|
روحيات و نكات برجسته اخلاقى
به اعتراف همگان، استاد داراى روحيات و نكاتى است درس آموز و جالب كه هر طالبى را به خود جلب مىكند و محبتش را در دل او مىافكند. گرچه بايد گفت نمىتوان تمام ويژگيها را بيان كرد، چرا كه بسيارى از آنها از امور باطنى و قلبى است و از ديد ما پنهان، اما چند ويژگى را به عنوان نمونه متذكر مىشويم:
الف) تواضع و فروتنى شديد:
ايشان با اينكه از نظر علمى و عملى استادى برجسته و بزرگوارند ولى در عين حال با عموم افراد بخصوص شاگردان خود با كمال تواضع، برخوردى پدرانه دارند. هيچگاه ديده نشده است كه در پاسخ به اشكال كسى، او را بكوبند يا از دادن پاسخ، شانه خالى كنند بلكه با گفتن "من در خدمت شما هستم" او را به نقد و اشكال تشويق مىكنند. خلاصه آنكه بين استاد و شاگردانش روابطى عاطفى حكمفرماست و اگر وقت داشته باشند گاهى به منزل شاگرد خود نيز مىروند و اگر خبر پيدا كنند كه يكى از آنها مشكل دارد در صدد رفع مشكل برمىآيند و از هر گونه مساعدتى دريغ نمىورزند و متقابلاً شاگردان هم با شناختى كه از استاد دارند، وى را الگوى اخلاقى و پدر خود مىدانند. استاد با كمال تواضع، هر روزه حتى روزهاى تعطيل و جمعه تا نزديك ظهر در منزل جوابگوى مسائل علمى طلاب و فضلاء مىباشند.
ب) بىتوجهى به ظواهر دنيوى
ايشان با اينكه در اين موقعيت، مىتوانند از امكانات بسيارى استفاده نمايند اما در عين حال از كمترين آن بهره مىبرند و از نظر منزل و امكانات رفاهى به اقل ضرورت اكتفا مىنمايند و كمترين بهره شخصى را از وجوهات و سهم مبارك امام (عليه السلام) مىبرند. حتى از اينكه با وجوهات به زيارت ثامن الائمه حضرت رضا (عليه السلام) مشرف شوند امتناع دارند. معظم له مايل به هيچگونه تشريفات و تجملات و نام و عنوانى نيستند و به جرأت مىتوان گفت، خود ايشان قدمى براى مطرح شدن و مرجعيت برنداشته اند. رضايت به انتشار عكس خود ندادند و حاضر به مصاحبه در مورد معرفى خودشان و بيان زندگى خود نشدند كه به عنوان مثال، براى تهيه اين زندگينامه بارها به ايشان مراجعه گرديد ولى قبول نفرمودند. مكرراً از مناطق مختلف داخل و خارج از كشور جهت مصاحبه و معرفى ايشان و درج در مجلات و روزنامه ها مراجعه مىنمايند اما ايشان حاضر نيستند وقت خود را صرف اين كارها نمايند و مىگويند "من معذور هستم". بدون هيچ تكلفى، پياده هر روز به درس مىروند و به منزل باز مىگردند و گاه، مسافت طولانى را پياده طى مىنمايند با اينكه حدود 20 سال است معظم له صاحب رساله توضيح المسائل هستند و به معنى واقعى مجتهد و مرجعى قوّى و دقيق مىباشند، ولى هيچگاه در پى تبليغ از خود نبوده و نيستند و قلباً هم مايل به تعريف و تمجيد و تبليغ ديگران نمىباشند. در مصرف نمودن سهم مبارك امام (عليه السلام) دقت كافى را به خرج مىدهند تا بجا صرف گردد. ساليان دراز است كه ايشان در فصل تابستان و گرماى طاقت فرساى قم، همچنان در منزل به سر مىبرده اند و از رفتن به جاهاى خنك امتناع داشته اند همانگونه كه در ايام جنگ تحميلى و موشك باران شهر مقدس قم نيز ايشان حاضر به ترك منزل و شهر نشدند و مىفرمودند: "چرا بايد عده اى زير موشك باشند و ما راحت باشيم؟" زمانى كه اين شهر مقدس مورد هجوم وحشيانه موشكها و هواپيماهاى دشمن قرار گرفته بود، چندين بار مقارن برگذارى درس معظم له، اين حملات انجام گرفت ولى ايشان كرسى درس را ترك ننموده و در همان حال، به تدريس ادامه دادند. هنگامى كه مسئولين شهر از حضور ايشان در شهر قم (با وجود بمباران شديد و خالى شدن شهر) مطلع شدند تصميم گرفتند كه سنگرهايى از پيش ساخته شده را به بيت ايشان منتقل نمايند كه معظم له موافقت ننمودند. بارها مشاهده شد كه در هنگام حمله رزمندگان اسلام بر كفر، مشغول دعاى توسل هستند و طبق نقل نزديكانشان، در آن موقعيت، حال استاد به گونه اى منقلب بود كه كسى جرأت نمىكرد با ايشان سخن بگويد. علاقه ايشان به رزمندگان، فوق العاده بود و در محافل مختلف از آنها به عنوان بهترين انسانهاى روى زمين نام مىبردند. لذا با توصيه ايشان، تعداد زيادى از شاگردانشان در جبهه هاى نور عليه ظلمت شركت جستند و عده اى نيز به فيض شهادت نائل آمدند. در يكى از سالهاى جنگ تحميلى قبل از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، در آخرين روز درس، سخنرانى مهمّى ايراد فرمودند كه سوابق كثيف صدام و حزب بعث و اهداف آنها را بيشتر روشن نمود و همان زمان از صداى جمهورى اسلامى پخش گرديد و تأثير بسزايى هم بر جاى گذاشت.
