دل سوخته باشی .......

بسم الله الرحمن الرحیم

دل سوخته باشی ،سر به زیر خواهی بود!
فروتن باشی ،همیشه شکر گزار خواهی بود.
شکر گزار ،نشانه اش ان است ،که عملش با حرفش یکی است .
ودر ناملایمات وشادیها ،خدای متعال را فراموش نمی کند.
اگر مصیبتی برایش پیش اید ،می گوید الحمدلله ،خدای من حکیم ودانا وبیناست .
واگر خوشی وشادی به او روی کند ،می گوید الحمدلله ،هذا من فضل ربی .
در هر دوحال شاکر است .

والحمدلله رب العالمین
وصل الله علی محمد وال اطاهرین

زندگی سخت در انتظار روی گردانان از خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ۱۲۴
 و هر كس از ياد من روي گرداند، پس همانا براي او زندگي تنگ و
سختي خواهد بود و ما او را در قيامت نابينا محشور مي كنيم .
قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ۱۲۵طه
(در قيامت خواهد) گفت : پروردگارا! چرا مرا نابينا محشور كردي در
حالي كه من (در دنيا) بينا بودم !?
نکته ها
آيه ي قبل بشارت به پيروان حق ّ مي داد، ولي اين آيه هشدار واخطار به روي گردانان از حق ّ، تا بيم و اميد در كنار هم مطرح شده و مؤثّر باشد.
در روايات ، رها كردن خط ولايت اهلبيت (ع) يا ترك كردن فريضه ي حج ، مصداق اعراض از ياد خدا شمرده شده است . (643)
مراد از سختي و تنگي زندگي ، نداشتن نيست ، بلكه بسياري از سرمايه داران به خاطر حرص ، ترس و دلهره ، در فشار و تنگنا زندگي مي كنند. (644)
سؤال : كور بودن مجرمين ، با آيه (اقرء كتابك ) (645) كه خواندن نامه اعمال نياز به چشم دارد، چگونه قابل جمع است ? پاسخ : چون در قيامت مواقف متعدّد است ، ممكن است در موقفي بينا و در موقف ديگر اعمي باشند.
روايات متعدّدي مراد از كوري در قيامت را نديدن راه حق ّ وخير دانسته اند. (646)
امام سجاد (ع) پس از تلاوت آيه ي (من اعرض ... ضنكا) فرمودند: قسم به خداوند! همانا قبر، باغي از باغهاي بهشت يا گودالي از گودال هاي جهنّم است . (647) بنابراين دامنه معيشت تنگ تا برزخ نيز ادامه دارد
پیامها
 انسان ها در انتخاب آزادند. (من اعرض )
2- فطرت انسان بر خداپرستي است ، انبيا و اديان آسماني تنها آن را يادآوري مي كنند. (عن ذكري ) (648)
3- دوري از ياد خدا مايه اضطراب ، حيرت و حسرت است ، هر چند تمكّن مالي بالا باشد. (من اعرض ...)
4- زندگي آرام و شيرين ، فقط در پرتو ياد و ذكر خداست . (من اعرض عن ذكري )
5- معنويت در زندگي مادّي نيز نقش مهمي دارد. (ومن اعرض عن ذكري فان له معيشه ضنكا)
6- كسي كه در دنيا چشم جانش را بر روي حقايق بست ، در قيامت كور محشور خواهد شد. (من اعرض يوم القيامه اعمي )
7- بي ايمان ، هم در دنيا زندگي مشقّت بار دارد و هم در آخرت از نعمت ديدن محروم است . (من اعرض معيشه ضنكا يوم القيامه اعمي )

والحمدلله رب العالمین
منبع :تفسیر نور

لطفا بازدید فرمائید.ضرر نمی کنید.نظر فراموش نشود!

بسم الله الرحمن الرحیم

http://javan200007.blogfa.com/

http://omaly111.blogfa.com/

لطفا بازدید فرمائید.

