هلال ماه شوال چگونه و کجا در عصر شنبه رويت شد؟

 

هلال ماه شوال چگونه و کجا در عصر شنبه رويت شد؟
بر اساس نظريه گروه‌هاي کارشناسي ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري، هلال ماه شوال در روز شنبه در منطقه "سي سخت" کهکيلويه و بويراحمد و جهرم رويت شده است و مراجع بر شروع ماه شوال از روز يکشنبه تاکيد دارند.
به گزارش روز دوشنبه ايرنا، "علي رضا مهراني" عضو ستاد استهلال ماه شوال اظهار داشت:
بنا به دلايل جوي رويت هلال ماه شوال در روز شنبه 28 شهريور ماه با چشم غيرمسلح دشوار
بود و از اين رو هلال اين ماه با استفاده از تلسکوپ رويت شد.
عضو ستاد استهلال ماه شوال، گفت: مقام معظم رهبري، رويت ماه شوال را با استفاده
از تلسکوپ و ابزارهاي پيشرفته قبول دارند.
مهراني، ادامه داد: ستاد استهلال متشکل از 150 گروه رصدي کارشناس نجوم و
کارشناس روحاني آموزش ديده و متخصص است که زير نظر مقام معظم رهبري فعاليت
 مي کنند و گزارش تهيه شده از سوي آنها به محضر تمامي مراجع ارسال مي شود.
وي، گفت: تقويم رسمي کشور بر اساس فتاواي رهبر معظم انقلاب اسلامي تنظيم
 مي‌شود و بر اساس تقويم، روز يکشنبه اولين روز ماه شوال بود و هلال اول ماه شوال
 در منطقه "سي سخت" کهکيلويه و بويراحمد و جهرم رويت شده است.
**
150 گروه کارشناسي هلال ماه شوال را رويت کردند
حجت الاسلام و المسلمين "عليرضا موحد نژاد" عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري
 نيز در اين زمينه گفت: 150 گروه کارشناسي در شرايط نامناسب جوي، بارش باران و غبارهاي
محلي در اغلب نقاط کشور هلال ماه شوال را در بعدازظهر شنبه 28 شهريور ،رصد و رويت
 هلال ماه را تاييد کردند.
موحد نژاد همچنين در خصوص امکان رويت هلال ماه پيش از غروب آفتاب، تصريح کرد:
اين بحث، کاملا علمي و نوين بوده و مورد تاييد مراجع قرار دارد، اما در بسياري از کشورها
همچنان از روش هاي سنتي براي رويت هلال ماه استفاده مي شود.
وي يادآور شد که دفتر مقام معظم رهبري با دفتر ساير مراجع ديني کشور ارتباط داشته
و براي اعلام روز عيد سعيد فطر با رويت هلال ماه شوال، بصورت کارشناسي و با استفاده از 70 دستگاه تلسکوپ اين امر اجرا شد.
***
احراز رويت هلال ماه شوال براي رهبر معظم انقلاب اسلامي
پايگاه اطلاع رساني دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در شامگاه روز شنبه بر اساس
گزارش هاي واصله راصدان مورد وثوق و خبره از چند نقطه‌ کشور، اعلام کرد رؤيت هلال
ماه شوال‌المکرّم شنبه 28/شهريور/1388 مطابق با بيست و نهم رمضان‌المبارک 1430
 هجري قمري براي رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي مد‌ظله‌العالي
 محرز گرديده و معظم له، حکم به عيد فطر بودن يکشنبه 29/شهريور/1388 فرمودند.
**

کتاب شریف المراقبات (مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى قدس ‍ )  

المراقبات
بسمه تعالى
خواننده گرامى ! كتابى كه در پيش رو داريد حاصل عمر عارف بالله و سالك الى الله مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى قدس ‍ سره مى باشد. او در اين كتاب علاوه بر يادآورى و ذكر مهمترين اعمال و مراقبات سال و ذكر نكاتى درباره سير و سلوك ، به مناسبتهاى مختلف در زمينه معارف اسلامى مباحث ارزنده اى دارد. مسائلى از قبيل : ذكر برخى از وقايع تاريخ اسلام ، حقيقت قرآن ، آداب قرائت قرآن ، آداب و شرايط دعا، راز عدم استجابت برخى از دعاى نيكان ، بعثت ، غدير، ولايت ، اخلاص ، ريا، عالمهاى مختلف هستى ، اسرار حج ، مباهله ، آداب وعظ، آداب افطار و سحرى ، حقيقت عيد و آداب آن و...
بنا به پيشنهاد آقاى هاشمى مدير محترم مؤ سسه نشر اخلاق مبنى بر ترجمه اين كتاب و باين جهت كه ترجمه هاى موجود آن ، با وجود تلاش ‍ مشكور مترجمان ، ناقص و همراه با پاره اى اغلاط بود، اين ترجمه را از زمستان 72 شروع و به خاطر مشغله هاى فراوان و دقتى كه در ترجمه داشتم با توفيق الهى آن را در بهار 1374 به پايان بردم . در اين ترجمه كه تا حدى آزاد است سعى شده مقاصد مؤ لف بشكل جامع و مانع و با عباراتى سليس و روان منعكس شود. تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.
# لازم به توضيح است كه همه پاورقيها از مترجم مى باشد.
و الحمد لله رب العالمين
ابراهيم محدث

