با آن که مظلومی ،وقدرتو ناشناخته شده است ،ولی در قلب من جاداری .......

تصویر زیبا از رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای  - 1 --- عکسی با کیفیت و زیبا از رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای با پشت زمینه آسمان آبی

چگونه آیت الله خامنه ای رهبر شدند ؟

چگونه آیت الله خامنه ای رهبر شدند ؟

بسم الله الرحمن الرحیم
******
سلام علیكم
سوالات مربوط به این تاپیك رو برای بحث فردا قرار میدم .
********** 
همزمان با تشكیل نظام جمهوری اسلامی ایران مسئله رهبری مورد توجه جدی  امام راحل و كارگزاران نظام قرار داشت و به همین خاطر از همان ابتدا، موضوع اهمیت مجلس خبرگان در بیانات معمار بزرگ انقلاب به شكل واضح و شفاف مطرح شده بود.

تشكیل مجلس خبرگان، خود به خود، بحث آینده رهبری در نظام اسلامی را مطرح می‌ساخت؛ اما شرایط و حساسیت ویژه‌ای كه در آن زمان وجود داشت، مانند بیماری حضرت امام‌، مسأله جنگ و نوپا بودن نظام، كه هر لحظه، از سوی دشمنان تهدید می‌شد، خبرگان را بر آن داشت تا با جدیت بیش‌تری به مسأله رهبری پس از حضرت امام‌ بپردازند و اطمینان و آرامش خاطر بیش‌تری را در جامعه به وجود آورند.

 

لطفا روی ادامه مطلب کلیک نمائید:


ادامه نوشته

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى ادام الله ظل الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگينامه
رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى
را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان
چنين مى گويند..............
لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمائید :
ادامه نوشته

20اذر شهادت ایت الله دستغیب معلم اخلاق

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت آيت‌الله دستغيب
20 آذر 1360
بسم الله الرحمن الرحیم
۲۰اذر ۱۳۶۰شهادت ایت الله دستغیب بود .........
لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید :
 
ادامه نوشته

آيت‌الله خامنه‌اي: شریعتی، یک چهره مظلوم...................

بسم الله الرحمن الرحیم

 آيت‌الله خامنه‌اي در تاریخ 30خرداد 1360 همزمان با پنجمین سال درگذشت دکتر علی شریعتی در مصاحبه ای با روزنامه جمهوری اسلامی به بیان نظرات خویش در خصوص ابعاد شخصیتی شریعتی و نقد مخالفان و موافقان وی پرداختند.

در این مصاحبه ایشان شریعتی را یک چهره همچنان مظلوم معرفی و می افزایند: یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

سايت «فردا»، همزمان با سی و یکمین سال درگذشت وی این مصاحبه را منتشر کرده است.

با توجه به اینکه شما با دکتر شریعتی سابقه صمیمیت دوستی داشتید و با او از نزدیک آشنا بودید آیا تمایل دارید درمورد چهره و شخصیت او با ما مصاحبه کنید؟

جواب - بسم الله الرحمن الرحیم

بله من حرفی ندارم که درباره شخصیت شریعتی و معرفی شخصی از جوانب این انسانی که برای مدت های مدیدی مرکز و محور گفتگوها و قال و قیل های زیادی بوده، آشنایی های خودم را تا حدودی که در این فرصت می گنجد بیان کنم
. ........ادامه دارد ......

لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمائید.......

ادامه نوشته

نمايي از زندگي و افكار استاد مصباح

بسم الله الرحمن الرحیم

قدر علمایان متعهد ،این دژهای استوار اسلام عزیز را پاس بداریم ،
وبرای چند صباح قدرت وحکومت همدیگر را خراب نکنیم .
که خدای متعال ناظر بر اعمال ما هست ...........
***
نمايي از زندگي و افكار استاد مصباح