 

چرا دنیا به احمدی نژاد توجه دارد؟

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا دنیا به احمدی نژاد توجه دارد؟

 

پرفسور حمید مولانا

پرفسور حمید مولانا

 

در سال های بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم تا به امروز بسیاری از رهبران سیاسی و برجسته جهانی در نشست سالیانه مجمع عمومی از تریبون سازمان ملل سخنرانی كرده اند. «نهرو» از هند، «تیتو» از یوگسلاوی، «ناصر» از مصر، «كاسترو» از کوبا، «خروشچف» از شوروی، «كندی» از آمریكا و... ولی هیچ كدام نتوانستند همچون دكتر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، توجه اقشار مردم و دولتمردان را به خود جلب كنند.

 خروشچف در دهه 1960 در یكی از جلسات مجمع عمومی حتی با مشت زدن روی میز كوشش كرد توجه جهانیان را به خود جلب كند ولی نه خشم و عصبانیت او به عنوان رهبر یك ابرقدرت و نه فریاد كاسترو به عنوان رهبر یك انقلاب سوسیالیستی و نه طنین ضداستعماری نهرو و ناصر و تیتو توانست آن انعكاس و بازتاب و تاثیری را كه سخنان دكتر احمدی نژاد ایجاد كرده است، به وجود آورد.

 

این قضاوت و ارزیابی من تنها مبنی بر قرائت و مطالعه تاریخ روابط بین الملل و سازمان ملل نیست بلكه بیش از همه برپایه مشاهدات خود به عنوان استاد و پژوهشگر به مدت 50سال در واشنگتن و نیویورك است.

 شما باید آن روزها در صحنه حاضر می بودید تا بتوانید هرچه بهتر وسعت و عمق دریای سیاسی امروز را كه بازیگران قدرت در آن غوطه ورند تشخیص دهید.

 هوش و ذكاوت دكتر احمدی نژاد و تدبیر و شجاعت و صلابت وی را باید در چهارچوب این تلاطم جهانی درك كرد. علاقه من به مشاهده و مطالعه جایگاه او در روابط معاصر بین المللی تاثیر آنی و كوتاه مدت آن نیست بلكه اثر تاریخی، درازمدت، و مداوم آن در سطوح ملی و بین المللی است. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره) هیچ رئیس جمهور ایران به اندازه دكتر احمدی نژاد مورد توجه جهانیان قرار نگرفته است.

پس می توان پرسید كه چرا دنیا به احمدی نژاد توجه دارد؟

 

(1)

نواندیشی، عدالت خواهی، و توحیدگرایی سه محوری است كه دكتر احمدی نژاد بر آن تكیه دارد.

 به عبارت دیگر، در دنیایی كه یك ابرقدرت و امپراتوری مانند شوروی سرنگون شد و یك ابرقدرت و امپراتوری دیگر مانند آمریكا در آستانه افول است، در دنیایی كه رهبران آن مقابل ظلم و بی عدالتی سخن جدیدی ندارند و سازمان های بین المللی مقابل زورگویی و قانون شكنی و جنگ سكوت اختیار كرده اند، و در دنیایی كه اغلب سران مشروعیت خود را از دست داده و مورد اعتماد مردم خود نیستند، در چنین محیطی دكتر احمدی نژاد پیام قابل شنیدنی دارد گرچه محتویات آن به گوش و مذاق بعضی سنگین و تلخ به نظر برسد. او مسائل و موضوعاتی را در سطح بین المللی مطرح می كند كه دیگران از اظهار آن ابا داشته و خودداری می كنند. دكتر احمدی نژاد دنبال ریشه های درخت اختلاف و كشمكش است و نه شاخه های آن. او نظریه ها، فرضیه ها و پیش فرضیه های حاكم بر نظام جهانی را زیر سؤال می برد و خواستار تأمل و تفكر در آنها می شود.