لینک دانلود :http://dnl.tebyan.net/1388/03/20090531143127886.rar

رهبری وامامت امت

بسم الله الرحمن الرحیم
 عزیز مهربانم
وحدت رمز پیروزی امت ما است .
رهبری وامامت امت ،منادی وسلسله جنبان وحدت
اعتماد از کف ندهیم وبه اردوگاه دشمن نرویم
اندکی صبر ،سحر نزدیک است .....
الیس الصبح به قریب

سعید وغریق

بسم الله الرحمن الرحیم

سعید آنکه روزه گرفت وفرمان خدای متعال گوش کرد
فقید زنده ،آن که عصیان کرد و بار نفس بر دوش کشید .
دنیا هم گذران است چون یک ماه مبارک  رمضان
ریاضت مومنان می گذرد وعصیان یاغیان هم همچنین
هر دو دسته به نهایت راه می رسند به زودی
مومن سعید می شود و عاصی غریق
از خدای متعال بخواهیم که مارا جزو سعیدان بنویسد .
آمین
یا رب العامین

فطر

بسم الله الرحمن الرحیم

عید
سعید فطر
بر همه
عاشقان
الله
 مبارک باد

بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم

 

بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن
عاشق ديوانه که بودم
...
........................................

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب آيينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به سنگ زدي نه رميدم نه گسستم

بازگفتم كه نه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي دردامن اندوه كشيدم

نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

"فریدون مشیری"
__________________


 

فشار زندگی وصبوری ،تبدیل غم وگرفتاری به نردبان رشد وتعالی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
هر چه زندگی بیشتر فشار می آورد ،یاد خدای متعال را بیشتر کنیم .
گرفتاری ها در زمین برای ما نوشته شده است .وبا مقابله ان ها ،به شرط صبوری وپای فشردن
بر اصول ،ان شاءالله به سوی رشد وتعالی خواهیم رفت .
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ۱۵۵بقره
و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را  .بقره ۱۵۵
خدای متعال خود می فرماید ،که یک سری گرفتاری ها امتحان است .
وهمچنین یک سری دیگر در اثر جهالت ما ،وتنبلی ویا خودسری مان بوجود می آیند .
در هر حال هر کدام اتفاق افتاد خون سردی وصبوری پیشه کنیم ،ودر نهایت پیروز میدان خواهیم شد .
امید از دست ندهیم ،
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ ۱۵۶بقره
[همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏گويند ما از آن خدا هستيم
و به سوى او باز مى‏گرديم (۱۵۶)بقره
وخدای متعال خود در این آیه دل داری می دهد ،که همه به سوی او روانیم .پس حتی مرگ را
هم می شودقبول کرد وبا آن کنار آمد .
أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ۱۵۷بقره
بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه‏يافتگان [هم] خود ايشانند
(۱۵۷)
ویا در سوره مبارکه الملک می فرماید :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ۱الملک
بزرگوار [و خجسته] است آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست
(۱)
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ۲الملک
همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده
(۲)
پس دل قوی داریم ،وبر آن چه خدای متعال فرموده وفادار باشیم .وبا جو سیاسی واجتماعی از اصول
بر نگردیم ،که خدای متعال بیدار وهشیار است ،ومواظب کار وفکر وتصمیم ما .
واینده ما در گرو ،کاری است که انجام می دهیم .
خداوندا ،کار وفکر وذکر مارا برای خودت قرار بده .
ومارا جزو مخلصین به حساب بیاور
به حق فاطمه وابیها وبعلها وبنی ها والسر المستودع فیها
آمین یا رب العالمین


 


 

همه چیز خدا ..........