ترور شخصيت حضرت آيت الله مصباح يزدي از طريق تقطيع و تعريف سخنان ايشان و يا هتاكي به اين شخصيت ارزشمند، نه واقعيت نوظهور و تازه اي است و نه خاص آقاي محتشمي پور. همگان به ياد دارند كه با آغاز شدن سلسله مباحث ايشان به عنوان سخنران پيش از خطبه هاي نماز جمعه تهران از اواخر سال 1377- كه به موضوع «نظريه سياسي اسلام» اختصاص داشت- روشنفكرنماها، گروه ها و جريان هاي سياسي غرب گرا، روزنامه هاي زنجيره اي و به طور كلي اكثريت «مدعيان اصلاحات»، همواره سعي در تخريب شخصيت و وارونه جلوه دادن افكار و آراء استاد در افكار عمومي داشته اند. اين واقعيت تا حدي روشن و برجسته است كه مي توان گفت در طول دوران حاكميت اصلاح طلبان (سال هاي 84-1376) هيچ شخصيت انديشمند و متفكري به اندازه ايشان مورد هجوم رسانه اي و سياسي آنها قرار نگرفت.
در طي روزهاي اخير، آقاي محتشمي پور- مطابق سنت تثبيت شده خود- ادعاهاي زير را در ضمن سخنراني، عليه آيت الله مصباح مطرح كرده است:
«آيا اين مظلوميت انقلاب و امام نيست كه تمام كساني كه همراه امام بودند كنار روند و مجموعه اي كه يك روز هم با انقلاب و امام نبودند بيايند و داعيه دار و مفسر انقلاب اسلامي شوند و به نام امام در قم، مؤسسه ايجاد كنند؟»
«افرادي كه امروز در ميان پايگاه هاي نظامي، حضور مي يابند و افكار خود را به نام افكار امام به جوانان القاء مي كنند؛ يك ذره به تفكر امام ايمان نداشته و ندارند.»!!
«هيچ تفاوت بين فرقه مصباحيه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد.»
وي براي ادعاهاي شگفت آور و به خيال خود، دلايلي نيز ارائه كرده كه در كنار نقل آنها، پاسخ هر يك را عرض مي كنيم تا تصور نشود كه مي توان با حربه «تكرار ادعاها» و «ايجاد موج رسانه اي»، اكاذيب را به عنوان حقايق در اذهان عمومي، نهادينه و جاسازي نمود.
1- از سال 44 در تمام اعلاميه هايي كه علما و روحانيون قم و شهرستان ها امضا كرده اند، حتي يك امضا از اين آقا ديده نمي شود و چه شد كه اين افراد، اين گونه انقلابي شدند؟!»
در پاسخ بايد گفت:
الف. حضرت استاد مصباح، نزديك به هجده اعلاميه مربوط به علما و فضلاي حوزه علميه را طي سال هاي 57-1342 امضا كرده اند كه تصاوير اصل برخي از آنها در كتاب «مصباح دوستان» آمده است.
ب. البته فعاليت ايشان محدود به امضا كردن چند اعلاميه نيست، بلكه استاد در كنار برنامه ها و فعاليت نظري و عقيدتي وسيع، اولاً اعلاميه هاي ضد رژيم را چاپ و توزيع مي كردند، ثانياً شخصاً نشريه اي با عنوان «انتقام» را كه دربردارنده مواضع بسيار تند عليه شاه بود منتشر مي كردند. ثالثاً با نشريه «بعثت» كه آن نيز مخفي و محرمانه بود همكاري داشتند، رابعاً ساواك مدت ها در تعقيب ايشان بود و حتي ايشان چند بار مورد بازجويي ساواك قرار گرفتند، خامساً با گروه هاي اسلامي مبارز از جمله هيات هاي مؤتلفه اسلامي، ارتباط و همكاري داشتند و... اسناد مكتوب تمامي اين موارد، موجود و قابل دسترسي است.
2- «مصباح يزدي هيچ مسئوليتي در دوران امام نداشت.»
پاسخ مغالطه فوق اين است كه:
الف. بر فرض كه ايشان هيچ گونه مسئوليت حكومتي در دوران حضرت امام (ره) نداشتند، آيا از اين مطلب مي توان مخالفت ايشان با امام را نتيجه گرفت؟! مگر شرط همسويي و موافقت با امام، پذيرش مسئوليت در نظام است؟!
