خلافکاران رايانه‌يي در کمين دختران جوان

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر ان قدر دردناک است ،که باید اشک ریخت بر حال گلهایی که مظلومانه
پر پر می شوند.
پس ای جوانان عزیز ،مواظب گرگهایی باشید که در چت رومها ،کمین کرده اند،
تا ابروی شما را ببرند .کمی به خودتان واینده وپدر ومادر وخانواده خود فکر کنید .
...............

خلافکاران رايانه‌يي در کمين دختران جوان

دختر جوان پس از ارتباط اينترنتي و فرار از خانه هنگامي که سرگردان بودند از سوي ماموران
انتظامي دستگير و تحويل دادسراي جنايي تهران شدند.

به گزارش «امين جامعه» (ارگان نيروي انتظامي)، پرونده اين 6 دخترکه ميانگين سني‌شان 14 تا 19
سال اعلام شده است، هم‌اکنون در شعبه‌هاي هشتم بازپرسي، چهارم و دوم دادياري دادسراي
جنايي در حال پيگيري و تحقيق است.

بازپرس قندي‌زاده، در شعبه هشتم بازپرسي دادسراي جنايي با اشاره به سه پرونده‌يي که در
ارتباط با فرار دختران در اين شعبه قضايي مطرح است، به خبرنگار ما گفت: چندي پيش والدين
سه دختر 16، 17 و 19 ساله با مراجعه به شعبه هشتم بازپرسي با ارايه دادخواستي عنوان
کردند، فرزندان آنها از خانه متواري شده‌اند.

بازپرس جنايي افزود: پس از ارجاع اين پرونده‌ها به پليس آگاهي و انجام تحقيقات علمي و
تخصصي مشخص شد انگيزه‌هاي مربوط به فرار اين دختران داراي يک نقطه مشترک است. به
طوري که آنها پس از ارتباط اينترنتي – چت کردن- از منازل خود متواري شده‌اند.

بازپرس جنايي تصريح کرد: پس از پيگيري اين سه پرونده ماموران موفق شدند اين دختران را که
پس از فريب و اغفال در گوشه و کنار شهرهاي کشور رها شده بودند، پيدا کنند. متاسفانه در
تحقيق از آنها معلوم شد، اين دختران به صرف اعتماد به افرادي که از طريق اينترنت پيدا کرده
بودند پس از فرار از خانه در دام‌هاي خطرناکي گرفتار شدند. به طوري که علاوه بر آزار و اذيت،
آنها از مواد مخدر شيميايي از نوع شيشه و کراک نيز استفاده کرده‌اند.

دستگيري متهمان

بازپرس جنايي افزود:‌ پس از تحقيق از اين دختران افرادي که با جلب اعتماد و فريب اين دختران
زمينه‌هاي فرار و سودجويي از آنها را رقم زده بودند، دستگير و مشخص شد اين افراد با
 پرسه‌زدن در فضاي مجازي اينترنت با شکار طعمه‌هاي خود دختران نوجوان را اغفال مي‌کنند.

قندي‌زاده اضافه مي‌کند: بي‌توجهي والدين به استفاده فرزندان و عدم کنترل ارتباط آنها
 عملا زمينه‌هاي جرم را براي دختران جوان فراهم مي‌کند.

دختران جوان در باند فساد

سليماني، داديار شعبه دوم دادسراي جنايي نيز در اين باره مي‌گويد: تاکنون پرونده‌هاي فراواني
در اين شعبه در ارتباط با فرار دختران پس از ارتباط اينترنتي در دادسراي جنايي مطرح بوده
است که نشان مي‌دهد عدم نظارت والدين خود از مولفه‌هاي بسيار مهم براي فريب و اغفال
است زيرا در «چت‌روم»‌ها اتفاقات ناگواري روي مي‌دهد

وي در ادامه افزود: براي نمونه مي‌توان به پرونده 2 خواهر جوان در دادسراي جنايي اشاره کرد
که اين دو خواهر تا نيمه‌هاي شب در پشت ميز رايانه خود با افراد مختلف چت مي‌کردند و پس از
فرار اين دو خواهر از خانه و ارجاع پرونده به پليس آگاهي اين دو خواهر در يک خانه فساد در جنوب
تهران دستگير شدند که در تحقيقات بعدي معلوم شد آنها پس از ارتباط با جواني از سوي وي
اغفال و پس از فرار از خانه و مسافرت چند روزه به شمال کشور در اين منطقه رها شده‌اند، که
در ادامه اين دو خواهر به دليل مشکلاتي که براي آنها رقم خورده از ترس والدين جرات بازگشت
به خانه خود را نداشته‌اند که سرانجام پس از مدتي که از سوي افراد مختلف تحت آزار و
اذيت قرار گرفته‌اند، تحويل زني که داراي سوابق کيفري در زمينه باند فساد بود، شده و در محلي
که اين زن در اختيار داشته، مورد سوءاستفاده قرار مي‌گرفتند.

