وبلاگی مفید.....(خاطراتی از رهبر معظم انقلاب اسلامی )



یك خاطره‌ی جالب دیگر هم از آقای خامنه‌ای دارم. زمان جنگ آقای خامنه‌ای خانه‌ای در خیابان ایران داشتند. خانه‌ی ما در نزدیكی منزل ایشان بود. ما همشیره‌زاده‌ای داشتیم كه آن سال تصادف كرده بود. آن كسی كه به او زده بود، برای دلجویی دوچرخه‌ای برایش خرید. او دوچرخه‌اش را داد به ما كه هدیه كنیم به آقای خامنه‌ای برای اهدا به جبهه‌ها. خانواده‌ی ما دوچرخه را را فرستادند منزل آقا. آقا هم آن را به جبهه دادند. بعد از مدتی ایشان یك بار قصه‌ی این دوچرخه را در نماز جمعه تعریف كردند كه پسربچه‌هایی كه آرزوی داشتن دوچرخه را داشتند، اما دوچرخه‌شان را به جبهه اهدا كردند.  شنیدم كه نویسنده‌ی خوش‌ذوقی همین جریان را تبدیل كرد به یك كتاب داستان كودكان. فكر می‌كنم اسمش داستان یك دوچرخه باشد.حاج‌ قاسم نظیفی
http://payedars.blogfa.com/

کسی که امام زمان(عج)«برادر»خطابش کرد

امروز، روز بزرگداشت «شیخ مفید» است. دانشمندی که در زمان حیاتش 3 نامه از امام زمان(عج) به او رسید و پیشوای دوازدهم شیعیان، او را با عنوان «برادر» خطاب کرد.

مهر: «برادر استوار و دوست رشید». این، توصیفی است که امام دوازدهم شیعیان درباره یکی از دانشمندان دینی قرن پنجم هجری به کار برده است. امروز 9 آذر، روز بزرگداشت این فقیه بزرگ است.محمد بن محمد بن نعمان، معروف به «شیخ مفید» فقیه و متکلم مشهور شیعی است. کسی که در سالهای پایانی عمرش و در زمان غیبت کبرای امام زمان(عج) حضرت صاحب الزمان صلوات الله علیه 3 (توقیع) از ایشان دریافت کرد و روای های فراوانی از حمایت های امام زمان(عج) و عنایت های ویژه ایشان به شیخ مفید نقل شده است. 

شیخ مفید در ذیقعده سال ۳۳۶ هجری قمری در نزدیکی بغداد متولد شداو استاد شیخ طوسی و سید مرتضی علم الهدی بود. شیخ مفید بیشتر در علم کلام تبحر داشت و مکتب کلامی شیعه در عصر او به اوج کمال رسید. او در مناظرات دینی مهارت خاصی داشت و مناظراتش با قاضی عبدالجبار رئیس فرقه معتزله بغداد و قاضی ابوبکر باقلانی رئیس اشاعره معروف بود. شیخ مفید از بزرگترین مراجع تقلید تاریخ شیعه بوده است. او بیش از ۲۰۰ جلد کتاب کوچک و بزرگ نوشته است. اما عاملی که سبب برجسته شدن چهره این فقیه بزرگوار شد، عنایت های ویزه امام زمان(عج) به او بود.

طبرسی در اواخر کتاب «احتجاج» برخی از توقیع‌های ‌(نامه) حضرت «ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف» را که به شیخ مفید صادر کرده، آورده است.در این نامه‌ها حضرت حجت (عج) شیخ مفید را مشمول عنایات خاص و الطاف مخصوص خود قرار داده است. به عنوان نمونه امام زمان (ع) در خطاب‌هایش به شیخ مفید چنین می‏‌فرماید: " للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید؛ به برادر استوار و دوست رشید، شیخ مفید ...»

سرانجام، شيخ مفيد  در سوم ماه رمضان سال 413 ق در 77 سالگي درگذشت. شیخ طوسى، که در تشییع جنازه او حضور داشته است، مى‏گوید: «روز وفات او از کثرت دوست و دشمن براى اداى نماز و گریستن بر او، همانند و نظیر نداشته است. هشتاد هزار تن از شیعیان او را تشییع کردند و سید مرتضى علم الهدى بر او نماز گزارد و در حرم مطهر امام جواد علیه‌السلام، پایین پاى آن حضرت، نزدیک قبر استادش ابن قولویه، مدفون شد.»

او از معدود فقهایی است که مورد عنایت خاص امام زمان علیه السلام قرار گرفته است . از جمله این عنایات، داستانی است که درباره اصلاح فتوای او توسط امام زمان (عج) نقل شده است.

« شیخ مفیدروزى در خانه بود، شخصى به حضورش آمد و پرسيد زنى حامله فوت کرده ولى بچه در رحمش زنده است ، آيا او را همانطور دفن کنيم ، يا شکمش را شکافته و بچه اش را بيرون آوريم ؟

شيخ مفيد رحمة اللّه گفت : همانگونه دفنش کنيد، آن شخص برگشت و در وسط راه ديد سوارى به او نزديک شد و گفت :

شيخ مفيد فرمود: شکم آن زن را پاره کنيد و بچه را بيرون آوريد.

آن شخص چنين کرد، پس از مدتى جريان را براى شيخ مفيد نقل کردند، شيخ گفت من کسى را نفرستاده بودم ، معلوم است که آن سوار صاحب الامرعج بوده است ، اکنون که در احکام اشتباه مى کنم خوب است ديگر فتوا ندهم ، در خانه اش را بست و از خانه بيرون نيامد.

ساعاتى نگذشت که از طرف امام زمان عليه السلام توقيعى نوشته اى به خدمت شيخ مفيد گذاشته شد:

اى شيخ ! براى مردم فتوا بگو و ما آن را تکميل خواهيم کرد، و نمى گذاريم که در خطاء و اشتباه بمانى ، آنگاه در مسند فتوا نشست.»