ب. پرسش ديگر اين است كه مگر «مسئوليت» تنها عبارت است از جايگاه ها و سمت هايي اجرايي در نظام؟! آيا فعاليت هاي طاقت فرسا و بلندمدت آموزشي و تربيت نيروي انساني كارآمد فكري براي آينده انقلاب اسلامي، «مسئوليت» نيست؟! آيا شركت در مناظره هاي سرنوشت ساز با نظريه پردازان ماركسيست، حضور در كنفرانس ها و همايش علمي بين المللي به عنوان نماينده تفكر نظام اسلامي، شركت فعال و نقش آفريني كم نظير در ستاد انقلاب فرهنگي، همكاري با مؤسسه در راه حق، تأسيس بنياد فرهنگي باقرالعلوم و ده ها مورد ديگر از اين دست، «مسئوليت» و «تلاش براي اعتلاي انقلاب اسلامي» نيست؟!
ج. آيا بزرگواراني نظير علامه شهيد مرتضي مطهري مسئوليت اجرايي داشتند و آيا به نظر آقاي محتشمي پور استاد مطهري نيز مخالف امام (ره) بوده است؟!
3- «امام هرگز تفكر او را قبول نداشت!»
در مقابل اين ادعا بايد پرسيد:
الف. چه دليلي براي انتساب اين ديدگاه به امام راحل وجود دارد؟! آيا «دست خط يا صدايي از ايشان» در اين باره موجود است؟! اگر هست لازم است ارائه شود و اگر نيست، بنا به فرمايش خود امام در وصيت نامه اش، اين مطلب «سنديت و اعتبار» ندارد.
ب. اگر حضرت امام با نظر استاد مصباح مخالفت داشت، چرا ايشان پرداخت هزينه مؤسسه آموزشي استاد را پذيرفتند و حتي به وي توصيه كردند كه حجم فعاليت هاي مؤسسه را دو برابر كنند؟! ايشان تا زمان حيات شان، تمام هزينه هاي مؤسسه را به حساب استاد مصباح واريز مي كردند. آيا امام براي بسط و نشر تفكر و انديشه اي ناصواب و غيراسلامي، بودجه صرف مي كردند؟!
4- «جريان مصباحيه حتي يك روز هم به جبهه نرفت و چگونه است كه امروز داعيه دار آن شده است و در پايگاه هاي بسيج، حضور مي يابد؟!»
اين ادعا نيز باطل است، زيرا:
الف. اگر مقصود از حضور در جبهه، شركت عملي در جنگ است، بايد گفت كداميك از علماي برجسته ديني در طول دفاع مقدس چنين كردند كه لازم آيد استاد مصباح چنين كند؟! و اگر مقصود از حضور در جبهه، نقش آفريني در آن است، بايد متذكر شد كه استاد مصباح هر از چندگاهي به جبهه رفته و در جمع رزمندگان، مباحث اعتقادي اسلام را تبيين مي كردند.
ب. استاد مصباح، خود نقل مي كنند كه يك بار از حضرت امام پرسيدند كه آيا لازم است در جبهه شركت كنم؟! امام در پاسخ به ايشان فرمودند: «هر موقع بر من واجب شد، بر شما هم واجب مي شود!» روشن است كه تكليف فردي همچون استاد مصباح كه يك متفكر اسلامي طراز اول است، شركت فعال و مستمر در جبهه و جنگ اعتقادي و ايدئولوژيك است، نه جنگ نظامي! و اگر اين حكم قابل قبول است آيا استاد در «پاسداري از سنگرهاي ايدئولوژيك» و دفاع از عقايد و ارزش هاي اسلامي، هيچ گاه سستي ورزيده اند؟!
5- «امام، جوانان را از 15 خرداد تا 22 بهمن و پايان عمر شريفش از سرمايه هاي انقلاب و كشور مي دانست و براي آنها، اهميت زيادي قائل بود در حالي كه شما آنها را افرادي منحرف، بي دين و هرزه معرفي مي كنيد.»
اين ادعا صحيح نيست، چرا كه:
الف. استاد هيچ گاه جوانان را افرادي «منحرف»، «بي دين» و «هرزه» ندانسته اند بلكه از آنجا كه جوانان را از «سرمايه هاي انقلاب و كشور» مي شمرند و براي آنها، «اهميت و ارزش بسياري» قائل هستند؛ همواره نسبت به خطر تاثيرگذاري شبهات اعتقادي بر جوانان، احتمال انحراف آنها در اثر سياست هاي ليبراليستي و اباحي گرانه دولت اصلاحات و آلوده شدن آن در بستر محصولات ضد فرهنگي برخاسته از نظريه تساهل و تسامح هشدار داده اند! اين مطلب به معني حساسيت داشتن در قبال سلامت معنوي و اخلاقي و سعادت اخروي آنهاست، نه سخيف و بي ارزش شمردن آنها!