 

(2)

 در دهه های 1950 و 1960 این «تیتو» و «نهرو» بودند كه بقیه دنیای به اصطلاح سوم را با همقطاران و همفكرانی مانند كاسترو و ناصر و سوكارنو و نكرومه علیه آمریكا و شوروی بسیج كردند. ولی خط مبارز این رهبران آنروزی دنیا را سكولاریسم، ملی گرایی، سوسیالیسم و خودكفایی تشكیل می داد.

امروز مرزهای روابط بین المللی و موضوعاتی كه در دستور روز قرار گرفته است با گذشته فرق می كند. نیم قرن پیش چه كسی فكر می كرد كه دین و معنویات، اسلام و ادیان الهی، فروپاشی خانواده، محیط زیست، انرژی اتمی، و كاهش منزلت زن، موضوعات مطرح شده در سطح جهانی و سازمان های بین المللی را تشكیل دهد.

 ما امروز شاهد تشكیل یك فرهنگ مقاوت علیه سلطه گرایی هستیم. این فرهنگ مقاومت در همه قاره ها در حال رشد و نمو است چیزی كه دكتر احمدی نژاد در سخنرانی سازمان ملل خود از آن به نام «جبهه همبستگی برای صلح» نام برد. این فرهنگ مقاومت را به خوبی می توان در فلسطین، در لبنان، در عراق و در كشورهای آمریكای لاتین مانند ونزوئلا، بولیوی و در اقصی نقاط آفریقا و آسیا مشاهده كرد. احمدی نژاد امروز پیشگامی در این جبهه را به عهده گرفته است.

 

(3)

 امروز جریان سلطه ستیزی در سراسر جهان یك واقعیت انكارناپذیر است. جبهه همبستگی برای صلح از نظریه انسان مدار، اخلاقی، سنت گرا، و خودكفا در رشد و توسعه عدالت اجتماعی نشأت می گیرد و بر محور معنویات و خداشناسی و توحید مستقر است.

 فرهنگ مقاومت نیز به دنبال احترام و عزت بشری بوده و به دنبال گفت وگویی است كه حركات انقلاب كنونی در جهان را موجب می شود. جلوگیری از جنگ و پیشبرد صلح، ایجاد گرایش عمومی به سوی تعامل و سازشكاری و هم زیستی، احترام به فرهنگ و ارزش ها، پشتیبانی از نهاد خانواده و اجتماع، نماد و نشانه های امروزی این فرهنگ مقاومت علیه سلطه گرایی است.

 فرهنگ مقاومت علیه سلطه گرایی در همه جوامع چه غرب و چه شرق، چه شمال و چه جنوب وجود دارد. چهارچوب اخلاقی جبهه همبستگی برای صلح كه فراتر از همه دولت ها و اقوام و ملت ها است باید مدنظر قرار گرفته و پایه بسیج عمومی برای یك امنیت و توسعه و صلح پایدار باشد.

 

(4)

اصالت و نوآوری صحبت های دكتر احمدی نژاد همان قدر كه قدرت و مشروعیت سلطه گران و دستگاه های تبلیغاتی آنها را به تكاپو انداخته است، افكار و مواضع و اندیشه های او نیز به همان اندازه در بین قشرهای مختلف ملل، به ویژه گروه هایی كه سال ها تحت استعمار و استثمار بوده اند، هیجان فوق العاده ای ایجاد كرده است.

 یك نگاه كوتاه به محور سخنرانی او در نیویورك این موضوع را به خوبی به اثبات می رساند: عدالت به جای زور و قدرت، كرامت های انسانی، حاكمیت خداپرستی، زورگویی و رویگردانی از خدا به عنوان دو عامل اساسی چالش های امروزی، نقض قوانین و حقوق بین الملل توسط قدرت های بزرگ، نقض گسترده حقوق بشر توسط آمریكا، فروپاشی خانواده و كاهش منزلت زن، توسعه تروریسم و اشغالگرایی توسط ایالات متحده، هجوم به فرهنگ های بومی و تحقیر ارزش های ملی، گستره فقر و بی سوادی و محرومیت از بهداشت در سطح جهانی، نادیده گرفتن ارزش های متعالی، ترویج فریب و دروغ و جنگ طلبی، و خاتمه یافتن موضوع هسته ای ایران.