آیات نازله در وصف على علیه السلام (1)

آیات نازله در وصف على علیه السلام (1)

"انما ولیكم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون." (سوره مائده/ 55)

بنا به نقل مفسرین و مورخین عامه و خاصه آیات زیادى(بیش از سیصد آیه) درباره ولایت على علیه السلام و فضائل و مناقب آن حضرت در قرآن كریم آمده است كه نقل همه آنها از عهده این كتاب خارج است لذا ما در اینجا فقط به نقل چند مورد از كتب معتبره اهل سنت اشاره می‌نمائیم كه جاى چون و چرا براى آنان باقى نماند.


1ـ آیه تبلیغ:

ابو اسحق ثعلبى در تفسیر خود و طبرى در كتاب الولایة و ابن صباغ مالكى و همچنین دیگران نوشته‏اند كه آیه تبلیغ یعنى آیه 67 سوره مائده "یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك ..." درباره على علیه السلام نازل شد و رسول خدا صلى الله علیه و آله دست على را گرفت و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و ال من والاه... . (1)

چون درباره نزول این آیه و جریان غدیر خم در فصل ششم بخش یكم توضیحات كافى داده شده لذا در اینجا از تكرار آن صرفنظر می‌شود.


2ـ آیه ولایت:

عموم مفسرین و محدثین مانند فخر رازى و نیشابورى و زمخشرى و دیگران از ابن عباس و ابوذر و سایرین نقل كرده‏اند كه روزى سائلى در مسجد از مردم سؤال نمود و كسى چیزى به او نداد، على علیه السلام كه مشغول نماز و در حال ركوع بود با انگشت دست راست اشاره به سائل نمود و سائل متوجه شد و آمد انگشتر را از دست او خارج نمود و آیه "انما ولیكم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون."(2) نازل گشت یعنى ولى و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنینى هستند كه نماز را بر پا می‌دارند و در حال ركوع زكوة می‌دهند. (اگر چه مؤمنین را به صیغه جمع آورده كه در حال ركوع صدقه می‌دهند ولى در خارج مصداق واقعى آن منحصر به فرد بوده و على علیه السلام می‌باشد، بعضى هم گفته‏اند چون ائمه دیگر نیز داراى مقام ولایت بوده و اولاد معصومین على علیه السلام می‌باشند لذا به صیغه جمع قید شده است.)

در آن حال رسول اكرم صلى الله علیه و آله از سائل پرسید آیا كسى به تو چیزى داد؟ سائل ضمن اشاره به على علیه السلام عرض كرد این انگشتر را او به من داد. (3)

علماى اهل سنت با این كه به نزول این آیه درباره ولایت على علیه السلام اقرار دارند اما بعضى از آنها مانند ابن حجر و غیره در اینجا طفره رفته و می‌گویند كلمه ولى به معنى دوست و ناصر است نه به معنى اولى به تصرف در صورتی كه از ظاهر كلام كاملا معلوم است كه ولى به معنى زعیم و صاحب اختیار است زیرا آیه شریفه با انما كه افاده حصر می‌كند شروع شده است یعنى صاحب اختیار و اولى به تصرف شما فقط خدا و رسول او و كسى است كه در حال ركوع صدقه داده است اگر ولى به معنى دوست باشد انحصار آن به خدا و رسول او و شخص راكعى كه صدقه داده است بى معنى و دور از منطق خواهد بود چون در این صورت مؤمنین جز خدا و رسول و على علیه السلام دوست دیگرى نخواهند داشت در حالی كه مؤمنین همه دوست و ناصر یكدیگرند و دوستى چیزى نیست كه خداوند آن را در انحصار خود و اولیائش قرار دهد، در این مورد حسان بن ثابت حضرت امیر علیه السلام را مدح كرده و چنین گوید:

فانت الذى اعطیت اذ كنت راكعا           فدتك نفوس القوم یا خیر راكع‏

فانزل فیك الله خیر ولایة                      و بینها فى محكمات الشرایع (4)

یعنى تو آن كسى هستى موقعی كه در ركوع بودى بخشش نمودى پس جان‌هاى مردم فداى تو باد اى بهترین ركوع كننده. خداوند هم در شأن تو بهترین ولایت را نازل كرد و آن را در قرآن كریم ضمن شرایع محكم دین بیان فرمود و معلوم و واضح است كه مقصود از بهترین ولایت همان زعامت و رهبرى است نه یارى و دوستى و معانى دیگر.


3ـ آیه اطاعت:

"یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منكم. (5)

(اى مؤمنین خدا و رسول او صاحبان امر از خودتان را اطاعت كنید.) شیخ سلیمان بلخى و دیگران نوشته‏اند كه این آیه درباره امیرالمؤمنین نازل شده و منظور از اولى الامر ائمه علیهم السلام از اهل بیت‏اند. (6)

اهل سنت هر رئیس و زعیمى را كه نسبت به مسلمین ریاست داشته باشد اولوالامر گویند و اطاعت او را به موجب این آیه واجب می‌دانند ولى این قول به هیچ وجه صحیح نمی‌باشد زیرا در این صورت باید اطاعت معاویه و یزید و عبدالملك و متوكل عباسى و امثال آنها كه ستمگر و فاسق بودند بر مردم واجب باشد در صورتی كه آیات دیگرى هست كه خداوند از اطاعت چنین اشخاصى نهى فرموده است چنانكه فرماید: ولا تطیعوا امر المسرفین، الذین یفسدون فى الارض ولا یصلحون. (7)

(امر اسراف كنندگان را كه در روى زمین فساد نموده و اصلاح نمی‌كنند اطاعت نكنید) بنابراین اطاعت آن اولوا الامرى واجب است كه پاك و معصوم بوده و دستورات وى همان اوامر و نواهى خدا و پیغمبر باشد و چنین كسانى جز على علیه السلام و یازده فرزندش ‏كه جانشینان پیغمبر اكرم‏اند كس دیگرى نمی‌باشد چنانكه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: انا و على و الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین مطهرون معصومون. (8)

یعنى من و على و حسن و حسین و نُه تن از فرزندان حسین پاك و معصوم هستیم.