ب. اي كاش گوينده اين سخنان، روابط سرشار از عواطف و صميميت نسل جوان را با حضرت استاد مشاهده مي كرد و به چشم خود مي ديد كه با وجود تبليغات دروغين هشت ساله مدعيان اصلاح طلبي عليه اين عالم راستين، جوانان در برنامه هاي طرح ولايت و محافل عمومي، چگونه از ايشان استقبال مي كنند و به ايشان مهر مي ورزند؟! نسل جوان فرهيخته و با بصيرت، «دلسوزي» و «دورانديشي» جناب استاد را باور دارد و انذارها و هشدارهاي ايشان را به منزله آينه واقعيت نما مي انگارد.
ج: آيا شعارهايي نظير «توپ، تانك، بسيجي ديگر اثر ندارد»! و ده ها شعار ضد انقلابي ديگر كه شما مدعيان اصلاحات در تجمعات و ميتينگ هاي خود بر زبان برخي از جوانان مي رانديد و با افتخار از آن ياد مي كرديد را فراموش كرده ايد؟!
6- «فردي مطرح مي كند كه اين جمهوريت كه امام از آن دم مي زند براساس مقتضيات قبل از انقلاب مطرح شده است وگرنه رأي مردم، ملاك نيست و در اسلام، جمهوري نداريم؛ يعني اين آقا كه در رأس فرقه مصباحيه قرار گرفته است، به دنبال ريشه كن كردن افكار امام است.»
حال آن كه حقيقت اين نيست، بلكه:
الف. تنها و تنها كافي ست گوينده اين مطلب، يك سند و يك عبارت از مجموعه آثار استاد مصباح كه دربردارنده چنين مضموني باشد ارائه دهد، آنگاه بر بطلان تفكر استاد مصباح صحه مي گذاريم! اما استاد مصباح در كداميك از آثار مكتوب يا سخنراني هاي خود منكر «جمهوريت» شده اند؟! تفكر سياسي مصباح از اوايل دهه شصت تاكنون، مضبوط و مكتوب است: «حقوق و سياست در قرآن»، «حكومت اسلامي»، «نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه»، «نظريه سياسي اسلام»، «انقلاب اسلامي؛ جهشي در فرآيند سياسي جهان» و... در كداميك از اين كتاب ها، ايشان مدعي «نفي جمهوريت» شده اند؟! يك نمونه بياوريد كافي ست.
ب. بحث استاد مصباح درباره «جمهوريت» مربوط به تفكيك «مشروعيت» از «مقبوليت» است؛ بدين معني كه ايشان معتقدند مشروعيت حكومت اسلامي ناشي از «خداوند» است و مقبوليت آن ناشي از «مردم». ناگفته پيداست كه براي تحقق حكومت ديني، وجود هر دو شرط لازم است. مگر حضرت امام تصريح نكردند كه رئيس جمهور منتخب «مردم»، اگر مورد نصب «ولي فقيه» قرار نگيرد «طاغوت» است (صحيفه نور، ج9، ص 251) و ولايت فقيه ناشي از اراده خداوند است نه خبرگان (همان، ج 1، ص 26)
7- آيا مثل اينان مثل خوارج نيست كه تفكر همه را به غير از تفكر خود تكفير مي كنند و امروز شخصيت هاي انقلاب توسط همين افراد تكفير مي شوند!»
در مقابل بايد پرسيد:
استاد مصباح كداميك از «شخصيت هاي انقلاب» را تكفير كرده است؟! يك نفر را نام ببريد!» آيا طرح انتقاد نسبت به چارچوب هاي فكري ضد امام و ديدگاه طرفداران سينه چاك آمريكا و بررسي انديشه ها و تحليل ميزان مطابقت آنها با معيارها و موازين اسلامي، «تكفير» نام دارد؟! آيا اگر كساني از مرزهاي تفكر اسلامي عبور كردند و التقاطي انديشيدند نبايد به آنها هشدار داد و آنها را از خطر انحراف فكري برحذر داشت؟! مگر استاد شهيد مطهري (ره) با همين خصوصيت ممتاز، شناخته شده و متمايز نبوده و نيست؟! رسالت و تكليف ديني متفكراني همچون استاد مصباح اين است است كه نسبت به رصد ايدئولوژيك و اعتقادي شخصيت ها، جريان ها و روند عمومي جامعه اهتمام و توجه ويژه داشته باشند و چالش ها و تهديد هاي فكري و فرهنگي را از مدت ها قبل، پيش بيني و براي آنها چاره انديشي كنند.
منبع :

