شناختن ولایت ،معرفت است ...........(یاس خوبم )

بسم الله الرحمن الرحیم

شناختن ولایت ،معرفت است .انهایی که این معرفت ندارند بر شور تنها تکیه می کنند .
شور با شعور چاره ساز است .اگر ما ولایت وامامت را ،وجدان کنیم ،محال است در هیچ
زمان ومکانی دست از ان بر داریم .پس اول معرفت تکمیل کن وبعد کربلایی باش .
که کربلایی شدن ،معرفتی سترگ می خواهد .انکه چشم دلش باز است ،همیشه
در کربلای یار است .ودر ذهن وفکر ،در حرم یار سیر می کند ،وگنبد وگلدسته حسینی ،
همیشه روح نواز چشم دلش می باشد .
در حال که مسافر دیار زندگان می شوی ،قلب ودلت زنده کن ...........
وبا مداومت بر زیارت عاشورا ،انها را صیقل بده .........
که با مولاعهد تازه کردن ،هر صبح ومسا ،رسم وفاداریست .
امیدوارم همگی ما ،ناممان در دفتر حسینی ،ضبط ودرج شود .
ان شاءالله وتعالی

امامت

بسم الله الرحمن الرحیم

ان کودکی که کور مادرزاد به دنیا بیاید ،هیچگاه نمی تواند افتاب را درک کند .
ورنگها را بشناسد وانها را تجزیه وتحلیل نماید.
امامت مقوله ای نیست ،که هر کسی بتواند به عمق ان پی ببرد.
عقلی عاشق گونه می خواهد که پرواز را ،کامل انجام دهد .
انان که تاریخ به زور نوشته اموی را ،تاریخ صحیح می دانند ومولی علی علیه السلام را
که دران برهوت عربستان عطر علوم قرانی را به جهان پراکند ،معصوم نمی دانند ،
واورا شارح ومفسر قران کریم مثل شیعیان نمی شناسند ،در استخری بی اب
شنا می نمایند .
امام علی وفرزندان بزرگوارش  سلام الله علیهما وشیعیان عالی مقام او چون
خورشیدی درخشان در پهنه تاریخ اسلام عزیز می درخشند .
بگذار بگویند که بسیار گفته اند ،اما به زودی ان شاءالله حضرت مهدی صاحب الزمان عج
وقطب عالم امکان وبر هم زننده دستگاه ظلمه ،خواهد امد واین شب
دیجور به پایان خواهد رسید ،وان روز همه خواهیم گفت ،
الحمدلله رب العالمین

ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی      کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

تعبير رفت يار سفرکرده می‌رسد                       ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی

ذکرش به خير ساقی فرخنده فال من             کز در مدام با قدح و ساغر آمدی

خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش
تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی

فيض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصيبه اسکندر آمدی

آن عهد ياد باد که از بام و در مرا
هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی

کی يافتی رقيب تو چندين مجال ظلم
مظلومی ار شبی به در داور آمدی

خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دريادلی بجوی دليری سرآمدی

آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی

گر ديگری به شيوه حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

آيات ولايت در قرآن(کتاب -ایت الله مکارم شیرازی )

بسم الله الرحمن الرحیم

آيات ولايت در قرآن

مقدّمه

كتاب حاضر

تذكّر

فصل اوّل آيـات خلافت و زعامت مسلمين

1 آيه تبليغ

دور نماى بحث

شرح و تفسير

انتخاب جانشين نقطه پايان رسالت

راه اوّل : تفسير آيه با قطع نظر از شواهد ديگر

تطبيق نشانه هاى سه گانه بر مسأله ولايت

راه دوم : تفسير آيه تبليغ در سايه روايات

پيام هاى آيه

جريان غدير

محتواى روايات غدير

مباحث تكميلى

1 . تفسير ولايت و مولى در حديث غدير

2 . آياتى از سوره معارج در تأييد داستان غدير

3 . ارتباط اين آيه با قبل و بعد از آن چگونه است؟

2 آيه اكمال دين

دور نماى بحث

شرح و تفسير

روز اكمال دين و اتمام نعمت

آن روز، چه روزى بوده است؟

راه اوّل : تفسير آيه بدون قرائن خارجى

منظور از اكمال دين چيست؟

اعترافى جالب از فخر رازى

راه دوم : تفسير آيه در سايه روايات

سخنى عجيب از «آلوسى»

پيام هاى آيه

1 . ولايت نا اميدكننده دشمنان

2 . اتمام دين و اكمال نعمت در سايه ولايت

مباحث تكميلى

1 . ولايت، اساسى ترين مسأله اسلام

2 . ولايت دو سو دارد!