4 ـ آیه مباهله:

گروهى از نصاراى نجران در مدینه خدمت پیغمبر صلى الله علیه و آله آمده و درباره موضوعات متفرقه و خلقت حضرت عیسى علیه السلام از آن جناب مطالبى پرسیدند و چون در مباحثه راه مغالطه مى‏پیمودند آیه مباهله نازل شد كه:

"فمن حاجك فیه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائكم و نساءنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبین." (9)

یعنى اى پیغمبر هر كس با تو در امر عیسى پس از آن كه ترا درباره او علم و اطلاعى حاصل شد مجادله كند بگو بیائید تا ما و شما پسران و زنان و نزدیكان خود را كه به منزله خود ما هستند بخوانیم و سپس به درگاه خدا ناله و نفرین كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

بدین طریق رسول اكرم صلى الله علیه و آله آنها را به مباهله دعوت فرمود و فرداى آن روز نصارا با علماى خود بیرون آمده و اسقف نصارا بدانها گفت اگر محمد صلى الله علیه و آله با نزدیكان و اقوامش بیاید مباهله نكنید(زیرا اگر او بر حق نباشد نزدیكانش را در معرض نفرین و بلا نمی‌آورد) و اگر با اصحاب و مسلمین بیاید مباهله كنید در آن حال پیغمبر اكرم با على و فاطمه و حسنین علیهم السلام حاضر شد اسقف پرسید اینها كیستند؟گفتند آن جوان پسر عم و داماد اوست و آن زن یگانه دختر مورد علاقه اوست و آن دو كودك هم نواده‏هاى او هستند. اسقف گفت به خدا سوگند من چهره‏هائى مى‏بینم كه اگر از خدا بخواهند كوه‌ها را از جا می‌كند خوبست از مباهله خوددارى كنید و با او مصالحه نمائید لذا گفتند یاابا القاسم ما مباهله نمی‌كنیم و حاضر به مصالحه هستیم حضرت نیز پذیرفت.

ابن ابى الحدید و ابن مغازلى و دیگران نوشته‏اند كه منظور از ابنائنا حسنین و مقصود از نسائنا فاطمه و منظور از انفسنا على علیه السلام می‌باشد. (10)

بنابراین در این آیه خداوند حضرت امیر را از شدت اتحاد نفسانى با پیغمبر (البته به طور مجاز) نفس پیغمبر خوانده است.


5ـ آیه تطهیر:

در تفسیر طبرى و فخر رازى و همچنین در كتب دیگر اهل سنت نقل شده است كه آیه تطهیر: انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا. (11) در خانه ‏ام سلمه بر پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله نازل شده و آن حضرت فاطمه و حسنین و على علیهم السلام را جمع كرد سپس گفت: اللهم هؤلاء اهل بیتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا (خدایا اینها اهل‌بیت من هستند پلیدى را از اینها دور گردان و به تطهیر خاصى پاكشان فرما) ام سلمه گفت یا رسول الله من هم جزو آنها هستم؟حضرت فرمود تو جاى خود دارى و زن خوبى هستى (اما مقام اهل‌بیت مرا ندارى.) (12)

برخى از علماى اهل سنت مانند زمخشرى و غیره گفته‏اند كه این آیه در مورد زنان پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله نازل شده است زیرا صدر و ذیل آیه درباره آنها است!

پاسخ اینست كه اگر این آیه در باره زوجات پیغمبر صلى الله علیه و آله بود ضمیر مخاطب به صیغه جمع مؤنث می‌آمد و آیه چنین می‌شد "لیذهب عنكن الرجس و یطهركن تطهیرا" زیرا به كار بردن صیغه مذكر در جمع مؤنث بر خلاف قواعد زبان عرب و به كلى غلط است و علت این كه با وجود حضرت زهرا علیها السلام در آن انجمن ‏ضمیر مخاطب را جمع مذكر آورده است از جهت تغلیب است همچنانكه در آیه 73 سوره هود نیز با این كه مخاطب زن است (ساره) ولى چون ابراهیم در رأس آن خاندان قرار گرفته از نظر تغلیب ضمیر جمع مذكر آمده استـقالوا اتعجبین من امر الله رحمة الله و بركاته علیكم اهل البیت... و گذشته از این همه جا منظور از اهل‌بیت، على و فاطمه و حسنین علیهم السلام‏اند نه كسان دیگر زیرا رسول خدا صلى الله علیه و آله فقط به آنها اهل‌بیت خطاب می‌كرد چنانكه در كتب معتبره از انس بن مالك نقل شده است كه پیغمبر صلى الله علیه و آله براى نماز صبح كه می‌رفت مدت شش ماه از در خانه فاطمه علیهاالسلام عبور می‌كرد و آنها را صدا می‌زد و می‌فرمود الصلوة یا اهل البیت و آنگاه این آیه را تلاوت می‌فرمود: انما یرید الله... (13)

همچنین پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود كه این آیه در باره پنج نفر نازل شده است در باره من و على و حسن و حسین و فاطمه. (14)

در كتاب قاموس الصحیفه از صاحب ریاض السالكین نقل شده است كه جمهور علماء عامه گفته‏اند زنان پیغمبر صلى الله علیه و آله جزو اهل‌بیت او می‌باشند و من به حدیثى برخوردم كه سیوطى در كتاب (الجامع الصغیر) از ابن عساكر از واثله نقل كرده كه مضمونش صراحت دارد بر عقیده مذهب امامیه كه زن‌هاى آن حضرت در شمار اهل بیتش نیستند و آن گفتار او است كه (به دخترش) فرمود نخستین كسى كه از اهل‌بیت من به من ملحق می‌شود توئى اى فاطمه و اول كسى كه از زنانم به من ملحق می‌شود زینب است. (15)