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَارَآدَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‏ .۱۱۰یونس
و اگر خداوند (براى آزمايش يا هدف ديگر بخواهد) زيانى به تو برساند، جز خود او كسى توان برطرف كردن آن را ندارد واگر براى تو خيرى بخواهد، هيچ كس مانع فضل او نخواهد شد. خير را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مى‏رساند و او بس آمرزنده و مهربان است.
نکته ها :
اينكه در برطرف كردن ضرر، تعبير «الاّ هو» آمده، امّا در برطرف كردن خير نيامده، به خاطر آن است كه خداوند ضررى را كه به انسان برسد برطرف مى‏كند، امّا فضلى را كه به انسان برسد او بر نمى‏دارد، مگر آنكه اعمال ما آن را تغيير دهد. [369] چنانكه در قرآن آمده است: «انّ اللَّه لايغيّر ما بقومٍ حتى يغيّروا ما بأنفسهم» [370] يعنى تغيير نعمت، بستگى به عملكرد خود انسان دارد. [371]


369) تفسير روح‏المعانى.
370) رعد، 11.
371) در دعاى كميل نيز مى‏خوانيم: «اللّهم اغفر لى الذنوب الّتى تغيّر النعم>>
پیام ها :

1- خير و شرّ تنها به دست خداست.«ان يمسسك اللّه بضرّ، يردك بخير»
2- هر تلخى و ضررى شرّ نيست، گاهى حوادث تلخ براى بيدارى فطرت يا آزمودن انسان است. «بُضّرٍ» و نه «بشرٍّ»
3- مقصود خدا، خير رساندن است. از اين رو در مورد خير، «يردك» و اراده به كار رفته و در ضرر، تعبير «يمسسك» آمده است. [372]
4- خيرى كه به انسان مى‏رسد، فضل الهى است، نه استحقاق انسان. «لفضله»
5 - خواست خدا، بر اساس حكمت است و مشيّت‏هاى او در كنار حكيم بودن او معنى مى‏شود.«يصيب به من يشاء»


372) تفسير روح‏المعانى
....................................
****************

قُلْ يَأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَآءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى‏ فَإِنَّمَا يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَآ أَنَاْ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ‏ .۱۰۸یونس

بگو: اى مردم! اينك حقّ از سوى پروردگارتان به سراغ شما آمده است. پس هر كس هدايت يابد، يقيناً به سود خويش هدايت مى‏يابد و هر كس گمراه شود، تنها به زيان خويش گمراه مى‏شود ومن بر (ايمان آوردن) شما وكيل نيستم (تا به اجبار شما را به راه حقّ درآورم.

پیام ها :
1- آنچه از سوى خداوند آمده، (مثل قرآن و تعاليم انبيا) همه حقّ و از شئون ربوبيّت اوست. «الحقّ من ربّكم»
2- هدف بعثت انبيا و فرستادن كتب آسمانى، تربيت تمام انسان‏هاست. «يا ايها الناس... ربّكم»
3- خداوند حجّت را تمام كرده است و ما عذرى در نپذيرفتن حقّ نداريم. «قد جاءكم الحقّ»
4- خداوند از هدايت يافتن ما بى‏نياز است، سود و زيان هدايت و گمراهى تنها به خود ما باز مى‏گردد. «لنفسه»
5 - انسان داراى اختيار است و سرنوشت هركس به دست خود اوست، حتّى انبيا هم حقّ اجبار مردم را ندارند. «ما انا عليكم بوكيلٍ»
6- وظيفه‏ى انبيا، ارشاد وتبليغ است، نه اجبار واكراه. «ما أنا عليكم بوكيل >>

ربا چیست ؟ وچرا حرام است ؟ربا دهنده روز قیامت چگونه است ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَو اْ لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الْشَّيْطَنُ مِنَ الْمَسِّ ذَ لِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الْرِّبَو اْ وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الْرِّبَو اْ فَمَنْ جَآءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّنْ رَّبِّهِ فَانْتَهَى‏ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَبُ الْنَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ‏ ۲۷۵بقره
ترجمه :

كسانى كه ربا مى‏خورند، (در قيامت از قبرها) بر نمى‏خيزند مگر همانند برخاستن كسى كه بر اثر تماس شيطان، آشفته وديوانه شده است. (نمى‏تواند تعادل خود را حفظ كند، گاهى زمين مى‏خورد و گاهى بر مى‏خيزد.) اين (آسيب) بدان سبب است كه گفتند: داد و ستد نيز مانند ربا است. در حالى كه خداوند خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است. پس هركس كه موعظه‏اى از پروردگارش به او رسيد و (از رباخوارى) خوددارى كرد، آنچه در گذشته (از طريق ربا بدست آورده) مال اوست، و كار او به خدا واگذار مى‏شود. امّا كسانى كه (دوباره به رباخوارى) بازگردند، آنان اهل آتش خواهند بود و در آن جاودانه مى‏مانند.

