاب نوشته و معروفیتش بیشتر به خاطر پیش بینی هایی ست که در باره موقعیت اقتصادی و بازار سهام کرده است. او بر اساس پیش بینی های خود به خرید و
فروش سهام  و ارز روی آورد و از این طریق صاحب ثروتی چند میلیارد دلاری شد.
این ثروت اما به قیمت ضربه خوردن به خیلی از کشورهای در حال توسعه بدست
آمد. هنوز بسیاری معتقدند که عامل اصلی بحران اقتصادی سال دوهزار در آسیا 
که کشورهایی مثل تایلند وتایوان را به آستانه ورشکستگی کشانده و به قیمت
فقر میلیون ها انسان تمام شد، جرج سوروس و خریدهای میلیاردی ارز این
کشورها توسط موسسه وی بوده است. 

سوروس در زمینه سیاست داخلی آمریکا تا موقع انتخاب جرج بوش هیچ فعالیتی نداشت اما پس از به قدرت رسیدن بوش  هدف خود را فعالیت برای عدم انتخاب دوباره او  اعلام کرد. برای تحقق این هدف او حدود ۲۳ میلیون دلار به احزاب چپ و سایر گروههای رقیب جرج بوش کمک کرد اما در نهایت نتوانست به هدف اعلام
شده خود دست یابد. در سالهای گذشته جرج سوروس با پیروی از نظریات
کارل پوپر استاد سابقش در رابطه با جامعه باز، به حمایت مالی از گروههای اپوزیسیون در کشورهای آسیای میانه و اروپای شرقی پرداخته و ازاین طریق
سیل انتقادات سیاستمداران این کشورها را با این دلیل که وی ابزار سیاست های آمریکاست، متوجه خود نموده است. بد نیست بدانیم که همین چند ماه پیش –
آوریل امسال، ۲۰۰۷ – سوروس به شدت دولت آمریکا را به خاطر اینکه روابط
محکمی با احزاب تندروی اسراییلی دارد واز این طریق فلسطینیان را با خود دشمن می کند،  مورد انتقاد قرار داده است.

انتقاد: جرج سوروس و تیم اقتصادی او طی سی سال گذشته از طریق خرید
وفروش نفت، ارز و سهام میلیاردها دلار سود برده اند. اما سرمایه گذاری آنها در این سه زمینه دراز مدت نبوده و فقط به سود فوری بسنده کرده اند. توضیح اینکه برای شکوفایی اقتصادی در یک شرکت تولیدی، یک منطقه یا کشور محتاج سرمایه گذاری دراز مدت و برنامه ریزی بر اساس فاکتورهای مدیریت، سرمایه و  آموزش تخصصی هستیم. استراتژی سوروس و گروهش این است که با آخرین و پیشرفته ترین روش ها کشور مشخصی را به سمت سیستم دموکراسی و  امکان سرمایه گذاری خارجی هدایت می کنند و سپس به سرعت وارد بازار ارز یا سهام آن کشور شده
و با روش های دستکاری در سهام، رشوه و خرید اطلاعات محرمانه اقتصادی، نوسانات مصنوعی در ارز یا شاخص سهام آن کشور ایجاد کرده و از این طریق هر بار میلیاردها دلار به جیب می زنند. نتیجه اش البته برای کشور مورد نظر چیزی جز فقر، ورشکستگی و سقوط ارزش ارز و سهام نیست. این روش تا حالا در کشورهای مالزی، تایلند، تایوان، روسیه، آرژانتین، اوکراین و سایر کشورهای اروپای شرقی و حتی انگلیس به کار بسته شده و نتیجه بسیار خوبی برای جرج سوروس داشته است. 

بعضی جرج سوروس را متهم به همکاری با سازمان سیا کرده اند و  معتقدند که بین این دو علایق و اهداف مشترک زیادی در رابطه با تسلط بر کشورهای در حال توسعه قرار دارد. بعضی دیگر سوروس را متهم کرده اند که با فرقه های مخفی اقتصادی و سیاسی مثل ایلومیناتها و فراماسون ها همکاری داشته و از این طریق با حمایت از جهانی سازی، جنگ و بحران تسلط خود را بر کشورها و جوامع مختلف می گسترانند. اما تاکنون هیچ سند حقوقی در این رابطه بدست نیامده است.  

نوشته ای از عبدالحسین دهقانی