داديار جناييدر اين باره گفت: همانگونه که اشاره کردم، پرونده‌هاي زيادي در اين ارتباط وجود دارد،
براي نمونه چندي پيش و به دنبال شکايت والدين دختر 20 ساله‌‌يي مبني بر فرار وي، هنگامي که
پس از جست‌وجوي گسترده اين دختر دستگير شد، در تحقيقات عنوان مي‌کرد: پس از آشنايي
اينترنتي با فردي که خود را دانشجوي پزشکي عنوان مي‌کرد و ادامه اين ارتباط پنهاني، يک روز
تصميم به ملاقات با او گرفتم و زماني که با اتوبوس عازم يکي از شهرهاي غربي کشور شدم
در پايانه مسافربري مرد 50ساله‌يي را مشاهده کردم که خود را جوان 25 ساله دانشجوي رشته
پزشکي معرفي مي‌کرد و چون پس از فرار از خانه جرات بازگشت به خانه را نداشتم به مدت يک
ماه در خانه اين فرد مجبور به اقامت شدم و سرانجام او مرا از خانه‌اش بيرون کرد و...

سليماني اضافه کرد: متاسفانه عدم اطلاع‌رساني بايسته و مناسب براي به صدا درآوردن زنگ
هشدار براي دختران جوان که با کنجکاوي وارد فضاي چت روم‌ها مي‌شوند، خود موجب بروز
مشکلات بسيار جدي است که در صورت بي‌توجهي از سوي خانواده‌ها در بلند مدت مشکلات
عديده‌يي را رقم خواهد زد.

سراشيبي سقوط

اميراسماعيل رضوانفر، داديار شعبه چهارم دادسراي جنايي نيز مي‌گويد: بدون ترديد اعتماد
در چت‌هاي اينترنتي نخستين گام براي قرار گرفتن در لبه پرتگاه سقوط است. وي اضافه مي‌کند:
هر ماه چندين پرونده در خصوص فرار دختران جوان پس از ارتباط اينترنتي به دادسرا ارسال
مي‌شود و در چند روز گذشته 2 پرونده‌يي که در اين شعبه مورد بررسي قرار گرفت،
نشان مي‌دهد دختران جوان به راحتي و بدون توجه به اينکه وارد چه بازي خطرناکي شده‌اند،
اقدام به ارتباط با افراد مختلف مي‌کنند.

داديار جنايي در ادامه مي‌گويد: در اين 2 پرونده دو دختر جوان که سن آنها 16 و 19 سال اعلام
شده است پس از اين ارتباط و به صرف وعده‌هاي دروغين از محل سکونت خود متواري و با
وجود آنکه وضعيت خانوادگي و مالي مناسبي داشتند، در شرايطي قرار مي‌گيرند که با اغفال و
فريب و به خاطر به دست آوردن لقمه‌يي نان به هر ذلتي تن در مي‌دادند.

وي افزود: اين دو دختر زماني که از سوي سرنشينان يک خودرو مورد مزاحمت قرار گرفته بودند
از سوي ماموران دستگير و به دادسراي جنايي منتقل شدند و متاسفانه شرايط آنها به گونه‌يي
بود که والدين اين دو دختر حاضر به پذيرش دوباره آنها در جمع خانواده خود نشدند و به ناچار هر دو د
ختر که مي‌توانستند با کمي تامل و دورانديشي آينده روشني را در کنار والدين خود رقم بزنند،
تحويل بهزيستي شدند تا از آنها نگهداري شود.

داديار جنايي تاکيد مي‌کند: هر روزي که مي‌گذرد، استفاده از فناوري فراگيرتر مي‌شود اما
در کنار اين موضوع بايد والدين به اين نکته توجه داشته باشند، آيا فرزندان‌شان در استفاده
از اينترنت آگاهي و هوشياري لازم را دارند يا نه؟

پس بايد هوشيار بود زيرا افراد شياد و مجرم اکنون در پشت مانيتورهاي رايانه خود در انتظار
فريب و اغفال هستند.
نظرات كاربران:
بسمه تعالي
همه نيازهاراكه نمي توان با پول رفع نمود وعلاوه بر والدين محيط كه شامل مدرسه وتلويزيون و... مي باشد خيلي موثر است چقدر احساس مسوليت مي كنندوآيا وقت آن نرسيده است كه از سرمايه هاي اصلي كه درواقع جوانان ونيروي انساني هر كشور ي مي باشند پاسداري نماييم واز اين نكته غافل نباشيم كه فكر پول ايجاد مي كند نه اينكه پول فكر ايجاد كند

ایه ای که در حال تلاوت می باشد...................

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رب اجعل لي آية قال آيتك الا تكلم الناس ثلاث ليال سويا (10)
سوره مریم

ترجمه :

عرض كرد: «پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده!» فرمود: «نشانه تو اين است كه سه شبانه روز قدرت تكلم (با مردم) نخواهى داشت; در حالى كه زبانت سالم است!» (10)

توضیح :داستان حضرت ذکریا پیامبر (ع ) است ،که خدای متعال به او در سن پیری وعده داشتن فرزند داده بود .و او به خدای متعال عرض کرد ،
نشانه ان چیست .........وایه همین را می گوید ............