نکته ها :

«ربا»، در لغت به معناى زيادى وافزايش است. و در شريعت اسلام به معناى زياده گرفتن در وام يا بيع است. مورد ربا، يا پول است يا جنس. گاهى پول را قرض مى‏دهد و بيش از آنچه داده باز پس مى‏گيرد، كه اين رباى در وام است و گاهى جنسى را مى‏دهد و مقدار بيشترى از همان جنس را تحويل مى‏گيرد، كه اين نيز در مواردى ربا مى‏شود.
رباخوار، به كسى تشبيه شده كه شيطان او را خبط كرده است. «خَبط» به معناى افتادن و برخاستن و عدم تعادل به هنگام حركت است.
رباخوار در قيامت همچون ديوانگان محشور مى‏شود، چرا كه در دنيا روش او باعث بهم خوردن تعادل جامعه گرديده است. ثروت پرستى، چشم عقلش را كور كرده و با عمل خود چنان اختلافات طبقاتى و كينه را بر مى‏انگيزد كه فقر و كينه سبب انفجار شده و اصل مالكيّت را نيز متزلزل مى‏كند. براى اين افراد، گويا ربا اصل و خريد و فروش فرع است، فلذا مى‏گويند: بيع و معامله هم مثل رباست و تفاوتى ندارند.
انتقاد از رباخوارى، ربا گرفتن و ربا دادن، از ابتداى اسلام مطرح بوده است. در سوره روم كه در مكّه نازل شده است، مى‏فرمايد: «و ما اوتيتم من ربا ليربوا فى اموال النّاس فلايربوا عند اللّه» [753] يعنى آنچه به قصد ربا مى‏دهيد تا براى شما در اموال مردم بيفزايد، بدانيد كه نزد خداوند افزون نمى‏شود. سپس در سوره‏ى آل‏عمران با فرمان «لاتأكلوا الرّبا» [754] از آن نهى گرديده و بيشترين انتقاد از رباخوارى در همين آيات آمده است. ضمناً آيه «وأخذهم الرّبا وقد نُهوا عنه» [755] ، يادآور مى‏شود كه در مذهب يهود نيز «ربا» حرام بوده، همچنان كه اين حرمت در تورات [756]ذكر شده است.
آيات مربوط به ربا، بدنبال آيات انفاق آمد، تا دو جهت خير وشر را كه توسط مال و ثروت پديد مى‏آيد مطرح كند. انفاق يعنى دادن بلاعوض و ربا يعنى گرفتن بلاعوض. هر آثار خوبى كه انفاق دارد، مقابلش آثار سوئى است كه ربا در جامعه پديد مى‏آورد. به همين جهت قرآن مى‏فرمايد: «يمحق اللّه الرّبا و يُربِى الصّدقات» خداوند ثروت بدست آمده از ربا را نابود، ولى صدقات را افزايش مى‏دهد.
تهديدهايى كه در قرآن براى اخذ ربا و پذيرش حاكميّت طاغوت آمده،براى قتل، ظلم، شرب خمر، قمار و زنا نيامده است. [757] حرمت ربا نزد تمام فرق اسلامى، قطعى واز گناهان كبيره است. وقتى به امام صادق عليه السلام خبر دادند كه فلانى رباخوار است، فرمود: اگر قدرت مى‏داشتم گردنش را مى‏زدم. [758] همچنان كه حضرت على عليه السلام وقتى با رباخوارى مواجه شد، از او خواست توبه كند، وقتى توبه كرد او را رها نمود و به دنبال آن فرمود: رباخوار را بايد از عمل خود توبه دهند، همچنان كه از شرك توبه مى‏دهند. از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود: خبيث‏ترين درآمدها، رباخوارى است. [759] و رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده‏اند: هرگاه خداوند اراده‏ى هلاك قريه‏اى را داشته باشد، رباخوارى در آن قريه ظاهر مى‏شود. [760] و خداوند، فرد رباخوار، وكيل، شاهد و كاتب ربا را لعنت نموده است. [761] در حديث مى‏خوانيم: رباخواران، در قيامت همچون ديوانگان محشور مى‏شوند. [762]
امام صادق عليه السلام علّت تكرار آيات ربا را آماده سازى ثروتمندان براى كار خير و صدقات مى‏داند و مى‏فرمايد: چون از يكسو «ربا» حرام است و از طرف ديگر كنز و انباشتن ثروت به صورت راكد نيز حرام است، پس چاره‏اى براى ثروتمندان جز انفاق و يا كارهاى توليدى مفيد باقى نمى‏ماند. [763] همچنان كه درباره‏ى علّت تحريم ربا گفته‏اند: رباخوارى مانع جريان پول در مسير توليد و كارهاى عام المنفعه است و به جاى تلاش و فكر و بازو، فقط از سود پول بهره‏گيرى مى‏شود، لذا ربا تحريم شده است. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: «لو كان الرّبا حلالا لترك الناس التجارات» اگر ربا حلال بود، مردم كسب و كار را رها مى‏كردند. [764]و از امام رضا عليه السلام نيز روايت شده است كه فرمودند: اگر ربا شيوع پيدا كند راه قرض دادن بسته مى‏شود. [765] ضمناً چون احتمال در دام ربا افتادن در امور اقتصادى زياد است، در حديث مى‏خوانيم: «من اتّجر بغير فقه فقد ارتطم فى‏الربا» [766]هركس بدون دانش و آگاهى از مسائل تجارى وارد تجارت شود، گرفتار ربا مى‏شود.
آثار ربا:
گرفتن پول اضافى، بدون انجام كارى مفيد و يا مشاركت در توليد، نوعى ظلم و اجحاف است كه موجب پيدايش دشمنى و قساوت مى‏شود. ربا دهنده به جهت بدهى‏هاى تصاعدى، گاهى ورشكست و مجبور به قبول انواع ذلّت‏ها و اسارت‏ها مى‏شود. [767] ربا، تعادل جامعه را بهم زده و موجب تقسيم جامعه به دو قطب مستكبر و مستضعف مى‏شود. [768]
با توجّه به اين آثار تخريبى، نه تنها در شريعت اسلام، بلكه در تمام اديان آسمانى ربا تحريم شده است. امّا برخى به بهانه‏هايى مى‏خواهند ربا را توجيه كنند و به دنبال راه فرار هستند. كلاه شرعى ساختن، همانند حيله يهود براى گرفتن ماهى در روز شنبه كه در آيات قبل ماجراى آن بيان شد، نوعى بازى بيش نيست و قرآن از اين گونه بازى‏ها انتقاد كرده است.
ربا، آثار تخريبى خود را دارد هرچند كه جوامع انسانى آن را در سيستم اقتصادى خود پذيرفته باشند. علّت پيشرفت جوامع غربى، توجّه به علم و صنعت است، نه اينكه رباخوارى موجب ترقّى آنها شده باشد.