6ـ به نقل علماء و مورخین فریقین چون آیات سوره برائت در مورد عهد شكنى ‏و مذمت مشركین نازل گردید رسول اكرم صلى الله علیه و آله آیات اوائل سوره مزبور را به ابوبكر داد كه به مكه برده و در موسم حج به مشركین ابلاغ نماید، پس از آن كه ابوبكر به راه افتاد و قدرى راه رفت جبرئیل نازل شد و ضمن ابلاغ سلام خداوند به پیغمبر صلى الله علیه و آله عرض كرد خداوند فرماید: لا یؤدیها عنك الا انت او رجل منك. یعنى كسى از جانب تو اداء رسالت ننماید مگر خودت یا مردى كه از خودت باشد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فورا على علیه السلام را طلبید و فرمود شتر مرا سوار شو و دنبال ابوبكر برو هر كجا به او رسیدى آیات را از او بگیر و به مكه ببر و برای مشركین قرائت كن، حضرت امیر فورا حركت كرد و در راه به ابوبكر رسید و آیات را از او گرفته و به مكه برد و ابوبكر خدمت پیغمبر مراجعت نمود و در حالی كه از این امر محزون و متأسف بود عرض كرد یا رسول الله مگر درباره من چیزى نازل شده حضرت فرمود خداى تعالى دستور داد كه آیات را كسى ببرد كه از خود من باشد و من هم على را براى انجام این مأموریت اعزام نمودم. (16)

در اینجا سه مطلب مورد توجه و بررسى است:

اول این كه على علیه السلام از خود پیغمبر صلى الله علیه و آله است و ابوبكر چنین خصوصیتى را ندارد.

دوم این كه خداى تعالى ابوبكر را براى ابلاغ چند آیه در یك شهر شایسته ندید و به پیغمبرش دستور داد كه براى این كار على علیه السلام را بفرستد در این صورت چگونه حزب سقیفه چنین كسى را براى جانشینى پیغمبر انتخاب كردند كه با تمام احكام قرآن در تمام شهرهاى اسلامى خلافت نماید؟

سوم این كه اعزام ابوبكر در وهله اول و عزل او در وهله ثانى و نصب على علیه السلام به جاى وى براى اثبات و نشاندادن فضیلت و شایستگى على علیه السلام بود زیرا اگر از اول آن حضرت به چنین مأموریتى منصوب می‌شد به نظر همه عادى می‌آمد و چندان ‏اهمیتى نداشت ولى وقتى ابوبكر به راه افتاد و سپس على علیه السلام بدان سمت گمارده شد این امر دلیل بر فضیلت و شایستگى على علیه السلام براى جانشینى پیغمبر و انجام وظائف او می‌باشد.


7ـ آیه مودت:

"قل لا اسألكم علیه اجراً الا المودة فى القربى. (17)

(اى پیغمبر در برابر زحمات تبلیغ رسالت به مردم) بگو من از شما اجر و مزدى نمی‌خواهم مگر دوستى نزدیكانم را.

زمخشرى در تفسیر كشاف و گنجى شافعى در كفایة الطالب و دیگران نوشته‏اند كه چون آیه مزبور نازل شد به پیغمبر صلى الله علیه و آله گفتند یا رسول الله: و من قرابتك هؤلاء الذین و جبت علینا مودتهم؟ قال على و فاطمة و ابناهما. (18)

یعنى نزدیكان شما كه دوستى آنها بر ما واجب است چه كسانى‏اند؟ فرمود على و فاطمه و دو پسرشان.


پی‌نوشت‌ها:

(1) شواهد التنزیل، جلد 1، ص 189/ فصول المهمه، ص 27.

(2) سوره مائده، آیه 55 .

(3)كفایة الطالب، ص 250/ مناقب خوارزمى، ص 178/ تفسیر طبرى، جلد 6، ص 165/ تفسیر رازى، جلد 3، ص 431 و كتب دیگر.

(4) كشف الغمه، ص 88.

(5) سوره نساء، آیه 59 .

(6) ینابیع المودة، ص 114/ شواهد التنزیل، جلد 1، ص 149/ غایة المرام، باب 58 .

(7) سوره شعراء، آیه 151ـ 152.

(8) ینابیع المودة، ص 445 .

(9) سوره آل عمران، آیه 61 .

(10) مناقب ابن مغازلى، ص 263/ كفایة الخصام، ص 309/ فصول المهمه، ص 8 .

(11) سوره احزاب آیه 33، اراده خدا است كه از شما اهل بیت پلیدى را دور كند و شما را بتطهیر خاصى پاك گرداند.

(12) كفایة الطالب، ص 372/ تفسیر فخر رازى، جلد 6، ص 783 .

(13) شواهد التنزیل، جلد 2، ص 11 .

(14) تفسیر ابن جریر طبرى، جلد 22، ص 5 .

(15) قاموس الصحیفه، ص 25ـ این كتاب اخیرا به وسیله جناب حجة الاسلام حاجى سیدابوالفضل حسینى به سبك جالب و زیبا در شرح لغات صحیفه سجادیه تألیف شده و تعلیقات او اضافاتى نیز از نظر نقل حدیث و مطالب سودمند با استفاده از منابع ارزنده در آن منظور گردیده است مطالعه این كتاب نفیس براى محققین و اهل علم توصیه می‌شود.

(16) ذخائر العقبى ص 69ـ كفایة الطالب، ص 242/ ینابیع الموده ص 88/ ارشاد مفید، جلد 1، باب 2، فصل 17 .

(17) سوره شورى، آیه 23 .

(18) كفایة الطالب، ص 91/ تفسیر كشاف، جلد 2، ص 339/ ذخائر العقبى، ص 25.

سلام دوستان خوبم ....

دوستان خوبم ؛خیلی وقت است که این جا نمی نویسم .ان شاء الله اگر خدای متعال بخواهد ؛شاید دوباره این وبلاگ به روز شود .....

ای دل ،ای دلکم  !