دكتر احمدی نژاد خواهان تحول و اصلاحات اساسی و بنیادین در نظام بین المللی است. او معتقد است كه عدالت به جای قدرت باید بر نظام بین المللی حكم فرما باشد و بدین ترتیب وی مفاهیم و پیش فرضیه ها و نظریه های موجود رئالیسم یا واقعیت گرایی غرب را كه بر محور قدرت مستقر است به چالش می طلبد.

 برای او عدالت گرایی و عدالت خواهی تنها مسیر بشریت و جامعه انسانی به سوی صلح و امنیت پایدار و پویا است. دكتر احمدی نژاد به دنبال شكستن اسطوره های سیاسی است. از دیدگاه او درك مسئله و مشكل فلسطین درك و كیفیت «هولوكاست» است زیرا توجیه و چگونگی مصیبت بر یهودیان در اروپا و به دست اروپایی ها مشروعیت اشغال فلسطین را توسط صهیونیست ها و غرب به وجود آورد و به تاسیس نظام اسرائیل انجامید.

 فلسطینی ها نه در جنگ اروپا و نه در كشتار یهودیان شركت داشتند و امروز مردم فلسطین هستند كه باید از طریق رفراندوم سرنوشت خود را مشخص كنند. دوران اندیشه های مادی مبتنی بر خودخواهی و سیطره طلبی پایان یافته است و بهتر است این كشورها به جای دخالت در امور دیگران به مردم خود برسند چون دنیا نیازی به آنها ندارد.

 

(5)

 علی رغم تبلیغات گسترده ای كه برای مخدوش كردن چهره دكتر احمدی نژاد از طرف دولتمردان و رسانه های آمریكا تدارك دیده شده است، تحولات ارتباطات بین المللی و جهانی، دگرگونی های زیرساختی اطلاع رسانی، پیدایش شبكه های جدید رایو- تلویزیون در سطح جهانی، افزایش سرعت تولید و توزیع پیام به طور مستقیم از طریق ماهواره ها، و بالاتر از همه آگاهی و علاقه مخاطبان دنیا به دریافت دست اول و صحیح از مراكز اخبار و گسترش و بهره برداری هرچه بیشتر عموم مردم از اینترنت، همه و همه میدان عمل را برای رئیس جمهور ایران باز كرده و توازن و كنترل رسانه ها را كه مدت های طولانی در انحصار چند كشور غربی به ویژه آمریكا بود متلاشی كرده است.

 

متانت و مهارت دكتر احمدی نژاد در ارتباطات عمومی و ابتكارات اطلاعاتی و مردمی او در حقیقت رئیس جمهور ایران را برای اولین بار به یك رسانه جهانی انسانی ارتقا داده است.

 برای رسانه های آمریكا و دنیا اولویت سخنرانی و حضور دكتر احمدی نژاد در نیویورك بر نشست مجمع عمومی تقدم داشت. اختصاص خبرهای روز و ستون مطبوعات به رئیس جمهور ایران نگرانی و اضطراب فوق العاده ای در مقامات آمریكایی ایجاد كرده بود كه نظام آمریكا كوشش داشت آن را پنهان نگاه دارد.

 جنگ سرد بین نظام آمریكا و دكتر احمدی نژاد یك نبرد رسانه ای و اطلاعاتی است و تا امروز رسانه های آمریكا هرچه كوشش كرده اند كه رئیس جمهور ایران را به تله بیندازند، خود بیش از همه به تله افتاده اند.