نامه اول امام علی علیه السلام در نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم
سخنی با خوبان ودوستان گلم :
سعی نمائیم از نهج البلاغه مولی علی علیه السلام ،
در زمانهایی استفاده نمائیم ،تا از کوثر ولایت منفعتی نیکو برده باشیم  .
وقتی قران کریم می خوانیم در محضر خدای متعال نشسنه
وبهره می بریم .وقتی نهج البلاغه می خوانیم ،در محضر مولی علی
علیه السلام نشسته وبهره می بریم .......................
واز عمرمان استفادهای مفید بکنیم تا در روز قیامت حسرت نخوریم .
امین

متن عربي
[ 1 ] رسائل أمير المؤمنين عليه السلام
باب المختار من كتب مولانا أمير المؤمنين علي عليه السلام و رسائله إلى أعدائه و أمراء بلاده و يدخل في ذلك ما اختير من عهوده إلى عماله و وصاياه لأهله و أصحابه
و من كتاب له ع إلى أهل الكوفة عند مسيره من المدينة إلى البصرة
مِنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى أَهْلِ اَلْكُوفَةِ جَبْهَةِ اَلْأَنْصَارِ وَ سَنَامِ اَلْعَرَبِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي
أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَمْرِ عُثْمَانَ حَتَّى يَكُونَ سَمْعُهُ كَعِيَانِهِ إِنَّ اَلنَّاسَ طَعَنُوا عَلَيْهِ فَكُنْتُ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ أُكْثِرُ اِسْتِعْتَابَهُ وَ أُقِلُّ عِتَابَهُ وَ كَانَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَيْرُ أَهْوَنُ سَيْرِهِمَا فِيهِ اَلْوَجِيفُ وَ أَرْفَقُ حِدَائِهِمَا اَلْعَنِيفُ وَ كَانَ مِنْ عَائِشَةَ فِيهِ فَلْتَةُ غَضَبٍ فَأُتِيحَ لَهُ قَوْمٌ فَقَتَلُوهُ وَ بَايَعَنِي اَلنَّاسُ غَيْرَ مُسْتَكْرَهِينَ وَ لاَ مُجْبَرِينَ بَلْ طَائِعِينَ مُخَيَّرِينَ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ دَارَ اَلْهِجْرَةِ قَدْ قَلَعَتْ بِأَهْلِهَا وَ قَلَعُوا بِهَا وَ جَاشَتْ جَيْشَ اَلْمِرْجَلِ وَ قَامَتِ اَلْفِتْنَةُ عَلَى اَلْقُطْبِ فَأَسْرِعُوا إِلَى أَمِيرِكُمْ وَ بَادِرُوا جِهَادَ عَدُوِّكُمْ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ
ترجمه مرحوم دکتر شهیدی

باب گزيده نامه‏هاى مولاى ما امير مؤمنان است،
به دشمنان و فرمانگزاران او در شهرها، و در اين باب گزيده‏اى از عهدنامه‏ها به كاركنانش و وصيتها كه به كسان و يارانش فرموده، آمده است.
1 از نامه‏هاى اوست
به مردم كوفه، هنگامى كه از مدينه به بصره مى‏رفت از بنده خدا، على امير مؤمنان،
به مردم كوفه كه در ميان انصار پايه‏اى ارجمند دارند، و در عرب مقامى بلند من شما را از
كار عثمان آگاه مى‏كنم، چنانكه شنيدن آن همچون ديدن بود: مردم بر عثمان خرده گرفتند. من يكى از مهاجران بودم بيشتر خشنودى وى را مى‏خواستم و كمتر سرزنشش مى‏نمودم، و طلحه و زبير
آسانترين كارشان آن بود كه بر او بتازند، و برنجانندش و ناتوانش سازند. عايشه نيز سر برآورد و
خشمى را كه از او داشت، آشكار كرد و مردمى فرصت يافتند و كار او را ساختند. پس مردم با
من بيعت كردند، نه نادلخواه و نه از روى اجبار بلكه فرمانبردار و به اختيار.
و بدانيد كه مدينه 1 مردمش را از خود راند، و مردم آن در شهر نماند.
ديگ آشوب جوشان گشت، و فتنه بر پاى و خروشان. پس به سوى امير خود شتابان بپوييد
و در جهاد با دشمنتان بر يكديگر پيشى جوييد ان شاء اللّه.

آيت‌الله خامنه‌اي: شریعتی، یک چهره مظلوم...................

بسم الله الرحمن الرحیم

 آيت‌الله خامنه‌اي در تاریخ 30خرداد 1360 همزمان با پنجمین سال درگذشت دکتر علی شریعتی در مصاحبه ای با روزنامه جمهوری اسلامی به بیان نظرات خویش در خصوص ابعاد شخصیتی شریعتی و نقد مخالفان و موافقان وی پرداختند.

در این مصاحبه ایشان شریعتی را یک چهره همچنان مظلوم معرفی و می افزایند: یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

سايت «فردا»، همزمان با سی و یکمین سال درگذشت وی این مصاحبه را منتشر کرده است.