ج) خضوع و خشوع در عبادت
معظم له در نماز و ساير عبادات، خضوعى خاص دارند همانطور كه در هنام ذكر مصائب اهل بيت (عليهم السلام) مخصوصاً حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) نيز حال خوشى دارند و باران اشك از ديده هايشان روان است. بسيار رقيق القلب و سريع البكاء مىباشند. در تمام ايام سوگوارى و پنجشنبه هر هفته در منزل، اقامه عزا مىنمايند كه اين مجالس از معنويت خاصى برخوردار است.
د) علاقه و اشتياق شديد به تحقيق و تدريس
يكى از ويژگيها و امتيازات ايشان كه مىتوان گفت كم نظير است، جديت و تلاش بىوقفه اى است كه همگان را به تعجب وا مىدارد. اين خصيصه از بدو تحصيل و ساليانى دراز قبل، در ايشان به چشم مىخورده است. اهل منزل بارها در دوران تحصيل و تدريس اشان، مشاهده كرده اند كه استاد شبانگاه به مطالعه پرداخته اند و با صداى مؤذن كه اذان صبح را مىگفته است سر از كتاب و قلم برداشته اند. هم دوره ايهاى معظم له مىگويند: "همواره استاد در حال مطالعه بودند و هيچگاه در جلسات و مهمانيها شركت نمىكردند بلكه وقتشان منحصراً صرف امور علمى مىگشت، چه در نجف و چه قبل از آن كه در قم و در حجره بودند." خود ايشان گاهى مىفرمودند: "من چهل سال است كه معناى تعطيلى را نفهميده ام." اين مرجع عاليقدر در اين سن، حاضر نيستند كه لحظه اى را هدر دهند و تمام ساعات عمرشان وقف تلاش علمى است و اين سيره ى تمام مدت حياتشان مىباشد. همانگونه كه در نجف اشرف از رفتن به هر گونه مجلس و برنامه اى خوددارى مىورزيدند و حتى بعد از درس چهارشنبه، گاهى تا شنبه از منزل بيرون نمىآمدند و مشغول نوشتن و تحقيق بودند. اكنون نيز با همان روحيه سرشار، به فضل الهى و توجهات امام عصر (عج) مشغول امور علمى هستند و تا چندى پيش علاوه بر دو درس خارج فقه و اصول كه عمومى مىباشد درس خارج فقهى نيز در منزل داشتند كه فضلاء را از محضرشان بهره مند مىنمودند اين درس در گذشته حتى روزهاى تعطيل و جمعه ها و ايام وفيات و تابستان برگزار مىشد افزون بر اين، ساعاتى را نيز به پاسخ استفتائات مىپردازند و وقت ديگرى را براى بحث و پاسخگوئى طلاب اختصاص داده اند و بقيه اوقات را به تحقيق و تأليف مباحث علمى رجال و فقه و اصول مىگذرانند. و در حقيقت تمام شبانه روز (به استثناى ساعاتى اندك و كوتاه) در خدمت اسلام و مسلمين مىباشند و ساعات استراحت و خواب بسيار كمى دارند و از غالب مواهب چشم پوشيده اند تا حداكثر بهره را از عمر شريفشان داشته باشند.
هـ) نظم
يكى از خصوصيات و اوصاف سازنده اى كه در موفقيت استاد عزيز (حفظه الله) نقش اساسى داشته است، نظم و برنامه ريزى دقيق ايشان است كه در طول عمر پر بركت وى همواره مورد عمل بوده است به طورى كه تمام كارهايشان داراى وقت مخصوص و معين است و هيچگاه مشاهده نشده است كه وقت خود را صرف امور خارج از برنامه ى علمى و درسى نمايند و از اين طريق، كمال استفاده را از اوقات خود مىنمايند. |