 دكتر احمدی نژاد در مدت كوتاه اقامت خود در نیویورك كوشش كرد از این زیرساخت های اطلاعاتی و رسانه ای استفاده كرده و از طریق سازمان ملل و تریبون آن پیام خود را به جهانیان برساند و آمریكا را در مقابل كشورهای جهان قرار دهد. به روایت مطبوعات آمریكا 500میلیون نفر سخنان احمدی نژاد را شنیدند، چیزی كه دهه های قبل برای سران دولت ها فقط یك آرزو و رؤیا به نظر می رسید. دكتر احمدی نژاد از بی نیازی ایران به تسلیحات هسته ای صحبت كرد و موضوع قرار گرفتن ایران و آمریكا در مسیر جنگ را كم اهمیت دانست.

 

(6)

دكتر احمدی نژاد كاركرد نهادهای مهم غرب را زیر سؤال می برد و آنها را مورد استیضاح قرار می دهد. حادثه دانشگاه كلمبیا یك اتفاق بزرگ بود كه خود احتیاج به یك مقاله جداگانه دارد. آنچه در دانشگاه كلمبیا صورت گرفت حیثیت كل ادعاهای نظام سلطه و دموكراسی مبتنی بر مادی گرایی را به صحنه آورد و نشان داد كه در داخل آمریكا یك سردرگمی بزرگ درباره نوع تعامل با ایران به وجود آمده است.

مهرورزی، اعتماد به نفس، و تبحر سخنوری دكتر احمدی نژاد فوق العاده است. او در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، این نشست جهانی را به یك دادگاه بین المللی تبدیل كرد كه دادستانی آن را خود به عهده داشت.

 در دانشگاه كلمبیا خونسردی و متانت و گذشت او تحسین آور بود. حضور او در كلمبیا بحث و گفتمانی را در مجالس و محافل فرهنگی و علمی آمریكا شروع كرده است كه به عقیده من سال ها ادامه خواهد داشت.

 در ملاقات با بیش از 70 نخبه برجسته آمریكایی كه قریب به سه ساعت طول كشید، دكتر احمدی نژاد نقش یك استاد باتجربه و متبحر را ایفا كرد و در گفت وگوی خود با علما و دانشمندان اسلامی مقیم آمریكا و در سخنرانی خود در كلیسای نیویورك با پیشوایان و رهبران دینی مسیحی و یهود نشان داد كه خاورمیانه و ایران خاستگاه ادیان الهی است و ایمان و عقلانیت منزلتی بس بزرگ در سنت اسلامی دارد. تكیه او بر خداپرستان، عدالت طلبان و مهرورزان بود.

 

منبع: کیهان

علل پيدايش مذاهب در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام> فرقه‏هاى اسلامى> كليات

علل پيدايش مذاهب در اسلام

فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى، ج 1، ص 57

نويسنده: جعفر سبحانى

اگر مسلمانان در زمان پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم از وحدت خاصى برخوردار بودند، و عظمت مقام رسالت و مرجعيت مسلم او براى پيروانش، مانع از بروز دوگانگى بود، ولى پس از درگذشت او، شكاف عجيبى در ميان آنان پديد آمد، و آن وحدت و ايثار، جاى خود را به جدال و نزاع كلامى، و احيانا به نبردهاى خونين، آنهم بر سر عقائد، داد.

لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمایید:

ادامه نوشته

نخستين اختلافات در اسلام ....

بسم الله الرحمن الرحیم

نخستين اختلافات در اسلام (منبع :سایت حوزه )

كتاب: فرق و مذاهب كلامى، ص 25

نويسنده: على ربانى گلپايگانى

در زمان حيات پيامبر گرامى اختلافاتى در پاره‏اى مسايل ميان مسلمانان رخ داد. (1) ولى وجود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مانع از پيدايش فرق و مذاهب بود. پس از رحلت آن حضرت از سراى فانى به ديار باقى چند اختلاف جزئى پديد آمد كه به زودى مرتفع گرديد، يكى اختلاف درباره موت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود. چنانكه عمر بن خطاب مرگ او را انكار كرده مى‏گفت: «هر كس بگويد پيامبر از دنيا رفته است، او را خواهم كشت، بلكه او، به سان عيسى عليه‏السلام به آسمان رفته است‏» . ولى ابو بكر با خواندن آيه 143 آل عمران (2) او را از اشتباه خود آگاه ساخت و عمر گفت: «گويا تاكنون اين آيه را نشنيده بودم‏» . (3)