با توجه به اینکه شما با دکتر شریعتی سابقه صمیمیت دوستی داشتید و با او از نزدیک آشنا بودید آیا تمایل دارید درمورد چهره و شخصیت او با ما مصاحبه کنید؟

جواب - بسم الله الرحمن الرحیم

بله من حرفی ندارم که درباره شخصیت شریعتی و معرفی شخصی از جوانب این انسانی که برای مدت های مدیدی مرکز و محور گفتگوها و قال و قیل های زیادی بوده، آشنایی های خودم را تا حدودی که در این فرصت می گنجد بیان کنم
. ........ادامه دارد ......

لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمائید.......

ادامه نوشته

در فتنه ها راه پیدا کردن مشکل است ..............

بسم الله الرحمن الرحیم

در فتنه ها راه پیدا کردن مشکل است .انگاه که گردو غبار از طرف منافقان واغیار
به هوا بلند شود ،تو راه را تشخیص نخواهی داد .........
در همچو زمانی ،چشم به علم جلودار داشته باشیم وگوش به فرمانش .......
که مومن ولایی وولایتمدار در این لحظه ها از دیگران جدا می شود .
انانی که در واقعه حکمین گوش به مولی علی علیه السلام دادن .......
انانی که در جریان تاراج فرش زیر پای امام حسن علیه السلام طرف او بودن .........
انانی که در شب عاشورا اردوی پر برکت حسینی را ترک نکردن وتا ابد جاودانه ماندن ....
وامروز هم .......از ان روزهاست ..........
وما رهبرمان را تنها نخواهیم گذاشت...........
هر جا که دست اشارت او تعیین کند ،ما به همان سو خواهیم رفت .........
واین چنین میزان می شویم ........
واین گونه سبز می مانیم ...........
وتا ابد در دسته فائزین وحزب خدا خواهیم بود ........
که :
همانا حزب خدا پیروز است ......
الا ان حزب الله هم المفلحون
......................هم الغالبون

والحمدلله رب العالمین

 

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ .........ایه تلاوتی وبلاگ  سوره حشر ایه 21

بسم الله الرحمن الرحیم

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿21﴾
اگر اين قرآن را بر كوهى فرومى‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و]
از هم ‏پاشيده مى‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مى‏زنيم باشد كه آنان بينديشند
(21)

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ ﴿22﴾
اوست‏خدايى كه غير از او معبودى نيست داننده غيب و آشكار است اوست رحمتگر مهربان
(22)

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ
الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ
﴿23﴾
اوست‏خدايى كه جز او معبودى نيست همان فرمانرواى پاك سلامت[بخش و]
مؤمن [به حقيقت‏حقه خود كه] نگهبان عزيز جبار [و] متكبر [است] پاك است‏خدا از آنچه [با او]
شريك مى‏گردانند
(23)
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
﴿24﴾
اوست‏خداى خالق نوساز صورتگر [كه] بهترين نامها [و صفات] از آن اوست آنچه
در آسمانها و زمين است [جمله] تسبيح او مى‏گويند و او عزيز حكيم است
(24)

.....................

تعقیب کننده ای خطر ناک تر ..............

بسم الله الرحمن الرحیم

تعقیب کننده ای خطر ناک تر از مرگ سراغ داری ؟

دشمنی بزرگتر از شیطان،برای فرزند ادم  سراغ داری ؟

علمی نافع تر از حکمت می شناسی ؟

دردی بدتر از جهالت ،وجود دارد ؟

دوستی ،ناگوارتر از احمق هست ؟

مایعی مرگبارتر از شراب انگور ،برای ادمیزاد هست ؟

زائر

 

واقعا چه سخن بزرگی !!!!!!!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستی می گفت :
کاری را که برای شروع ان نمی توانی بسم الله الرحمن الرحیم بگویی ،
انجام نده .
واقعا چه سخن بزرگی !!!!!!!!!!

کار کردن ............

بسم الله الرحمن الرحیم

کار کردن حتما به این نیست که اقتصادی باشد ،
کار معنوی هم می تواند کار به حساب بیاید،
همه کارها که نباید به پول ختم شود ،
ساختن واباد کردن جان ادمیان بالاتر از هر پولی می باشد .........

چکار کنیم تا سرطان نگیریم ........(سلامتی )

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نتايج تحقيقات پزشكان نشان داده كه تنها با ايجاد چند تغيير ساده در زندگي روزانه مي توان خطر ابتلا به سرطان را به طور قابل ملاحظه اي كاهش داد. اين نتايج در 31 نكته مهم زير به طور خلاصه ارائه شده است:
11- هر زمان كه مي خواهيد دستشويي برويد، سري به آشپزخانه بزنيد و يك ليوان آب بنوشيد، مطالعات منتشر شده در مجله پزشكي نيوانگلند چاپ 1996 نشان داده است كه خطر ابتلا به سرطان مثانه در مرداني كه روزانه 6 ليوان آب مي نوشند به نصف كاهش مي يابد. در پژوهش ديگري بين ميزان آبي كه زنان مي نوشيدند و خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ ارتباط ديده شد. با نوشيدن مقدار زيادي آب اين احتمال تا 45 درصد كاهش مي يابد.