753) روم، 39.
754) آل عمران، 130 .
755) نساء، 161 .
756) تورات، سِفر خروج، فصل 23 جمله 25 و سِفر لاويان، فصل 25.
757) تفسير الميزان، ذيل آيه.
758) وسائل، ج‏12، ص‏429 .
759) كافى، ج‏5، ص‏147 .
760) كنز العمّال، ج‏4، ص‏104 .
761) وسائل، ج‏12، ص‏430 .
762) تفسير درالمنثور، ج‏2، ص‏102.
763) وسائل، ج‏12، ص‏423 .
764) وسائل، ج‏12، ص‏424 و بحار، ج‏103، ص‏119 .
765) الحياة، ج‏4، ص‏334 .
766) نهج‏البلاغه، قصار 447.
767) تفسير مراغى، ذيل آيه.
768) تفسير الميزان.

پیام ها :

- رباخواران، از تعادل روحى و روانى برخوردار نيستند و جامعه را نيز از تعادل اقتصادى خارج مى‏سازند. «كما يقوم الذى يتخبّطه الشيطان»
2- تشبيه بيع حلال به رباى حرام، نشانه‏ى عدم تعادل فكرى آنان است. «يتخبّطه الشيطان... بانّهم قالوا انّما البيع مثل الربا»
3- شيطان، قدرت تصرف بر درون انسان را دارد. «يتخبّطه الشيطان من المَس»
4- توجيه گناه، راه را براى انجام گناه باز مى‏كند. «انّماالبيع مثل الربا»
5 - تا قبل از ابلاغ تكيف، مسئوليّتى نيست. «فمن جائه موعظة من ربّه»
6- احكام الهى، در جهت پند وتربيت مردم است. «جائه موعظة من ربّه»
7- قانون امروز، شامل گذشته افراد نمى‏شود. «فله ما سَلف»
8 - از گناه ناآگاهان اغماض مى‏شود، ولى از آگاهانِ مغرض و مُصرّ هرگز. «ومَن عاد فاولئك اصحاب النّار>>