http://www.kayhannews.ir/870322/14.HTM

ناگفته‌هايي از زندگي "عماد مغنيه" از زبان يكي از همرزمانش ...


بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان جوان وخوبم ،
خواندن این مطالب باعث زیاد شدن اطلاعات شما در باره مبارزات جهانی انقلاب اسلامی
می شود.واینکه چه نیروهای مخلصی ،در حال نبرد با استکبار غرب وعوامل ان هستند.
وبه ما کمک می کند که تحلیلهای درستی، از خط مشی جهانی حکومت اسلامی ایران
داشته باشیم .موفق باشید.
زائر

خبرگزاري فارس: انيس نقاش از مبارزان قديمي لبناني كه سال‌ها همراه ياسر عرفات جنگيده است، از خاطرات آشنايي خود با شهيد "عماد مغنيه" سخن گفته و ناگفته‌هاي ترور او را بيان كرده است.
به گزارش خبرگزاري فارس انيس نقاش همرزم قديمي شهيد عماد مغنيه در گفتگو با پايگاه اطلاع‌رساني ساجد ناگفته‌هايي از زندگي و ترور وي را بيان كرده است.

* جناب آقاي نقاش، لطفا براي ما بگوييد كه شما از كي "حاج رضوان" يا همان "عماد مغنيه" را مي‌شناختيد؟

- انيس نقاش: حدودا سال 1355، كه من عضو "سازمان الفتح" به رهبري "ياسر عرفات" بودم و مسئوليت آموزش نيروهايي را در اردوگاهي در جنوب لبنان برعهده داشتم، او آمد پيش من؛ سنش تقريباً پانزده سال و نيم اين طورها بود. آن زمان اكثر گروه هاي مبارز، چپي ها و كمونيست ها بودند، و بچه هاي مومن (مسلمان) در بيروت خيلي كم بودند.
عماد آمد و گفت: "ما يك گروه از بچه هاي مومن هستيم، به من آموزش نظامي بدهيد، من مي خواهم با صهيونيست ها بجنگم."
من قبول كردم ولي او گفت: "آيا براي ديدن آموزش نظامي حتماً بايد عضو الفتح باشم؟"
كه من گفتم: "لازم نيست شما رسما عضو الفتح بشويد."

* شما آن زمان به نيروها آموزش مي داديد؟

- انيس نقاش: بله. من يك اردوگاه آموزشي داشتم كه گروه هاي زيادي مثل ماركسيست ها، مائوئيست ها، ناسيوناليست ها و گروهي هم از بچه هاي مسلمان "اخوان المسلمين" در آن جا آموزش مي ديدند. تقريباً پانزده روز آموزش اسلحه و تاكتيك و جنگ غير متقارن و اي جور آموزش ها صورت گرفت.
بعدها روابط ما ادامه پيدا كرد و به مرور خيلي نزديك تر شد. او فكر مي كرد كه براي ورود به الفتح بايد كاري انجام دهد، ..........لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمائید:

ادامه نوشته

زندگي نامه آيت الله مشكيني

زندگینامه ایت الله مشکینی رحمت الله علیه

بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی مردان خدا همراه با برکات فراون است .
وایت الله مشکینی رحمت الله علیه یکی از فرزانگان دینمداری بود که در
پایه گذاری جمهوری اسلامی نقش به سزایی داشته اند.

در گذشت ایشان ضایعه جبران ناپذیری برای نظام اسلامی ما به شمار می رود.

واین مصیبت را به تمام دوستداران انقلاب اسلامی تسلیت عرض می کنم .

حمید

ادامه دارد ...........