اختلاف ديگر درباره مكان دفن پيامبر اكرم بود. عده‏اى مى‏گفتند بايد در زادگاهش مكه مدفون گردد و عده‏اى مدينه را پيشنهاد مى‏كردند، و جمعى ديگر بيت المقدس را كه مدفن عده‏اى از پيامبران الهى است. ولى سرانجام بر دفن او در مدينه توافق كردند، چون اين حديث از پيامبر را به ياد آوردند كه فرمود:

«الانبياء يدفنون حيث‏يموتون‏».

اختلاف در مسئله امامت

مهمترين اختلافى كه در آن زمان رخ داد و ادامه يافت، اختلاف درباره امامت و خلافت‏بود.

شهرستانى در اين باره چنين مى‏گويد:

«بزرگترين خلاف ميان امت درباره امامت پديد آمد، زيرا هيچ‏گاه در اسلام درباره هيچ قاعده و اصل دينى نزاعى همانند نزاع درباره امامت واقع نشده است‏» .

اختلاف، نخست ميان مهاجرين و انصار واقع شد، و انصار پيشنهاد دادند كه هر يك از دو گروه امير و رهبرى داشته باشد، و خود سعد بن عباده را برگزيدند. ولى در اين هنگام ابو بكر و عمر وارد سقيفه بنى ساعده شدند و عمر تصميم گرفته بود كه در آن جمع مطالبى را بيان كند، ولى قبل از وى ابو بكر لب به سخن گشود و مطالبى را گفت كه مورد قبول عمر نيز بود. پس از پايان كلام ابو بكر، قبل از آنكه انصار سخنى بگويند، عمر با ابو بكر به عنوان خليفه پيامبر بيعت كرد، و ديگران نيز با او بيعت كردند، و آتش فتنه خاموش شد. ولى عمر اين بيعت را كارى حساب نشده و بدون مطالعه قبلى دانست كه خداوند مسلمانان را از شر آن حفظ كرد. (4) و گفت پس از اين نبايد تكرار شود، و اگر فردى بدون مشورت با مسلمانان با ديگرى به عنوان خليفه بيعت كند، هر دو كارى نادرست كرده و قتل آنها واجب است.

و علت اينكه انصار از ادعاى خود دست‏برداشتند، روايتى بود كه ابو بكر از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرد كه «الائمة من قريش‏» . بدين صورت كار بيعت در سقيفه پايان پذيرفت. و هنگامى كه ابو بكر به مسجد بازگشت‏ساير مسلمانان مدينه نيز با او بيعت كردند. جز ابو سفيان و عده‏اى از بنى هاشم و امير امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه‏السلام كه طبق دستور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به تجهيز و تدفين او مشغول بود. (5)

كلامى از امام على عليه‏السلام

سيد رضى در نهج البلاغة نقل كرده است: آنگاه كه خبر سقيفه به امام على عليه‏السلام رسيد، از نظريه و سخن انصار جويا شد، به او گفته شد: انصار گفتند: «منا امير و منكم امير» . امام فرمود: چرا با وصيت پيامبر در حق آنها با آنها احتجاج نكرديد كه دستور داد تا در حق نيكوكارانشان احسان شود، و از خطاى خطاكارانشان عفو گردد. پرسيدند: در اين سفارش پيامبر چه احتجاجى عليه آنهاست؟امام عليه‏السلام فرمود: «لو كانت الامارة فيهم، لم تكن الوصية بهم‏» ، اگر امارت و رهبرى حق آنان بود، به چنين سفارشى در مورد آنان نياز نبود. زيرا معمولا سفارش رعيت را به رهبر مى‏كنند كه با آنان از روى احسان و گذشت عمل كند.