صدقه وچگونگی پرداخت آن واثر ش برما وزندگی ما

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنْ تُبْدُواْ الْصَّدَقَتِ فَنِعِمَّا هِىَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَآءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ۲۷۱بقره
اگر صدقات را آشكارا بدهيد، پس آن كار خوبى است، ولى اگر آنها را مخفى ساخته وبه نيازمندان بدهيد، پس اين براى شما بهتر است وقسمتى از گناهان شما را مى‏زدايد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

نکته ها :

امام باقر عليه السلام ذيل اين آيه فرمود: زكات واجب را علنى پرداخت كنيد، ولى زكات مستحبّ را مخفيانه بدهيد. [749] شايد دليل اين باشد كه زكات واجب يك وظيفه عمومى، معمولى و دور از ريا است. گرچه آيه در مورد كمك‏هاى مالى است، ولى در فرهنگ اسلام، به هر كار خيرى صدقه گفته مى‏شود. حتّى اگر سنگى را از ميان راه مسلمين كنار زديم، صدقه است. بنابراين كمك به محرومان از طريق علم و آبرو و وساطت نيز صدقه مى‏باشد.


749) تفسير نورالثقلين، ج‏1، ص‏289

پیام ها :

- انفاقِ علنى، سبب تشويق ديگران و رفع تهمت بخل از انسان و يك نوع تبليغ عملى است. «فنعمّاهى»
2- شرط رسيدگى به فقرا، مسلمان بودن آنها نيست. «فقراء»
3- با اينكه صدقات و زكات، مصارف زيادى دارد، لكن نام فقرا در آيه نشانه اولويّت آنان است. «تؤتوها الفقراء»
4- شما بايد به سراغ فقرا برويد، نه آنكه آنان به سراغ شما بيايند. «تؤتوها الفقراء» و نفرمود: «يأتكم الفقراء»
5 - انفاقِ پنهانى، از ريا و خودنمايى دور و به اخلاص نزديك است و آبروى گيرنده صدقه را محفوظ نگه مى‏دارد. «فهو خير لكم»
6- انسان، غريزه سودجويى وخيرخواهى دارد، گرچه در مصداق گاهى به سراغ شر مى‏رود. لذا پيامبران الهى، مصاديق ونمونه‏هاى خير را براى انسان بيان كرده‏اند. «فهو خير لكم»
7- كمك به فقرا، بخشى از گناهان صغيره را مى‏بخشد. «يكفّر عنكم من سيئاتكم» «سيّئات» در قرآن در برابر گناهان كبيره آمده وبه گناهان صغيره گفته مى‏شود.
8 - آن [750] چه مهم است علم خداست، نه اطلاع و آگاهى مردم. «واللّه بما تعملون خبير»


750) ان تجتنبوا كبائر ما تنهون... نكفّر عنكم سيئاتكم...« نساء، 31.

حکمت چیست ؟چرا خدای متعال به آن خیر کثیرگفته است .

بسم الله الرحمن الرحیم

يُؤْتِى الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَآءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَيْراً كَثِيراً وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُواْ الْأَلْبَبِ‏ ۲۶۹بقره
(خداوند) حكمت و بينش را به هر كس بخواهد (وشايسته ببيند) مى‏دهد و به هركس حكمت داده شود، همانا خيرى فراوان به او داده شده است و جز خردمندان (از اين نكته) متذكّر نمى‏گردند.
نکته :
ألباب» جمع «لُبّ» به معناى مغز است و به همه انسان‏ها «اولوا الالباب» نمى‏گويند، بلكه تنها به خردمندانى مى‏گويند كه عقل خود را بكار گيرند وراه زندگى و سعادت واقعى خود را بيابند.
حكمت را به معنى معرفت و شناختِ اسرار و آگاهى از حقايق و رسيدن به حقّ دانسته‏اند كه خداوند به بعضى از افراد به خاطر پاكى و تقوى و تلاش عطا مى‏كند، تا آنان وسوسه‏هاى شيطانى را از الهامات الهى باز شناخته و چاه را از راه و شعار را از شعور تشخيص دهند و اين خير كثير است.
در روايات مى‏خوانيم: حكمت، معرفت و تفقّه در دين است. حكمت، اطاعت از خدا، شناخت امام وپرهيز از گناهان كبيره است. [746]
پيام ها:
- گرچه مال وثروت خير است، ولى خيرِ كثير، داشتنِ ديد وقدرت تشخيص است. كسانى كه از آن خير انفاق كنند به خير كثير مى‏رسند. «انفقوا...يؤتى الحكمة»
2- شيطان وعده‏ى فقر، و خداوند وعده‏ى مغفرت و فضل مى‏دهد. امّا تشخيص و انتخاب هريك از اين دو راه، حكمت لازم دارد. «يؤتى الحكمة»
3- همه‏ى دنيا متاع قليل است، [747] ولى حكمت خير كثير است. اگر همه امكانات مادّى فداى دست يابى به حكمت و بينش صحيح گردد، ارزش دارد. «فقد اوتى خيراً كثيرا»
4- حكمت هديه‏اى كليدى و مادر همه‏ى خيرات است. هركه آن را داشت چيزهاى زيادى خواهد داشت. «ومن يؤتى الحكمة فقد اوتى خيراً كثيراً»
5 - هر كسى به ارزش حكمت پى نمى‏برد. «مايذّكّر الاّ اولوا الالباب» دنياگرايان بر مال و آمار و محاسبات مادّى تكيه مى‏كنند و سود و زيان را بر اساس مادّيات مى‏سنجند، ولى دورانديشان عاقل و راه‏شناسان انديشمند، از بعد ديگرى محاسبه مى‏كنند.