3 آيه ولايت

دور نماى بحث

شرح و تفسير

نشانه هاى ولىّ

راه اوّل: تفسير آيه با قطع نظر از احاديث

«ولى» در استعمالات قرآن

منظور از ولىّ در آيه مورد بحث

مصداق «الّذين آمنوا ... راكعون» كيست؟

راه دوم : تفسير آيه با توجّه به احاديث

يادآورى دو نكته

بهانه ها و اشكالها!

اشكال اوّل : إنّما دلالت بر حصر ندارد!

اشكال دوم : إعطاء خاتم فعل كثير است!

اشكال سوم: انگشتر بسيار قيمتى بود!

اشكال چهارم : اين كار با حضور قلب نمى سازد!

اشكال پنجم : چرا تمام ضميرهاى آيه جمع است؟

اشكال ششم : ولايت على(عليه السلام) در حيات پيامبر(صلى الله عليه وآله) چه معنى دارد؟

اشكال هفتم : منظور از زكات چيست؟

نكته اى بسيار مهم!

پيام آيه ولايت

4 آيه اولى الامر

دور نماى بحث

شرح و تفسير

اولوا الامر چه كسانى هستند؟

محدوده اطاعت از اولوا الامر

نظرات مختلف پيرامون اولوا الامر

تفسير آيه در سايه روايات

اهمّيّت حديث ثقلين

سؤالات و پاسخ ها

غزوه تبوك

پيام هاى آيه

5 آيه صادقين

دور نماى بحث

آشنائى اجمالى با سوره توبه

شرح و تفسير

صادقين كيانند؟

نظريه دانشمندان اهل سنّت

تفسير آيه صادقين با آيه اى ديگر از قرآن

صادقين در روايات

پيام آيه صادقين

فصل دوم آيـات فضائل اهل البيت(عليهم السلام)

1 آيه تطهير

دورنماى بحث

مقدّمه

شرح و تفسير

آيه تطهير، برهان روشن عصمت!

«اهل البيت» كيانند؟

پاسخ به چند سؤال

2 آيه مودّت

دورنماى بحث

سيرى در آيات قبل

شرح و تفسير

مودّت اهل بيت، پاداش رسالت

«قربى» كيانند؟

تفسير «قربى » از منظر شيعه

نظرات اهل سنّت پيرامون «قربى»

اعترافى ناخواسته!

تفسير مودّت در سخن امام صادق(عليه السلام)

تفسير آيه مودّت در سايه روايات

چند نكته مهم

پيام آيه مودّت

مراحل و مراتب محبّت

ميثم تمّار، عاشقى خالص

3 آيه مباهله

دور نماى بحث

مقدّمه

1 . مباهله آخرين حربه

2 . مباهله يعنى چه؟

شرح و تفسير

دعوت به مباهله

آيا مباهله انجام شد؟

«ابنائنا»، «نسائنا» و «انفسنا» كيانند؟

4 آيات سوره دهر

دورنماى بحث

شأن نزول

شرح و تفسير

ويژگيهاى پنجگانه اهل البيت(عليهم السلام)

1 . وفاى به عهد و پيمان

2. ترس از قيامت

3 . رسيدگى به نيازمندان

4 . اخلاص

5 . خوف از خداوند!

آيات پاداش

مقايسه پاداش هاى دنيا و آخرت!

نعمت هاى دوازده گانه بهشتى!

شراب طهور چيست؟

بهانه جويى ها ! و پاسخ آن

2 . چراغى كه بر خانه واجب است، بر مسجد حرام است!

3 . آيات سوره دهر عامّ است، يا خاصّ؟

پيام هاى آيه

1 . اهمّيّت كمك به نيازمندان

2. كمّيّت معيار عمل نيست!

3. انعكاس آيات سوره دهر در اشعار شعرا

5 آيه توبه آدم

دورنماى بحث

شرح و تفسير

بازگشت به سوى خدا

درس هايى از داستان حضرت آدم و حوّا !

توسّل حضرت آدم!

«كلمات» چه بوده است؟

آيا توسّل مشروع است؟

اقسام توسّل

تفسير توحيد و جايگاه والاى آن

اقسام توحيد

اشاعره و تفسيرى غلط از توحيد افعالى!

