یك خاطره‌ی جالب دیگر هم از آقای خامنه‌ای دارم. زمان جنگ آقای خامنه‌ای خانه‌ای در خیابان ایران داشتند. خانه‌ی ما در نزدیكی منزل ایشان بود. ما همشیره‌زاده‌ای داشتیم كه آن سال تصادف كرده بود. آن كسی كه به او زده بود، برای دلجویی دوچرخه‌ای برایش خرید. او دوچرخه‌اش را داد به ما كه هدیه كنیم به آقای خامنه‌ای برای اهدا به جبهه‌ها. خانواده‌ی ما دوچرخه را را فرستادند منزل آقا. آقا هم آن را به جبهه دادند. بعد از مدتی ایشان یك بار قصه‌ی این دوچرخه را در نماز جمعه تعریف كردند كه پسربچه‌هایی كه آرزوی داشتن دوچرخه را داشتند، اما دوچرخه‌شان را به جبهه اهدا كردند.  شنیدم كه نویسنده‌ی خوش‌ذوقی همین جریان را تبدیل كرد به یك كتاب داستان كودكان. فكر می‌كنم اسمش داستان یك دوچرخه باشد.حاج‌ قاسم نظیفی
http://payedars.blogfa.com/