ادامه نوشته

درمکتب امام (توجه ويژه اسلام به زنان)

بسم الله الرحمن الرحیم

توجه ويژه اسلام به زنان
و اما مسئله اي كه بايد توجه داشته باشيم اين است كه زناني كه مي خواهند ازدواج كنند، از همان اول مي توانند اختياراتي براي خودشان قرار دهند كه نه مخالف شرع باشند و نه مخالف حيثيت خودشان، مثلاً مي توانند از اول شرط كنند كه اگر چنانچه مرد فساد اخلاق داشت و يا اگر بدرفتاري با زن كرد، زن وكيل باشد در طلاق، اسلام براي زنان حق قرار داده است. اسلام اگر محدوديتي براي زنان و مردان قائل شده است، همه به صلاح خودشان بوده است. اسلام همانگونه كه حق طلاق را براي مرد قرار داده است، اين حق را براي زن هم قرار داده است كه در وقت ازدواج شرط كند كه اگر با من چه كردي و چه كردي، من وكيل باشم در طلاق و اگر اين شرط را كرد، مرد ديگر نمي تواند او را معزول كند. اگر مردي با زني بدرفتاري كرد، اسلام او را منع مي كند و اگر گوش نكرد، او را حد مي زند و اگر گوش نكرد، «مجتهد» زن را طلاق مي دهد.
صحيفه نور - ج5 - ص154-153

روستای حجیج در کردستان

روستای حجیج در کردستان

روستای حجیج در کردستان

فهرست موجود در صفحات جدا گانه جدید

بسم الله الرحمن الرحیم

http://omaly110.blogfa.com/page/quran1.aspx

ایات قرائت شده در وبلاگ را ببینید ........

http://omaly110.blogfa.com/page/qran2.aspx
مشعشعين؛ نهضتى سياسى ـ مذهبى از غلات شیعه در ایران

http://omaly110.blogfa.com/page/picture3.aspx

روستای حجیج در کردستان

http://omaly110.blogfa.com/page/pjcture2.aspx

روستای حجیج در کردستان

http://omaly110.blogfa.com/page/picture1.aspx

عکس روستای حجیج در کردستان

در بلا هم می چشم لذات او ×××مات اویم مات اویم مات او

بسم الله الرحمن الرحیم

 باز جواب گفتن ابلیس معاویه را

 
مولوی
 

گفت ما اول فرشته بوده‌ایم

راه طاعت را بجان پیموده‌ایم

سالکان راه را محرم بدیم

ساکنان عرش را همدم بدیم

پیشه‌ی اول کجا از دل رود

مهر اول کی ز دل بیرون شود

در سفر گر روم بینی یا ختن

از دل تو کی رود حب الوطن

ما هم از مستان این می بوده‌ایم

عاشقان درگه وی بوده‌ایم

ناف ما بر مهر او ببریده‌اند

عشق او در جان ما کاریده‌اند

روز نیکو دیده‌ایم از روزگار

آب رحمت خورده‌ایم اندر بهار

نی که ما را دست فضلش کاشتست

از عدم ما را نه او بر داشتست

ای بسا کز وی نوازش دیده‌ایم

در گلستان رضا گردیده‌ایم

بر سر ما دست رحمت می‌نهاد

چشمه‌های لطف از ما می‌گشاد

وقت طفلی‌ام که بودم شیرجو

گاهوارم را کی جنبانید او

از کی خوردم شیر غیر شیر او

کی مرا پرورد جز تدبیر او

خوی کان با شیر رفت اندر وجود

کی توان آن را ز مردم واگشود

گر عتابی کرد دریای کرم

بسته کی گردند درهای کرم

اصل نقدش داد و لطف و بخششست

قهر بر وی چون غباری از غشست

از برای لطف عالم را بساخت

ذره‌ها را آفتاب او نواخت

فرقت از قهرش اگر آبستنست

بهر قدر وصل او دانستنست

تا دهد جان را فراقش گوشمال

جان بداند قدر ایام وصال

گفت پیغامبر که حق فرموده است

قصد من از خلق احسان بوده است

آفریدم تا ز من سودی کنند

تا ز شهدم دست‌آلودی کنند

نه برای آنک تا سودی کنم

وز برهنه من قبایی بر کنم

چند روزی که ز پیشم رانده‌ست

چشم من در روی خوبش مانده‌ست

کز چنان رویی چنین قهر ای عجب

هر کسی مشغول گشته در سبب

من سبب را ننگرم کان حادثست

زانک حادث حادثی را باعثست

لطف سابق را نظاره می‌کنم

هرچه آن حادث دو پاره می‌کنم

ترک سجده از حسد گیرم که بود

آن حسد از عشق خیزد نه از جحود

هر حسد از دوستی خیزد یقین

که شود با دوست غیری همنشین

هست شرط دوستی غیرت‌پزی

همچو شرط عطسه گفتن دیر زی

چونک بر نطعش جز این بازی نبود

گفت بازی کن چه دانم در فزود

آن یکی بازی که بد من باختم

خویشتن را در بلا انداختم

در بلا هم می‌چشم لذات او

مات اویم مات اویم مات او

چون رهاند خویشتن را ای سره

هیچ کس در شش جهت از ششدره

جزو شش از کل شش چون وا رهد

خاصه که بی چون مرورا کژ نهد

هر که در شش او درون آتشست

اوش برهاند که خلاق ششست

خود اگر کفرست و گر ایمان او

دست‌باف حضرتست و آن او

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش×××گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور

بسم الله الرحمن الرحیم

غزل شماره ۲۸۶

 
حافظ
 

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش

و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

سخت می‌گردد جهان بر مردمان سختکوش

وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک

زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش

با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام

نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور

گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش

در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید

زان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش

بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست

یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش

ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد

آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

نمايي از زندگي و افكار استاد مصباح

بسم الله الرحمن الرحیم

قدر علمایان متعهد ،این دژهای استوار اسلام عزیز را پاس بداریم ،
وبرای چند صباح قدرت وحکومت همدیگر را خراب نکنیم .
که خدای متعال ناظر بر اعمال ما هست ...........
***
نمايي از زندگي و افكار استاد مصباح

ترور شخصيت حضرت آيت الله مصباح يزدي از طريق تقطيع و تعريف سخنان ايشان و يا هتاكي به اين شخصيت ارزشمند، نه واقعيت نوظهور و تازه اي است و نه خاص آقاي محتشمي پور. همگان به ياد دارند كه با آغاز شدن سلسله مباحث ايشان به عنوان سخنران پيش از خطبه هاي نماز جمعه تهران از اواخر سال 1377- كه به موضوع «نظريه سياسي اسلام» اختصاص داشت- روشنفكرنماها، گروه ها و جريان هاي سياسي غرب گرا، روزنامه هاي زنجيره اي و به طور كلي اكثريت «مدعيان اصلاحات»، همواره سعي در تخريب شخصيت و وارونه جلوه دادن افكار و آراء استاد در افكار عمومي داشته اند. اين واقعيت تا حدي روشن و برجسته است كه مي توان گفت در طول دوران حاكميت اصلاح طلبان (سال هاي 84-1376) هيچ شخصيت انديشمند و متفكري به اندازه ايشان مورد هجوم رسانه اي و سياسي آنها قرار نگرفت.
در طي روزهاي اخير، آقاي محتشمي پور- مطابق سنت تثبيت شده خود- ادعاهاي زير را در ضمن سخنراني، عليه آيت الله مصباح مطرح كرده است:
«آيا اين مظلوميت انقلاب و امام نيست كه تمام كساني كه همراه امام بودند كنار روند و مجموعه اي كه يك روز هم با انقلاب و امام نبودند بيايند و داعيه دار و مفسر انقلاب اسلامي شوند و به نام امام در قم، مؤسسه ايجاد كنند؟»
«افرادي كه امروز در ميان پايگاه هاي نظامي، حضور مي يابند و افكار خود را به نام افكار امام به جوانان القاء مي كنند؛ يك ذره به تفكر امام ايمان نداشته و ندارند.»!!
«هيچ تفاوت بين فرقه مصباحيه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد.»
وي براي ادعاهاي شگفت آور و به خيال خود، دلايلي نيز ارائه كرده كه در كنار نقل آنها، پاسخ هر يك را عرض مي كنيم تا تصور نشود كه مي توان با حربه «تكرار ادعاها» و «ايجاد موج رسانه اي»، اكاذيب را به عنوان حقايق در اذهان عمومي، نهادينه و جاسازي نمود.
1- از سال 44 در تمام اعلاميه هايي كه علما و روحانيون قم و شهرستان ها امضا كرده اند، حتي يك امضا از اين آقا ديده نمي شود و چه شد كه اين افراد، اين گونه انقلابي شدند؟!»
در پاسخ بايد گفت:
الف. حضرت استاد مصباح، نزديك به هجده اعلاميه مربوط به علما و فضلاي حوزه علميه را طي سال هاي 57-1342 امضا كرده اند كه تصاوير اصل برخي از آنها در كتاب «مصباح دوستان» آمده است.
ب. البته فعاليت ايشان محدود به امضا كردن چند اعلاميه نيست، بلكه استاد در كنار برنامه ها و فعاليت نظري و عقيدتي وسيع، اولاً اعلاميه هاي ضد رژيم را چاپ و توزيع مي كردند، ثانياً شخصاً نشريه اي با عنوان «انتقام» را كه دربردارنده مواضع بسيار تند عليه شاه بود منتشر مي كردند. ثالثاً با نشريه «بعثت» كه آن نيز مخفي و محرمانه بود همكاري داشتند، رابعاً ساواك مدت ها در تعقيب ايشان بود و حتي ايشان چند بار مورد بازجويي ساواك قرار گرفتند، خامساً با گروه هاي اسلامي مبارز از جمله هيات هاي مؤتلفه اسلامي، ارتباط و همكاري داشتند و... اسناد مكتوب تمامي اين موارد، موجود و قابل دسترسي است.