آيا توسّل با توحيد سازگار است؟

توسّل در قرآن

توسّل به بزرگان بعد از مرگشان

توسّل در روايات

پرستش غير خدا جايز نيست

فصل سوم آيات فضائل مخصوص حضرت على(عليه السلام)

1 آيه ليلة المبيت

دورنماى بحث

شأن نزول

اعترافات دانشمندان اهل سنّت!

شرح و تفسير

معامله اى بى نظير!

معامله با خداوند

مقايسه اين سه معامله با يكديگر

مقايسه اى ديگر!

ظرافت تعبير در آيه ليلة المبيت

ارتباط آيه ليلة المبيت با آيات قبل

ارتباط آيه ليلة المبيت با ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام)

پاسخ برخى ايرادهاى بى اساس!

1. آيه ليلة المبيت مربوط به آمرين به معروف است!

2. آيه مورد بحث در مورد ابوذر است!

3. اين آيه درباره همه مهاجران و انصار است!

4. على (عليه السلام) مى دانست زنده مى ماند، يا نه؟

5 . مخاطب پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) چه كسانى بوده اند؟

مباحث تكميلى

1. اشعار حسّان بن ثابت در توصيف فداكارى على (عليه السلام)

2. سرانجام على (عليه السلام) در آن شب پرمخاطره!

3. خداوند به فداكارى على (عليه السلام) مباهات مى كند!

پيام آيه

همه چيز در مسير رضايت خداوند

2 آيه سقاية الحاج

دورنماى بحث

شأن نزول

نكته اى مهمّ!

شرح و تفسير

ايمان به خدا، برتر از هر چيز!

ارتباط آيه سقاية الحاج با ولايت

اعترافى از يكى از علماء اهل سنّت!

پيام آيه

پيروى عملى از بزرگان دين

مباحث تكميلى

1. چرا نام على (عليه السلام) در قرآن نيامده است؟

2. چرا پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) منافقين را نابود نكرد؟

3 آيه نصرت

دورنماى بحث

شرح و تفسير

آمادگى با تمام قوا

مؤمنين كيانند؟

پيام آيه

دفاع از اسلام با تمام توان

4 آيه علم الكتاب

دورنماى بحث

هيچ چيز را بدون دليل نپذيريد!

شرح و تفسير

شاهدان نبوّت

چگونگى شهادت خداوند!

«من عنده علم الكتاب» كيست؟

چگونگى شاهد بودن على (عليه السلام)!

مقايسه اى بين آصف بن برخيا و علىّ بن ابى طالب (عليه السلام)

5 و 6 آيه مؤذّن و آيه اذان

دورنماى بحث

شرح و تفسير آيه 44 اعراف

گفتگوى بهشتيان و جهنّميان

مؤذّن كيست؟

آيا مؤذّن بودن افتخارى محسوب مى شود؟

شرح و تفسير آيه 3 سوره توبه

اختلاف در جزئيّات

شرح و تفسير

هشدارى جدّى به مشركان

آيا اين مأموريّت فضيلت است؟

ارتباط آيه «اذان» و «مؤذّن»

حكمت تغيير مأموريّت ابلاغ آيات سوره برائت

7 آيه محسنين

دورنماى بحث

شرح و تفسير

ظالم ترين انسان ها!

«آورنده كلام صدق» و «تصديق كننده آن» كيست؟

فخر رازى، تنها مخالف!

8 آيه پيشگامان نخستين

دورنماى بحث

شرح و تفسير

پيشگامان اسلام

نخستين مرد مسلمان

ارزش ايمان قبل از بلوغ!

«اوّل المؤمنين» امتيازى بزرگ!

پيام آيه

شناخت فضايل، مقدّمه اى براى عمل!

9 آيه محبّت

دورنماى بحث

نفوذ در دل ها، مهمترين سرمايه رهبران

شرح و تفسير

ارتباط ايمان و عمل صالح با نفوذ در دل ها

شأن نزول آيه محبّت

تفسيرهاى ديگرى براى آيه مورد بحث

پيام آيه شريفه

شيعه چراغى پرفروغ

مباحث تكميلى

1. نفوذ در دل همگان

2 . گستره عمل صالح

10 آيه سابقون

دورنماى بحث

محتواى سوره واقعه

شرح و تفسير

سابقون كيانند؟

على (عليه السلام) مصداق أتمّ و أكمل سابقون!

تفسير سابقون از زبان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)

11 آيه اُذُن واعيه

دورنماى بحث

شرح و تفسير

داستان پيامبران

صاحب «اُذُن واعيه» كيست؟

تناقض در كلام شيخ روزبهان!