ای دل ،ای دلکم ،وقتت داره تموم میشه

چه بدست آورده ای ،بگو ؟ چه در خودت انباشته ای بگو ؟

غیر از منیت ،بیچارگی ،چه بدست آورده ای ؟!

الآنه صدای رفتن وکوچ بلند میشه ،امشب ،فرداشب ،چند شب دیگه .....

وای بر تو ! وای بر تو !

صاف کن خودت را  ،بیرون کن دشمن خدارا ،وگرنه روسیاه میشی

چون دیوا ،بد شکل و بد هوا میشی

ای دلکم ،گریه کن بر این همه بدبختی هات !

گریه کن ........

چگونگی گرفتن دست ما ،وبردن به باغ آشنایی !

باید رفت وتلاش کرد اما تا جایی وارتفاعی !

هر چند بی لطف آن مهربان مهربانان نمی شود تکانی خورد ،در منزلی به منزلی باید تورا به داخل

بخوانند .واین بار عام نیست بلکه اجازه خصوصی است .ای عزیز مهربانم وقتی ما خود را ساختیم وخالص

کردیم ،وخدای متعال که سمیع وبصیر است ،دست مارا می گیرد وبه داخل باغ آشنایی می کشاند

واین جا تو دیگر غرق در توحید می شوی وفضایی را می بینی که در آن نا امیدی وناداری وبدی نیست

هر چه هست خوبی وبهجت وسرور است ومی خوانی همراه با دل خود ،

به جهان خرم از آنم ،که جهان خرم از اوست    عاشقم بر همه عالم ،که همه عالم از اوست

در این زمان ،وقتی معرفت باری تعالی را احساس می کنی وسنگینی محبتش بر دوشت ،غرق در محبت

او می گردی ،وتمام قد وهیئت وهیبت به رضایتش کمر می بندی .وسعی می کنی همیشه کاری کنی

که او را خوش آید وپیوسته در روز به همین فکر وذکر وعملی تا جایی که آیه شریفه ،

ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین را در ضمیرت هویدا نمایی ....

وخوشا ترا در این حال .....

پس ای عزیز خوب ومهربانم ،از یاد مهربان مهربانان غافل مشو وذکر یا الله از ذهن وفکرت بیرون نرود ...

الله نگه دارت

ظرف غم

نازنینم

غم هر چه که باشد ظرفیتی دارد ،وآن دل توست که همه اش را در خود جای می دهد .

وخدای متعال بزرگ تر از دل تو وهمه چیز است .پس پناه به او ببر  .

دورکعت نماز با عشق ومحبت به آن یگانه مهربان بخوان ،ودست به قنوت بر دار وبا دلی شکسته

طوری که اشک هایت پهنای صورتت را نوازش کنند او را صدا کن ،صدا کن ،صدا کن ،......

اما آن گونه که طفلی کوچک مادرش را صدا می کند ،در خیابانی که او را گم کرده وغیر از او کسی را نمی شناسد !

صدا کن ،مانند آن مسافر تنها ودل شکسته در قایق کوچکی در وسط دریای طوفانی !

در این زمان ،که خواندن هایت خالص شده باشد می بینی رحمت پروردگار مهربانت را .

هر چه بدی است از ماست وهر چه نیکی از اوست .منزه است خدای متعال ،آفریدگار توانا ومهربان.

فرخنده باشد هماره یاد با برکتش .

نا امیدی

هر چند نا امیدی درب دلم را بزند

آرام وقرار را از تمام زوایای جانم بزداید

اما یاد تو ای هستی بخش همه هستی ،مرا آرام می کند

که تویی خدای مهربانم ،وآرامش بخش وروزی ده ام

به حق آن کسانی که در نزد تو بالاترین ارزش را دارند

مرا بی هویت مکن

ومرا به خودم وامگذار

وعزتم را به ذلت تبدیل مکن

که همه کار به دست توست

ویاری کننده تنها تویی

ای مهربان ترین مهربانان

یاس خوبم

با سلام

بر مشارطه ومراقبه ومحاسبه ومعاقبه همت بگمار

خدای متعال را همیشه ناظر وحاضر ببین ،اگر غفلتی شد معذرت خواهی بکن واستغفار .

از دژهای نگاهبان اسلام عزیز ،روحانیت معظم ومتعهد وظلم ستیز وپارسا کناره مگیر

که هر که اهل حق را رها کند ،گرفتار دیو بیابان شود !

سخنان امام خمینی ره که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت آسیبی نبیند را ،پیوسته

در نظر داشته باش .ودر عظمت وبزرگواری آیت الله خامنه ای حفظه الله ،شک مکن به هیچ وجه ،

که اگر چنین کنی ،در گرداب شک وبد دلی سر گردان خواهی شد .

مواظب نماز اول وقتت همیشه باش ،وزیارات ویاد ائمه معصومین سلام الله علیهما .

مداومت بر زیارت عاشورا وگریه بر امام حسین علیه اسلام یادت نرود .

خدای متعال پیوسته یار ویاورت باشد

امامت خوبان

برای بعضی از دوستان ،ظاهرا امامت مهم نیست ومی گویند ،خوب قرآن کریم را داریم ویکی را بر مصدر کار می نشانیم واسلام عزیز را پیاده می کنیم و.........

اما سوال این است ،بهترین فرمول یک دارو را داشته باشیم ومواد اولیه ،اما آن نظر ودست واردی که به کم وکیف ترکیب وادغام وتفصیل وارد است می تواند محصولی عین همان معادله درخواستی بسازد وتحویل بدهد .مثل رسول خدا ص که با پیاده کردن قرآن مجید وراهنمایی خودش امت را از حضیض ونکبت به تعالی ورشد رساند در عرض 23سال عمر با برکتش .