آنگاه امام عليه‏السلام از نظريه و سخن قريش (مهاجرين) جويا شد. به او گفته شد: آنان به اينكه همانند پيامبر از شاخه‏هاى يك درختند احتجاج كردند. امام فرمود: «احتجوا بالشجرة و اضاعوا الثمرة‏» (6) ، به درخت احتجاج كردند و ميوه آن را تباه ساختند.

كنايه از اينكه ثمره نبوت كه آيين اسلام است‏با امامت تكميل مى‏شود، چنانكه در جريان غدير خم آيه «اكمال دين‏» نازل گرديد.

در هر حال از اين جا امت اسلامى به دو دسته تقسيم شد، يك دسته با استناد به آيات قرآن و احاديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم معتقد بودند كه خليفه پيامبر و امام مسلمين از جانب خداوند تعيين شده و او امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه‏السلام است. شيخ صدوق در كتاب خصال نام دوازده تن از بزرگان مهاجرين و انصار و احتجاجات آنان را با ابو بكر در اين باره نقل كرده است. (7)

و دسته دوم (به دلايلى كه در جاى خود ذكر شده است) (8) آيات و احاديث مربوط به امامت را ناديده گرفته، راه تعيين خليفه پيامبر و امام مسلمين را انتخاب و بيعت مردم دانستند، گرچه آغاز بيعت در مورد اولين خليفه پيامبر و امام مسلمين را انتخاب و بيعت مردم

دانستند گرچه آغاز بيعت در مورد اولين خليفه، همان گونه كه بيان گرديد، از طريق مشورت و انتخاب مسلمانان نبود. و در هر حال همين عمل مبناى نظريه و اعتقاد اهل سنت در باب امامت گرديد، چنانكه در كتب كلامى بيان شده است. (9)

در پايان يادآور مى‏شويم كه امام به خاطر حفظ مصالح كلى اسلام و مسلمين، از توسل به خشونت و زور براى احقاق حق خود در باب امامت‏خوددارى كرد. چنانكه فرمود:

«لقد علمت انى احق الناس بها من غيرى و الله لاسلمن ما سلمت امور المسلمين، و لم يكن فيها جور الا على خاصة، التماسا لاجر ذلك و فضله، و زهدا فيما تنافستموه و زهدا فيما من زخرفه و زبرجه‏» . (10)

من خود را براى خلافت‏سزاوارتر از ديگران مى‏دانم، و به خدا سوگند تا وقتى امور مسلمانان سالم بماند و جز بر من ستم نشود، تسليم خواهم بود، تا اجر و فضيلت اين كار را دست آورم و زهد و بى‏رغبتى خود را در زر و زيور دنيا، كه شما در ست‏يافتن به آن به مسابقه برخاسته‏ايد، ثابت كنم.

پى‏نوشت‏ها:

1- ر. ك: ملل و نحل شهرستانى، ج 1، ص 21- 22، بحوث فى الملل و النحل، ج 1، ص 42- 43.

2- «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم. . . » .

3- ملل و نحل شهرستانى، ج 1، ص 23.

4- «ان بيعة ابى بكر كانت فلتة وقى الله المسلمين شرها» .

5- ملل و نحل، ج 1، ص 24.

6- نهج البلاغة، خطبه 64.

7- مهاجرين عبارتند از: 1- خالد بن سعيد بن عاص، 2- مقداد بن اسود، 3- عمار بن ياسر، 4- ابو ذر غفارى، 5- سلمان فارسى، 6- عبد الله بن مسعود، 7- بريده اسلمى. و انصار عبارتند از: 1- خزيمة بن ثابت، 2- سهل بن حنيف، 3- ابو ايوب انصارى، 4- ابو الهيثم بن تيهان.

8- ر. ك: المراجعات، شماره 84، ص 267- 271.

9- شرح المواقف، ج 8، ص 352.

10- نهج البلاغة، خطبه 74.