نكته اى ظريف از فخر رازى

على با حق و حق با على است!

دعاى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در حقّ على (عليه السلام)

على(عليه السلام) بهترين قاضى!

12 آيه صالح المؤمنين

دورنماى بحث

شأن نزول

شرح و تفسير

ياوران پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)

صالح المؤمنين كيست؟

پيام آيه

13 آيه انذار و هدايت

دورنماى بحث

شرح و تفسير

باز هم بهانه جوئى!

تناسب صدر و ذيل آيه

«منذر» و «هادى» كيست؟

راه اوّل : تفسير آيه با قطع نظر از روايات

راه دوم : تفسير آيه در سايه روايات

پيامهاى آيه ولايت و انذار

1 . تعصّب و لجاجت دو مانع بزرگ!

2 . اقتداء هدايت شونده به هادى

14 آيه خيرالبريّه

دورنماى بحث

شرح و تفسير

بهترين و بدترين مخلوقات!

خيرالبريّه در روايات

پيام هاى آيه خيرالبريّه

1. نظام ارزشى اسلام

2. تاريخ پيدايش شيعه

3 . شيعه يعنى چه؟

15 آيـه حكمـت

دورنماى بحث

شرح و تفسير

حكمت، خيرى كثير!

على (عليه السلام) صاحب حكمت!

گستره علم و دانش حضرت على(عليه السلام)

1 . مرجعيّت علمى امام على(عليه السلام)

2 . امام على(عليه السلام) دروازه شهر علم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)

3 . امام على (عليه السلام) و علم تفسير

4 . امام على (عليه السلام) واضع علم نحو

5 . امام على(عليه السلام) و علم كلام

6 . امام على(عليه السلام) و علم فقه

7 . امام على (عليه السلام) و علم حقيقت (علم باطن)

8 . امام على(عليه السلام) و جانشينى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)

سید بحر العلوم و تشرف به مذهب شیعه(منبع سایت شریف تبیان -http://www.tebyan.net


بسم الله الرحمن الرحیم

سیدبحرالعلوم یمنی، از علمای بزرگ زیریه در یمن بوده كه وجود حضرت ولی عصر علیه الصلوه و السلام را انكار می كرده است. ... تا این كه آن جناب نامه ای برای حضرت آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی رضوان الله تعالی علیه می نویسد و برای اثبات وجود امام زمان (ع) دلیل قاطعی درخواست می كند. آیت الله اصفهانی، در جواب می نویسد:

« جواب شما را باید به طور حضوری بدهم. شما طی سفر به نجف اشرف مشرف شوید تا جواب را دریافت كنید. »

.... و اینك بشنوید ماجرای شیعه شدن سید یمنی را از زبان فرزند او:

« ... وقتی به مقام مهدی (ع) در وسط وادی السلام نجف وارد شدیم، دیدیم كه آیت ا... سید ابوالحسن اصفهانی به سوی چاهی كه در آن جا بود، رفت و به دست خود از آن آب كشید و تجدید وضو كرد و این در حالی بود كه ما به عمل او می خندیدیم 1. آن گاه وارد مسجد مقام شد و چهار ركعت نماز خواند و كلماتی گفت ... به ناگاه دیدیم كه تمام فضای مقام غرق نور و روشنایی گشت. در آن هنگام، آیت ا... اصفهانی پدرم را داخل مسجد طلبید. پدرم به آن مقام وارد شد، اما طولی نكشید كه صدای گریه اش بلند شد و آن گاه، فریادی بلند زد و از هوش رفت.

وقتی داخل شدم دیدم كه آیت ا... اصفهانی بالای سر پدرم نشسته است و شانه های او را مالش می دهد تا به هوش آید... وقتی از آن جا برگشتیم، پدرم گفت: « حضرت ولی عصر حجت بن الحسن العسگری (عج) را به طور حضوری زیارت كردم و با دیدنش مستبصر و شیعه اثنی عشری شدم ».

پی نوشت :سیدبحرالعلوم یمنی، از علمای بزرگ زیریه در یمن بوده .
(به نظر اینجانب زیدیه صحیح می باشد .گرامیانی اگر اطلاع دارندلطفا  نظر بدهند.متشکرم -زائر)

 

منبع:تبیان

شیفتگان حضرت مهدی (عج)، قاضی زاهدی ، ج1http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/InAwaitingOfSavior/Articles/2008/3/3/62612.html، ص124.

علی علیه السلام یک حقیقت است ........