747) متاع الدنيا قليل« نساء، 77


746) تفسير نورالثقلين، ج‏1، ص‏2
http://www.gharaati.ir/show.php?page=tafsir&numsooreh=2&numayeh=270 منبع:

دشمنی با امام علی علیه السلام افتخار نیست ،بلکه سوزاندن هستی خودت است .

دشمنی با امام علی علیه السلام افتخار نیست ،بلکه سوزاندن هستی خودت است .
پس آدم عاقل ،ریشه خود نمی سوزاند وتبر بر آرامش خود نمی زند .
که یکی مثل علی علیه السلام در بین خلایق پیدا کن ،که افتخارات اورا داشته باشد .
این گوی واین هم میدان !

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .

استاد شهریار .... منبع : عاشقونه دات کام   ---  www.asheghoone.com

فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد . حضرت خطاب به شهریار فرمودند :
شعرت را بخوان ! شهریار این شعر را خواند :

علــی ای هـمای رحـمت تو چه آیتـی خدا را

دل اگـر خـدا شـنـاسـی همه در رخ علی بین

بــه خــدا کـه در دو عــالـم اثــر از فـنـا نـماند

مـگـر ای سهاب رحـمـت تو ببـاری ارنه دوزخ

بــرو ای گــدای مسکیـن در خــانه عـلی زن

به جـز از عـلی که گــوید به پسر که قاتل من

به جــز از عــلی کـه آرد پسـری ابوالعجاعب

چــو بــه دوســت عـهد بنـدد ز میــان پاکبـازان

نه خــدا توانمش خواند نه بشـر تـوانمش گفت

به دو چشم، خونفشانم هَله ای نسیم رحمت

به امیـد آن که شــایـد بـرسـد بـه خـاک پایـت

چو تویـی قضای گردان به دعـای مستمنـدان

چه زنم چـو نـای هر دم ز نـوای شـوق او دم

همه شب در این امیدم که نسیم صبح گاهی

ز نــوای مــرغ یـاحـق بـشنـو که در دل شـب

که به مـا ســوا فـکـندی هـمـه سایـه هـمـا را

به عـلی شـنـاخـتم مـن به خــدا قـسم خـدا را

چـو عـلــی گـرفـتـه بـاشـد سر ِ چشـمـه بـقا را

به شــراب قـهر ســوزد هــمـه جـان مـاسـوا را

کــه نــگیــن پـادشــاهـی دهـد از کــرم گــدا را

چــو اسیـر تـوســت اکـنـون بــه اسیـر کـن مــدارا

که عــلــم کـنــد بـه عالــم شـهــدای کـربـــلا را

چــو عــلی کـه مـی تـوانـد که به سـر بـرد وفا را

متحـیـّـرم چــه نــامـم شــه مـلـک لافــتـی را

کــه ز کــوی او غـبــاری بــه مـن آر طــوطـیـا را

چــه پیــام هــا سپـردم هـمـه ســوز دل، صبــا را

کــه ز جـــان مــا بـگــردان ره آفــت قــضـا را

کـه لـســان غـیـب خـوشـتــر بـنـوازد ایـن نوا را

بـــه پـــیــام آشـنــایــی بـنـــوازد آشــنـا را

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم
چون من شهریار را ندیده بودم , فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟
گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند . گفتم از جانب من او را دعوت کنید که
به قم نزد من بیاید . چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب
در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام. از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت»
را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این
شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی
صحبت کرده ام .
مرحوم آیت الله العضمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب
دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت ,
شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران
فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را
بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری
که مطلع آن را به یاد دارم خواندید . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من
فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان
سرودن این شعر قرار نداده ام .
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم
شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .
ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام
شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار
گرفته است .