2- «مصباح يزدي هيچ مسئوليتي در دوران امام نداشت.»
پاسخ مغالطه فوق اين است كه:
الف. بر فرض كه ايشان هيچ گونه مسئوليت حكومتي در دوران حضرت امام (ره) نداشتند، آيا از اين مطلب مي توان مخالفت ايشان با امام را نتيجه گرفت؟! مگر شرط همسويي و موافقت با امام، پذيرش مسئوليت در نظام است؟!
ب. پرسش ديگر اين است كه مگر «مسئوليت» تنها عبارت است از جايگاه ها و سمت هايي اجرايي در نظام؟! آيا فعاليت هاي طاقت فرسا و بلندمدت آموزشي و تربيت نيروي انساني كارآمد فكري براي آينده انقلاب اسلامي، «مسئوليت» نيست؟! آيا شركت در مناظره هاي سرنوشت ساز با نظريه پردازان ماركسيست، حضور در كنفرانس ها و همايش علمي بين المللي به عنوان نماينده تفكر نظام اسلامي، شركت فعال و نقش آفريني كم نظير در ستاد انقلاب فرهنگي، همكاري با مؤسسه در راه حق، تأسيس بنياد فرهنگي باقرالعلوم و ده ها مورد ديگر از اين دست، «مسئوليت» و «تلاش براي اعتلاي انقلاب اسلامي» نيست؟!
ج. آيا بزرگواراني نظير علامه شهيد مرتضي مطهري مسئوليت اجرايي داشتند و آيا به نظر آقاي محتشمي پور استاد مطهري نيز مخالف امام (ره) بوده است؟!
3- «امام هرگز تفكر او را قبول نداشت!»
در مقابل اين ادعا بايد پرسيد:
الف. چه دليلي براي انتساب اين ديدگاه به امام راحل وجود دارد؟! آيا «دست خط يا صدايي از ايشان» در اين باره موجود است؟! اگر هست لازم است ارائه شود و اگر نيست، بنا به فرمايش خود امام در وصيت نامه اش، اين مطلب «سنديت و اعتبار» ندارد.
ب. اگر حضرت امام با نظر استاد مصباح مخالفت داشت، چرا ايشان پرداخت هزينه مؤسسه آموزشي استاد را پذيرفتند و حتي به وي توصيه كردند كه حجم فعاليت هاي مؤسسه را دو برابر كنند؟! ايشان تا زمان حيات شان، تمام هزينه هاي مؤسسه را به حساب استاد مصباح واريز مي كردند. آيا امام براي بسط و نشر تفكر و انديشه اي ناصواب و غيراسلامي، بودجه صرف مي كردند؟!
4- «جريان مصباحيه حتي يك روز هم به جبهه نرفت و چگونه است كه امروز داعيه دار آن شده است و در پايگاه هاي بسيج، حضور مي يابد؟!»
اين ادعا نيز باطل است، زيرا:
الف. اگر مقصود از حضور در جبهه، شركت عملي در جنگ است، بايد گفت كداميك از علماي برجسته ديني در طول دفاع مقدس چنين كردند كه لازم آيد استاد مصباح چنين كند؟! و اگر مقصود از حضور در جبهه، نقش آفريني در آن است، بايد متذكر شد كه استاد مصباح هر از چندگاهي به جبهه رفته و در جمع رزمندگان، مباحث اعتقادي اسلام را تبيين مي كردند.
ب. استاد مصباح، خود نقل مي كنند كه يك بار از حضرت امام پرسيدند كه آيا لازم است در جبهه شركت كنم؟! امام در پاسخ به ايشان فرمودند: «هر موقع بر من واجب شد، بر شما هم واجب مي شود!» روشن است كه تكليف فردي همچون استاد مصباح كه يك متفكر اسلامي طراز اول است، شركت فعال و مستمر در جبهه و جنگ اعتقادي و ايدئولوژيك است، نه جنگ نظامي! و اگر اين حكم قابل قبول است آيا استاد در «پاسداري از سنگرهاي ايدئولوژيك» و دفاع از عقايد و ارزش هاي اسلامي، هيچ گاه سستي ورزيده اند؟!
5- «امام، جوانان را از 15 خرداد تا 22 بهمن و پايان عمر شريفش از سرمايه هاي انقلاب و كشور مي دانست و براي آنها، اهميت زيادي قائل بود در حالي كه شما آنها را افرادي منحرف، بي دين و هرزه معرفي مي كنيد.»
اين ادعا صحيح نيست، چرا كه:
الف. استاد هيچ گاه جوانان را افرادي «منحرف»، «بي دين» و «هرزه» ندانسته اند بلكه از آنجا كه جوانان را از «سرمايه هاي انقلاب و كشور» مي شمرند و براي آنها، «اهميت و ارزش بسياري» قائل هستند؛ همواره نسبت به خطر تاثيرگذاري شبهات اعتقادي بر جوانان، احتمال انحراف آنها در اثر سياست هاي ليبراليستي و اباحي گرانه دولت اصلاحات و آلوده شدن آن در بستر محصولات ضد فرهنگي برخاسته از نظريه تساهل و تسامح هشدار داده اند! اين مطلب به معني حساسيت داشتن در قبال سلامت معنوي و اخلاقي و سعادت اخروي آنهاست، نه سخيف و بي ارزش شمردن آنها!