بسم الله الرحمن الرحیم

علی علیه السلام یک حقیقت است ،جامع فضیلتهای بشری  همیشه جاری در تاریخ است .
با جمع تمام داشته های یک انسان کامل ،الگو وامام وراهنمای تمام بشریت
به سمت الله ،افریدگار تمام هستی هست .
پس بدبخت کسی است که او را با دیگر صحابه رسول خدا صلوات الله علیه واله
مقایسه وبرابر می دانند .وبدبخت تر کسانی که بر علیه او می نویسن ودیگران را بر او ترجیح
می دهند .
وبیچاره کسانی که حقیقت امامت را نفهمیدن ونخواهند فهمید ،
مگر خدای متعال لطفی به انها بکند........بنا بر این هر چند برای همه دعا می کنیم که هدایت شوند ،
ولی ............
زائر

ارتباط زنده با حرم امام حسین سلام الله علیه

بسم الله الرحمن الرحیم

حرم امام حسین(ع )   http://shia-news.com/Karbala.asp

حرم امام رضا (ع )     http://shia-news.com/ImamReza.asp

حرم حضرت عباس (ع )    http://shia-news.com/AbalFazl.asp

 

منبع :http://shia-news.com/index.asp

کتاب (غدير از ديدگاه اهل سنت )

بسم الله الرحمن الرحیم

غدير از ديدگاه اهل سنت

مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما.
گروه فقه و معارف ـ آذرماه 77.

ديباچه

يـكـى از جـمله آرمانها و وظايف برنامه هاى برون مرزى , توجيه و تبيين صحيح ابهامات و شبهاتى است كه به علل گوناگون , همچون عدم آشنايى با موازين دين مبين اسلام و دسترسى نداشتن به منابع و مراجع مطمئن و يا به تزوير و نيرنگ دشمنان كژانديش اسلام , بر دل جان مخاطبان آنسوى مرزها سايه افكنده است .
زدودن زنـگـار بـى خـبـرى , از آيـينه دل اسلام جويان و انعكاس نورتابان شريعت محمدى و تشيع عـلـوى ,مـسـتـلزم آن است كه در گام نخست با عنايت به كثرت مخاطبان اهل سنت انديشه ها و ديـدگـاههاى ايشان در ارتباط با اعتقادات شيعه را طرحى جامع بينديشيم و آيين اخوت را همت گماريم .
در ايـن راسـتا و در برآوردن اين نياز, بر آن شديم تا به تدوين مجموعه هايى مناسب , دست يازيم و دردسترس برنامه سازان قرار دهيم .
بـديهى است مطرح نمودن اين گونه مباحث , جدا از فوايد برون مرزى براى مخاطبان داخلى , اعم ازشيعه و سنى نيز جذاب و سودمند خواهد بود.
مجموعه حاضر, عنوان ((غدير از ديدگاه اهل سنت )) گامى است در اين راه , اميد آنكه مقبول در گاه احديت واقع شود.
در پـايـان از زحـمـات حجة الاسلام محمد رضا جباران , كه اين مجموعه با تلاش و كوشش ايشان , مدون گرديد تشكر مى كنيم .

مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما
گروه معارف
پيامبر اكرم (ص ):.
عليكم بعلى بن ابى طالب فانه مولاكم فاحبوه , و كبيركم فاتبعوه , و عالمكم فاكرموه , و قائدكم الى الجنة فعززه , فاذا دعاكم فاجيبوه , و اذا امركم فاطيعوه ,احبوه بحبى , و اكرموه بكرامتى , ما قلت لكم فى على الا ما امرنى به ربى جلت عظمته , ((1)) .
هـمراه على باشيد زيرا او مولا و سرپرست شماست , پس دوستش داشته باشيد بزرگ شماست , از او پـيـروى كنيد, دانشمند شماست , گرامى اش داريد درراه بهشت پيشواى شماست , عزيزش داريد هـنـگامى كه شما را مى خواند پاسخش دهيد, و چون فرمانتان دهد, فرمانش بريد به محبتى كه به مـن داريد, دوستش بداريد و به كرامت من گرامى اش داريد من درباره على چيزى به شما نگفتم , مگرآنچه پروردگارم فرمان داده است .