امامت وولایت ،در گوهره خود وبا نصب خدای متعال ،همان خاصیت رسول مهربانی هارا برای امت داشته ودارد .حقیقتی ،که امت در آن زمان از ان غفلت کردن وبه ظاهر مشغول شدن .همان ظاهری که رسول خدا ص را کسانی مثل خود می دانند ومتوجه ظرفیت عظیم روحی ومعنوی مقام رسالت نیستند ونشدند که نعمت قران کریم توسط او به زمین امد .اگر کسی خویش هم سنگ مقام رسالت بداند در جهل وبیچارگی مانده است وچشم دلش بسته .
چگونه عقل سلیم باور می کند ،که جسم اصل است هر چند شبیه به هم هستیم  در دار ملک ،اما ماندگار می شود بر خاک ! ،اما آن چه باعث تمییز شخصیت ها و انسانیت ها می شود همانا بزرگی

وعلو روح(نفس )ادمی است .که ارواحی ارجمند ،تحت تربیت خدای مهربان قرار گرفته وبه تربیت نفوس در عالم ملک مشغول گشته ومی گردن .واین ها ،رسولان واوصیای گرام ایشان هستند .که زمین تشنه
وانسان تاریک گشته ،به یمن قدوم مبارک والهیشان وبا عمل به دستورات خدای مهربان ،از خاک به افلاک سر  می گشایند .نمونه اتم این مورد زندگی وتربیت کردن رسول خدا محمد مصطفی ص است
که اعراب  وعجم بادیه نشین و شهر نشین را ،بر خوان اسمانی نشاند .و از صهیب رومی وسلمان فارسی وبلال حبشی وابوذر غفاری وابودجانه و صفه نشینان وغیرو ،امتی واحد وخدایی ساخت ....

چه کسی را یارای آن بود از آدمیان که همچو هنری داشته باشد .

عزیزان ،مبحث ولایت وامامت ورهبریت جامعه ،مهم ترین بحث در رسیدن به حق وحقیقت دین حنیف اسلام است .چون اگر رهبری در جای درست خود نباشد ،

ظرفیت های جامعه به ان جایی که خدای متعال منظورش بوده هدایت نمی شود

حتی اگر قران کریم هم در دسترس باشد ،وغفلت وبی عدالتی زمین را پر می کند

وانسان های مسلم ومومن ،استثمار واستعمار می شوند .وحق به حقدار نمی رسد .

بنا بر این ،نبی ،بعد از رساندن خبر اگر مقتضی بوده وقابل ،امام می شده تا رهبری امت به دست بگیرد وجامعه را به سمت نور وسرور وخدای متعال رهنمون شود .

رهبر وامام ،بر آیند تمام نیروهای مومن را ،در معادله ای توانمند وهدفدار ،یک جا ،
ویک سو کرده ،وبا قاطعیتی وصف ناپذیر که از حقانیت ویقین به راهش بر می خیزد
ان را به سمت قرب خدای متعال سوق می دهد .واین امام که همچین معادله ای را
مجری می شود ،خود باید از توانمند ترین وشایسته ترین وبایسته ترین باشد .
در یک کلمه موید به تا’ئید الهی باشد ،تا بتواند رهروان کوی دوست را به سمت معبود ازلی رهنمون شود .
بر امام معصوم علیه اسلام ،باران تائید الهی ،پیوسته ریزان است ،تا شکوفه های

هدایت ورهبریت وخبرویتش ،پیوسته در حال تازه گی وگل دادن وشکفتن باشد .

تا امت هر لحظه از عطر هدایتش استفاده ها ببرند وتوفیقات پیدا بکنند .این است که

هر شب قدر بر علوم امام معصوم علیه السلام افزوده می شود وقضایای اینده بدو

گفته واموخته می شود .تا جامعه مسلم ومومن در حال حرکت به سمت نهایت وقیامت ،در موردی نماند ،ودر جا نزند ،واز افرینش وپویش وجوشش دست بر ندارد.

این چنین می باشد که امام معصوم شیعه علیه السلام را ،دل های عاشق وپاک
می فهمند ودرک سعه وجودیش را ،با چشم دل می بینند ،وکران تا کران صحرای

دل دادگیشان ،با عشق آن خوب الهی ابیاری می شود .واگر ان هارا قطعه قطعه کنی دست از ولایت ان ها بر نمی دارند ،که ان هارا منصوبین خدای مهربان می دانند

ودشمنانشان را ،سد عن سبیل الله ونافرمان به فرمان خدای متعال .
این چنین ،ولایت رهگشا می شود وپاینده نگر واینده نگر ،سبز کننده ،نور علی نور
ولایتی ها ،چشم به افق دارند ،ان دور دورهارا می بینند ،تنها سر گرم به لذائذ زود گذر نمی شوند ومستهلک در امر ونهی ایسم ها ودیکتاریسم ها و ناهنجاری های روز مره وزمین گیر کننده !بلکه در هر جامعه ای که باشند ،با استظهار به نور ربانی

وهدایت صمدانی ،راه را روشن ومنور می نمایند ،تا مومنین ومسلمین ،از یوغ ستمگران به در آیند وبه امامی صالح وموید به انوار الهی ،اقتدا نمایند .که هر کسی به غیر از امام معصوم وعادل ویا نائبش سر خم کند ،در زمره ودسته طاغوتیان می غلطد ،وطاغوت ،یخرجهم من النور الی الظلمات است ،اما امام ع یخر جهم من الظلمات الی النور.......
در دسته طالوت نباشی ،لا محاله جالوتی می شوی ،اما اگر در دسته طالوت باشی
خدای متعال ،سکینه برایت می فرستد وچشم دلت را موید به نور الهی واطمینان اسمانی می کند ،تا از جویبار زندگی کفی بر گیری وبه پشت نیفتی ونخوری واماس نکند معده واحشای داخلی ات ،ولذت زندگی رگ غیرتت قطع نکند تا دین حق تنها گذاری
پس ولایت وامامت را ،عشقت بکن ،عشقی که سَرش وسرِش به دست خدای متعال است وآن چنان در ان ذوب شو ،که گر هزار بار کشته شوی ،باز هم در آن راه