لطفا روی ادمه مطلب کلیک فرمایید:

 

ادامه نوشته

زندگینامه ایت الله حق شناس رحمت الله علیه

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگي‌نامه مرحوم آيت‌الله «حق‌شناس»

خبرگزاري فارس: آيت‌الله حق‌شناس كه صبح امروز در سن 88 سالگي دار فاني را وداع گفت، از عرفاي برجسته

 و اساتيد مبرز اخلاق مدارس علميه تهران به شمار مي‌آمد.ادامه دارد........

لطفا روی ادامه مطلب کلیک بفرمایید:

ادامه نوشته

اخلاص عجیب شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان

بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

مرحوم شیخ عباس قمی که خاتم المحدثین است وتالیفات گرانبهایی در زمینه های مختلف دارد

دارای اخلاص عجیبی بود ه است که یک نمونه ان را در شرح حال بزرگان نقل کردم.

واو اگر مریض می شد در استکان کوچکی ابی می ریخت ودست سبابه را در ان می انداخت

وچرخی می زدونوش جان می کرد ومریضیش  خوب می شد.

ومی گفت این انگشت انقدر قال الصادق وقال الباقرسلام الله علیهما نوشته است که اینقدر فایده از او

انتظار می رود.(نقل به مضمون )

ومفاتیح اجنان -نفس المهموم -منتهی الامال -تتمته المنتهی -خلاصت الاخبار-منازل السائرین

وفواید الرضویه کتابهایی هستند که فعلا در حافظه ام هست.

برکات کتابهای این مرد بزرگ از احصا خارج است وبرای سازندگی روح خیلی مفید است .

سعی بکنید از انها استفاده نمایید.

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

والحمدوالله رب العالمین

حمید

دعبل خزاعی شاعرفدایی اهل بیت سلام الله علیهما

بسم الله الرحمن ارحیم

دعبل خزاعی رحمت الله  عاشق اهل بیت سلام الله علیهمابود

وقتی به خدمت مولای جانان امام علی ابن موسی الرضا(ع )

رسید وقصیده تائیه خود را برای او خواند وحضرت با شنیدن

بعضی از ان به گریه افتاد.

روی ادامه مطلب کلیک کنید

حمید 

ادامه نوشته

زندگی نامه ایت الله شاه ابادی استاد عرفان امام خمینی رحمت الله علیه (منبع سایت صالحین )

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگی نامه (مرحوم ایت الله شاه ابادی استاد عرفان امام خمینی رحمت الله علیه )

 عارف کامل و  فقیه مبارز، آیة الله میرزا محمد علی شاه آبادی  در سال 1292 قمری در اصفهان در بیت  فقیه ربانی، آیة الله میرزا محمد جواد اصفهانی ( حسین آبادی) رحمة الله دیده به جهان گشود.
از همان ابتدا در محضر پدر بزرگوار خود، مقدمات علوم الهی و دروس حوزه را فرا گرفت و از محضر سایر اساتید وقت و علمای اصفهان کسب فیض نمود.
در سال 1304 قمری در سن 12 سالگی، زمانی که  پدر ایشان توسط ناصرالدین شاه به تهران تبعید گردید، به همراه پدرو برادر دیگرشان به تهران مهاجرت فرمود و در طول اقامت 16 ساله در تهران ( تا 1320 ق) به اشتغالات علمی پرداخته و اساتید دیگری را درک نمود.

ادامه دارد

حمید

ادامه نوشته

حکم مقام معظم رهبری به ایت الله مصباح یزدی در رابطه ریاست موسسه اموزشی امام خمینی (ره)

شاعر علوی عراقی چگونه شاعر شد؟!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در سر کارم با روشن شدن رایانه ،رادیو معارف هم شروع به کار می کند.

در دنیا به نظرم تنها رادیو مفید به حال مردم از دیدگاه ماورایی ،

همین رادیو

معارف باشد که مرکز ان در قم مقدس است در جوار حضرت معصومه سلام الله علیه.

وادرس ان اف ام ۹۶۲۰می باشد ودر خارج از کشور با اینتر نت قابل دریافت است .

ورادیو معارف را جستجو بکنید ،ادرس ان می اید.