ب. اي كاش گوينده اين سخنان، روابط سرشار از عواطف و صميميت نسل جوان را با حضرت استاد مشاهده مي كرد و به چشم خود مي ديد كه با وجود تبليغات دروغين هشت ساله مدعيان اصلاح طلبي عليه اين عالم راستين، جوانان در برنامه هاي طرح ولايت و محافل عمومي، چگونه از ايشان استقبال مي كنند و به ايشان مهر مي ورزند؟! نسل جوان فرهيخته و با بصيرت، «دلسوزي» و «دورانديشي» جناب استاد را باور دارد و انذارها و هشدارهاي ايشان را به منزله آينه واقعيت نما مي انگارد.
ج: آيا شعارهايي نظير «توپ، تانك، بسيجي ديگر اثر ندارد»! و ده ها شعار ضد انقلابي ديگر كه شما مدعيان اصلاحات در تجمعات و ميتينگ هاي خود بر زبان برخي از جوانان مي رانديد و با افتخار از آن ياد مي كرديد را فراموش كرده ايد؟!
6- «فردي مطرح مي كند كه اين جمهوريت كه امام از آن دم مي زند براساس مقتضيات قبل از انقلاب مطرح شده است وگرنه رأي مردم، ملاك نيست و در اسلام، جمهوري نداريم؛ يعني اين آقا كه در رأس فرقه مصباحيه قرار گرفته است، به دنبال ريشه كن كردن افكار امام است.»
حال آن كه حقيقت اين نيست، بلكه:
الف. تنها و تنها كافي ست گوينده اين مطلب، يك سند و يك عبارت از مجموعه آثار استاد مصباح كه دربردارنده چنين مضموني باشد ارائه دهد، آنگاه بر بطلان تفكر استاد مصباح صحه مي گذاريم! اما استاد مصباح در كداميك از آثار مكتوب يا سخنراني هاي خود منكر «جمهوريت» شده اند؟! تفكر سياسي مصباح از اوايل دهه شصت تاكنون، مضبوط و مكتوب است: «حقوق و سياست در قرآن»، «حكومت اسلامي»، «نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه»، «نظريه سياسي اسلام»، «انقلاب اسلامي؛ جهشي در فرآيند سياسي جهان» و... در كداميك از اين كتاب ها، ايشان مدعي «نفي جمهوريت» شده اند؟! يك نمونه بياوريد كافي ست.
ب. بحث استاد مصباح درباره «جمهوريت» مربوط به تفكيك «مشروعيت» از «مقبوليت» است؛ بدين معني كه ايشان معتقدند مشروعيت حكومت اسلامي ناشي از «خداوند» است و مقبوليت آن ناشي از «مردم». ناگفته پيداست كه براي تحقق حكومت ديني، وجود هر دو شرط لازم است. مگر حضرت امام تصريح نكردند كه رئيس جمهور منتخب «مردم»، اگر مورد نصب «ولي فقيه» قرار نگيرد «طاغوت» است (صحيفه نور، ج9، ص 251) و ولايت فقيه ناشي از اراده خداوند است نه خبرگان (همان، ج 1، ص 26)
7- آيا مثل اينان مثل خوارج نيست كه تفكر همه را به غير از تفكر خود تكفير مي كنند و امروز شخصيت هاي انقلاب توسط همين افراد تكفير مي شوند!»
در مقابل بايد پرسيد:
استاد مصباح كداميك از «شخصيت هاي انقلاب» را تكفير كرده است؟! يك نفر را نام ببريد!» آيا طرح انتقاد نسبت به چارچوب هاي فكري ضد امام و ديدگاه طرفداران سينه چاك آمريكا و بررسي انديشه ها و تحليل ميزان مطابقت آنها با معيارها و موازين اسلامي، «تكفير» نام دارد؟! آيا اگر كساني از مرزهاي تفكر اسلامي عبور كردند و التقاطي انديشيدند نبايد به آنها هشدار داد و آنها را از خطر انحراف فكري برحذر داشت؟! مگر استاد شهيد مطهري (ره) با همين خصوصيت ممتاز، شناخته شده و متمايز نبوده و نيست؟! رسالت و تكليف ديني متفكراني همچون استاد مصباح اين است است كه نسبت به رصد ايدئولوژيك و اعتقادي شخصيت ها، جريان ها و روند عمومي جامعه اهتمام و توجه ويژه داشته باشند و چالش ها و تهديد هاي فكري و فرهنگي را از مدت ها قبل، پيش بيني و براي آنها چاره انديشي كنند.
منبع :

http://www.kayhannews.ir/870322/14.HTM

روستای لیقوان -اذربایجان

واگر ما به یاد خدای متعال باشیم  

بسم الله الرحمن الرحیم

یادپیامبر صلوات الله علیه واله وامامان بزرگوارمان را هر روز ،در زبان
ودلمان جاری کنیم .با خواندن زیارت مرتب هر روز ......(ایام هفته  ).
وخدای متعال را همیشه در یاد ونظرمان داشته باشیم .
واگر ما به یاد خدای متعال باشیم  ،باید بدانیم که او حتما به یاد ما هست ......

والحمدلله رب العالمین