باشی وقدرش را بدانی ،مانند یاران امام حسین ع که ماندگارهای خوش اقبالش به امامشان این چنین می فرمودند .چه ان ها ،تنها حسین ع را نمی دیدند بلکه نور ولایت
وامامت ربانی را بر سر تاسر جسم وروح آن فرزند راستین پیامبر می دیدند که روشن کرده بود خانه دل وجان و زمین کربلا را .
همانطور که قران کریم ،هدایتش بر تقوا پیشه گان است وان هارا راه می برد ،

امام ع هم ،با تقوا پیشه گان ومخلصان ،وره سپردگان راه الهی است .این چنین در کربلای 61هجری ،مخلصین از ریاکاران ودنیا مداران سوا می شوند وسلامتی واهل وعیال را بر می دارند وبر پهنای دنیا می گریزند تا سلامتی خود را در حصن تضمین

بکارند ،اما آن ها یقین نداشتند که والله یدعو الی دارالسلام ،سلامتی با آنان بود ونمی دانستند واز او می گریختن ،عزت با ایشان بود ،اما از او می گریختند وذلت می جستن .اما دیری نپائید وفقط بعد از چند ساعت ،پشیمان شدن وخاک بر سر ریختن

وآن زمانی بود که امام معصوم ع در تنهایی غریبانه خود شهید قوم ظالم به سر پرستی طاغوت زمان شده بود .وانان فاسقان امت شده بودند که امام نور وروشنایی
وجاودانگی را رها کرده وزندگی چند روزه با ذلت را به جان خریده بودن .
وما هم ،امروزه در همین انتخابیم ،خدا کند که از رستگاران باشیم ونه کج رفتاران وفاسقان .ان شا’ الله .
یاران اسمانی

تقوا پیشه کنیم ،ومحبت وعشق خدای متعال ،وبندگان خوبش در دل بپرورانیم تا همراهی با مویدانش را نصیب ما بفرما ید .تا از بد دلی وبد عهدی ،به دور بوده

ودر مسیری نورانی وبا یاران روحانی ره بسپریم ،که قیامت ما نزدیک است
وصلا در داده اند ونزدیک است رفتن ما ،وگم خواهد شد صوت ودل ربایی ما ،
وزمین گیر خواهد شد ،هیکل ناز وطناز ما .

پس بر این مصیبت وسوال وپرسش باید کار کرد وهمگنان از یاران را آگاه کرد وهمه کار

برای دلدار کرد .حی وقیوم ،ذوالجلال والاکرام ،سبوح قدوس ارام جان ،نور اسمان ها وزمین ،مالک جان ها ،دادار اسمان ها ،رب المشرقین ورب المغربین ،صاحب عرش وکرسی و مالک یوم الدین .واز او بخواهیم ،صراط المستقیم .

دوستان مواظب هم باشیم ودل خویش ،بر ورودی ها مراقبه داشته باشیم ،تا خروجی ها تبدیل به نور شوند .چون آسمان ابی باشیم وشبی پر ستاره کویری همراه با خنکای نسیم مهربانی ،نه حنظلی تلخ وزهری مسموم .
الحمدلله رب العالمین

ردپای متقین در قرآن مجید 1

 بسم الله الرحمن الرحیم

ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِین بقره ۲
خدای متعال ،قرآن کریم را برای هدایت مردم فرستاده است .اما چه دسته ای از مردم ،می توانند
هدایت یابند ؟قران کریم ،خود اشاره می فرماید ،متقین .
متقین چه کسانی هستند ؟قرآن کریم جواب می دهد ،الذین یومنون بالغیب ،ویقیمون الصلاه ،
ومما رزقنا هم ینفقون .انانی که به معاد وعالم غیب ایمان دارند ،واین که روزی به حساب اعمال ما خواهند رسید،

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ (سوره ۹۹آیه ۷)
پس هر کسی ذره ای کار نیک کند آن را می بیند .
فَمَن یعملْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ ﴿۹۴﴾ انبیاء
پس هر كه كارهاى شايسته انجام دهد و مؤمن [هم] باشد براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود و ماييم كه به سود او ثبت مى‏كنيم
(۹۴)
ودیدن عمل ،وپاداش به عمل صالح در کجا ،به ما داده می شود ؟واین مکان آخرت
است مکانی ورای دنیاکه از دید ما مخفی وغیب است .پس اگر کسی ندیده ،
به این مکان بنا به فرموده قرآن کریم ایمان بیاورد
از دسته متقین است ودر راه هدایت ان شاء الله
.
یقیمون الصلاه
ونماز را بر پا می دارند ،نه تنها می خوانند ،بلکه بر پا می دارند ،بر پا داشتندبر این است که یک خیمه ای جمع شده را ،باز می کنی وارکان آن را بر پا می نمایی ،وستون هایش را تعبیه می کنی ،وبعد پوشش چادر بر روی آن ها قرار می گیرد .حال ،این چادر ،چه نفعی به حال صاحبش دارد ؟این چادر بر پاشده ،باعث آسایش واستراحت وقوام زندگی صاحبش می شود .نمازی که فقط خوانده شود ولقلقه زبان ،ونه با توجه ،چون چادر خوابیده ای می ماند که نفعی برای استفاده کننده اش نخواهد داشت ،اما،نماز با توجه وخضوع وخشوع ،چون  چادری  اماده وبر روی ستون ها قرار گرفته ،سایبانی دل پذیر برای صاحبش می شود .واین نماز ،آدمی را بالا می برد ،ومی سازد ،وهدایت می کند وآسمانی .
ومما رزقنا هم ینفقون
شاخصه سوم تقوی ،انفاق کردن ،بخشیدن است .بخشیدن باعث آن می شود که در اجتماع مسلمین شکاف طبقاتی بوجود نیاید ،واگر آمده ترمیم شود .چه شکاف های تبعیض آلود ،باعث ناهنجاری های اجتماعی بالقوه ،برای جامعه می شود .یتیمی که در سختی بزرگ شود ،ونداری را از جمیع نوعش ،
لمس نماید ،آرامش از دست داده وعقده ای می گردد،واین عقده در آینده سر باز کرده ،واجتماع را
زخمی می کند .واین بخشیدن غذا وطعام ومعونه زندگی به صورت مادی است .
اما انفاق ،انواع دیگری هم دارد ،که  دادن مال وجان وعلم وهر چه نیکی است را در بر می گیرد.
انفاق کننده ،به طور خودکار در معادله ای بس مطهر وجان فزا قرار می گیرد ،ومی دهد ،وتطهیر می شود .جان می دهد ،شهید می شود وزندگی جاوید پیدا می کند وآسمانی می گردد.
مال می دهد ،مالش پاک می شود وبرکت می یابد .علم نشر می کند ،علمش زیاده می شود وجامعه بشری از پرتو علمش ،بینا ونورانی می گردد.واین همه از برکت انفاق ،وتقوی است .

والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿۴﴾
و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان
مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند (۴)
شاخصه دیگر متقین ،ایمان به رسالت پیامبر گرامی اسلام وتمام پیامبران بزرگوار دیگر است ،واین چنین
ادمی به دنیای پس از مرگ یقین پیدا می کند .
و این متقین ،با هدایت الهی ،هدایت می شوند وجزو رستگاران هستند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
﴿۱۸﴾
حشر

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا داريد و هر كسى بايد بنگرد كه براى فردا[ى خود] از پيش چه فرستاده است و [باز] از خدا بترسيد در حقيقت‏خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است (۱۸)
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۱۹﴾ حشر
چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى كرد آنان همان نافرمانانند (۱۹)
لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿۲۰﴾ حشر
دوزخيان با بهشتيان يكسان نيستند بهشتيانند كه كاميابانند (۲۰)
این سه آیه شریفه اواخر سوره حشر ،آینه تمام نمای دعوت به تقوی ،وبسیار محکم وهشدار دهنده است .تا جایی که سرنوشت آدمی که اندوخته اخرویش می باشد ،میان دو اتقو الله قرار گرفته است .
که به طور نمادین به ما می رساند ،که اول واخر توشه اخرت با تقوی الهی مهر وموم می شود .
اگر اعمالی که ما انجام می دهیم ،بر پایه تقوای الهی نباشد ،ودر آن خلوص مشاهده نشود ،بالا نخواهد رفت .
فراموشی از یاد خدای متعال ،باعث بی هویتی وحل شدن در ایسم های دیگر می شود .لا جرم این
چنین انسان هایی طبق قانون الهی محکوم به فراموش کردن اصل خود گردیده ،وانسانی که از اصل خود دور شود ،در زمره نافرمانان نوشته خواهد شد.این چنین انسانی که آویزه جانش ،یا دخدا نیست
دیگر رغبتی برای انجام اعمال صالح نخواهد داشت .جانش از نور تهی گردیده واز نور به سوی ظلمات خواهد رفت .چه الله تعالی نور آسمان ها وزمین است وتوسط نور ربانی است که حقیقت اشیاء
مشهود گردیده ودل ها زنده می شوند .
آنانی که توشه تقوی بر گزینند وبا یاد خدای متعال هماره همآغوش باشند ،جزو رستگاران وبهشتیان می شوند.واما آنان که یاد آن مهربان یگانه را به فراموشی سپرده باشند ،جزو ظلماتیان وجهنمیان ،خواهند شد واین چنین آدمیانی ،نوری برای روشنایی نخواهند داشت که خود ویا دیگران را راهبر شوند .
آنان درون وبرونشان از ظلمت وبد بختی وشقاوت پر شده است ،واگر راهبر دسته ای ویا امام قومی شوند همه را با خود به قعر ظلمت وجهنم فرو خواهند برد ،مانند نمرود وفرعون .

منبع :http://yassen14.blogfa.com/

رنجم ،گنجم ........

شبم را به روز می رسانی
روزم را به شب
گردش می دهی ،فلک دوار را
نه می خوابی ونه خسته می شوی
دل به قربان ان که همیشه در کار است
اشک هایم در راه مهربان بی قرینه ام
دل تنگی هایم ،برای نور آسمان ها وزمین
رنجم ،گنجم ،راحت جانم ،مهر تابانم
آسمانی ام کن ،فارغ از هر دغدغه ای
شکم بر طرف ،جانم از هر طرف ،در راهت کن
یا ربا ،یا ربا ،یا ربا ......

یاس خوبم 3

نغمه مبارکی در تنهایی هایم
آسمانی پر از ستارگان زیبا
خوبی هایت زبان زد دلم
هشیاری ات ،سایه بان بیداری ها
بمان ،پاک ای خجسته تر از شب هایم

یاس خوبم 2

خوبی هایت ،عطر دل انگیز شب های غمم !
با فکر به تو ،صداقت وپاکی را می بینم
زخم دلت ترمیم کن
خانه دل آباد
که ستاره ای به شهر پاکی ها

یاس خوبم

در غروب هر گز نخواهیم ماند
چون رود در جریانیم
غم هایت را بر باد بسپار
به آرزوهای خوبت خواهی رسید
دل قوی دار ومطمئن
که با خدا باشی خدای مهربان با توست
ایمانت را نگه دار
شب هایت را پر ستاره کن
ودل شیطان را پاره پاره
ابرهای تیره خواهند رفت
وآسمان آبی شادی ،دوباره لبخند خواهد زد
شکوفا باش وشکوفه را نگهبان
مگذار سردی ورخوت دلت را فتح کند
غریب وار سر در گریبان مکن
شادی را فریاد بزن که خدای مهربان داری
می بیند ترا ،آگاه وبینا است
چرت وخوابی اورا فرا نمی گیرد
شب های غم خواهند رفت
روزهای نیکویت را پاس بدار
که هر که با خدای مهربان باشد ،چه کم دارد !؟