چند روز پیش یکی از استادان در ضمن مباحث عشق وغیروداستان یک شاعر

 عراقی را بازگوکردونحوه شاعر شدنش را که خالی از لطف نیست بخوانید.

ادامه دارد

حمید 

ادامه نوشته

سالروز شهادت حضرت جواد سلام الله علیها راگرامی می داریم .

                              بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز شهادت اسوه تقوا وجواد اهل بیت سلام الله علیه را به

 پیشگاه امام زمام عج الله تعالی فرج الشریف ،

ومسلمانان جهان وبویژه شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم .

والحمدوالله رب العالمین

حمید

شهید مفتح منادی پیوند بین  حوزه ودانشگاه

                         بسم الله الرحمن الرحیم

شهید مفتح از شاگردان مبرز امام خمینی (ره)که در مسلخ عشق

به دست منافقان کوردل به شهادت رسید،اوازکوشش کنندگان جدی

پیوند بین دانشگاه و حوزه بود.سالروز شهادت این پاسدار صدیق اسلام

را گرامی می داریم .

والحمدوالله رب العالمین

حمید

شهیدبزرگوار ایت الله دستغیب 20اذرسالروزشهادت

                    بسم الله الرحمن الرحیم

شهید بزرگوار ایت الله دستغیب نماینده امام خمینی رحمت الله

ومعلم اخلاق در شیراز بود.ایت الله دستغیب مردی فرزانه وپاکباخته

ادامه دارد.........

حمید

ادامه نوشته

رهبرعاشقان!!!!!!(اگر با اخلاق و « زبان خوش » به سراغ روح و دل جوانان برويد ...)

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر با اخلاق و « زبان خوش » به سراغ روح و دل جوانان برويد ...

مسجدى كه بنده نماز مى‏خواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند؛ براى خاطر اينكه با جوان تماس مي گرفتيم. در همان سالها پوستينهاى وارونه مد شده بود و جوان

ادامه دارد.......

حمید

 

ادامه نوشته

شرح حال مختصری اززندگینامه مرحوم ایت الله شیخ میرزا جواداقاتبریزی (ره )

                                           بسم الله الرحمن الرحیم  

اين نوشتار كوتاه، مختصرى است از زندگانى پربار استادى عاليقدر كه اينك بر مسند افتاء و مرجعيت نشسته و با استمداد از الطاف لايزال الهى و توجهات مولايش امام عصر (عج) در صدد استمرار بخشيدن به راه گذشتگانى همچون شيخ اعظم انصارى و نائينى و كمپانى (رحمهم الله) و... و استحكام پايه هاى دين حنيف نبوى (ص) است. اميد كه پاسخى باشد براى علاقمندان كنجكاوى كه در پى آشنائى با اين ستارگان درخشان علم و عمل هستند. لازم به تذكر است كه اين نوشتار به قلم برخى از شاگردان استاد به نگارش درآمده است و خود معظم له به هيچ صورت، حاضر به تهيه زندگينامه نشدند و در مقابل اصرار دوستان، مقاومت ورزيدند.

ادامه نوشته

احضار امام جمعه خمين به بيمارستان!

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

احضار امام جمعه خمين به بيمارستان(خاطره ای ناگفته ازامام خمینی (ره ))

 

شايد در ميان آخرين خاطرات مربوط به حضرت امام در روزهاي پاياني عمر مباركشان كه شنيدن آنها حلاوتي خاص دارد و هر شنونده و خواننده را به وجد مي‌آورد خاطره احضار امام جمعه خمين به بيمارستان از سوي حضرت ايشان در جماران شنيدني‌تر از بقيه باشد.

در آن روزهاي پاياني از سوي دفتر امام به آقاي جلالي خميني امام جمعه خمين ـ زادگاه امام ـ خبر داده مي‌شود كه امام با شما كاري دارند. وقتي وي به محضر امام در بيماستان قلب بقية‌الله جماران شرفياب مي‌شود، امام از ايشان مي‌پرسند، «تحقيق كنيد و ببينيد از املاك مرحوم پدرم در خمين، چقدر ملك به من ارث رسيده است و پس از بررسي دقيق حدود اين املاك، آنها را با تشخيص خودتان بين فقرا و مستمندان شهر خمين تقسيم كنيد».

ادامه دارد.............

حمید

ادامه نوشته