منبع این مقاله: سایت پژوهشکده باقرالعلوم (ع)

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند××چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

 

نماز ،ذکر وفکر

امروز فضا چه معطر بود .......خالی از هیاهو های این چند روزه ....
نماز جمعه ......موج مردم روزه دار وعطر کتاب ....کمک به بیچاره گان
شناور در امواج مردم وپاک ازپستی های دنیای دنی ،با  ذکر مبارک یاالله ...
واین چنین زلالی را باید طلب کرد ،نماز ،ذکر وفکر ............

نامه ای به نفس سرکشم 2

بسم الله الرحمن الرحیم

در وضعیت امروز اجتماعی وسیاسی ،از خدای مهربان دل گیر مباش .
واز دین عزیز اسلام زده مشو ،
که :
اسلام به خودی خود ندارد عیبی     آن چه است از مسلمانی ماست
ما ومسئولین به فرمان خدای متعال عمل نمی کنیم وبرای خود ودیگران مشکل ساز می شویم .
بنا بر این ،پیوسته یاد ان مهربان را در دل پاکت سبز نگه دارد ،وخودت را به شیطان مفروش
که قیمتت بسی بالاست .بهای تو بهشت است ورضوان خدای مهربان .
ابدیت در پیش داری وبرای آن تلاش کن ،تلاشی قوی ومستمر  ............
دل نگران احوال اجتماع نباش ،که این ملک سال هااست که می چرخد وروزگار به پیش می رود .
آن چه نباید از آن غافل باشی ،سبز کردن وداشتن روح شریفت است .
همیشه از خدای متعال بخواه ،در دوراهی های سرنوشت ساز کمکت کند .
که بی دستگیری او غریقی بیش نیستی .
دست مایه ات دل پاکت باشد و نگاه به افق سبز رو به رو، وامید به آن یگانه مهربان ،که همدم دنیا وآخرتت می باشد .با داشتن او ،چه کم داری ؟بی او ،چه داری ؟که هرچه داشته باشی ،دود هوا است .
رنج دوروزه زندگی را به جان بخر وبا پاکی وطهارت روح باش ،ویک ابدیت آرام باش در بهشت خدای مهربان .آیا معامله خوبی نیست ؟
خودت را بالا بکش از این منجلاب عفن زمین ،سعی کن زمینی فکر نکنی وزمینی نباشی .
به آسمان فکر کن وپر کشیدن ورفتن از مدار این کره خاکی وزندان متمثل گذشتن .
رفتن ورفتن ورفتن ودل سپردن به یار مهربان یگانه ،ودر آغوش رضای جاودانگیش جا خوش کردن .
هر چه که باشی وهرجا که باشی ،مرگ برای رفتنت روزی به تو سر می زند .
چه خوب است ،ار اول نفس را بمیرانی به مرگ اول ،وآرزوها کوتاه کنی ،تا مرگ دوم برایت آسان باشد .
هیچ عاقلی ماندن در زندان را دوست ندارد ،دنیا زندان مومن است .پس پر کشیدن را طالب باش
که وقت کم است وتوشه باید گرفت .
بر نفست نهیب زن که تا چند ،خود را می خواهی ،پس خدا خواهیت کو .؟با نماز وروزه ،بر سرش بکوب
تا بفهمد که سوارش ،شیر مرد گوش به فرمان خالق است .
وقتی که نفس تسلیمت شد ،آن گاه روحانیت اسمانی، دل رحیمت را پر خواهد کرد.
این شب هارا غنیمت بدار واز یاد خالق مهربانت غافل مشو  .
سحری را فقط برای خوردن انتخاب نکن بلکه آن را برای هوشیاری جستن وبرکت برای جانت طلب کن .
پیوسته با وضو باش که وضو روشنائی است .وقرآن کریم بخوان که دلت را مصفی کنی .
با این کارها ،آرام آرام ،دلت سبز می شود واز سبزیش به چهره ات منتقل می شود ،
آن گاه نورانی می شوی وحبیب خدای متعال ویاور مردم .
حق جویی در ضمیرت خانه می کند .و با آن می توانی بد را از خوب ،وسره را از ناسره تشخیص بدهی .
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت
و كسانى كه در راه ما كوشيده‏اند به يقين راه‏هاى خود را بر آنان مى‏نماييم و در حقيقت‏خدا با نيكوكاران است .
همیشه سبز باشی وماندگار