پيش گفتار

بـدون شـك شخصيت على بن ابى طالب (ع ) پس از رسول گرامى اسلام (ص ) ارزنده ترين وجودى است كه پا به عرصه وجود نهاده و عالم امكان را با حضور خويش آراسته است .
شـخـصـيـت تابناك آن حضرت چنان در بلنداى انسانيت مى درخشد, كه عقول بشرى را در طول تاريخ , مبهوت وحيران خود كرده است ره يافتن به ساحت قدس آن شخصيت عظيم الهى , هر چند ذائقـه طـبـع را تحريك و واهمه عقل را تشويق مى كند, ولى راهى است كه جز به قدم عشق نتوان پيمود.
آنـچـه تا كنون بر قلم و زبان اهل ذوق و فضل , در شرح آن جمال نورانى گذشت , در حقيقت قدر معرفت ماست , نه حد شخصيت او ما با اعتراف و اذعان به بى كرانگى آن روح پاك , برآنيم كه از طور حديث نبوى , قبساتى برگرفته راه تقربى به ساحتش يابيم .
هـر چـنـد هدف اصلى در اين نوشتار, اثبات عيد بودن غدير و بيان بخشى از آداب اين روز مبارك است , به مناسبت فراتر رفته فصلى در شرح شخصيت آن جناب گشوده ايم و در آينه سخنان رسول مكرم اسلام , به تماشاى جمال پرفروغ على بن ابى طالب (ع ) مى نشينيم اميد آنكه ما و خوانندگان را از اين سير معنوى بهره اى وافر باشد.
در پـايـان تـذكـر چند نكته ضرورى است بيشتر مطالب اين تحقيق , از كتب معتبر اهل سنت است محل نقل هرحديث يا واقعه در كتابهاى مورد استناد, با ذكر مجلد هر صفحه تعيين , و در كتابنامه مشخصات هر كتاب از قبيل مؤلف , مترجم , ناشر, و تاريخ و محل نشر آمده است .
در مـواردى انـدك كه كتب اهل سنت از ذكر مطلبى غفلت كرده اند, به كتب معتبر شيعه مراجعه شده و آنها نيز همانندكتب اهل سنت به طور دقيق معرفى شدند در مواردى كه در ذيل يك حديث بـه ذكـر يـك يـا چـنـد آدرس بـسنده شده , به اين معنا نيست كه آن حديث در مراجع ديگر يافت نمى شود, بلكه تنگى مجال باعث شده است كه به همين مقداراكتفا كنيم .
متن احاديث را بدون تغيير آورده ايم و در موارد لازم , توضيح و بيانى در ذيل حديث افزوده ايم .
از آنـجـا كـه تاليف به زبان فارسى است , بيشتر به ترجمه احاديث اهتمام ورزيدم , و در مواردى كه عبارت عربى راضرورى مى دانستم , از ذكر متن اصلى دريغ نشده است .
فصول پنجگانه اين نوشتار عبارتند از:.
فصل اول : داستان غدير.
فصل دوم : خلافت و وصايت .
فصل سوم : معيارها.
فصل چهارم : يك آسمان فضيلت .
فصل پنجم : آداب و سنن غديرى .
اميد داريم اين تحقيق كوتاه , قطره اى از فيض اقيانوس غدير را در خود جاى داده باشد.

فصل اول : داستان غدير

عيد

اهل لغت ((عيد)) را از مشتقات ماده ((عود)) مى دانند, و عود به معناى بازگشت است بنابراين هر عيد به پاس رجعتى برگزار مى شود.
رجـعـت مـكـرر, مـتـحركى است كه پس از گذشتن از قوس نزول رو به سوى بالا مى كند و سير صـعـودى خـود را مى آغازد چنانكه نوروز را به پاس بازگشت حيات به پيكر سرد طبيعت گرامى مى داريم , حياتى كه در تطاول خزان به سردى مى گرايد, و در بيداد سرماى زمستان تا مرز نيستى پيش مى رود ـ تا آنجا كه گويى هرگز نبوده است ـ و آنگاه در قدوم باد بهار دوباره سر بر مى كند و آهنگ صعود مى نمايد اين رجعت را بايد گرامى داشت , و اين در توان مكتبى است كه بيشترين بها را به مظاهر مادى عالم طبيعت مى دهد.
حال اگر بخواهيم اين الگو را بر موازين مكتبى تطبيق كنيم كه همه عالم را مقدمه وجود انسان و غـايـت آفـرينش انسان را عبوديت مى داند, بايد عيدش را بزرگداشت رجعت حيات معنوى انسان بـدانيم درچنين مكتبى نوروز انسان , روزى است كه وى به خويش بازمى گردد و گمشده اش را درمـى يابد, روزى كه از دركات ماديت روى برتافته آهنگ درجات ملكوت مى كند روزى كه انسان توفيق مى يابد نقاب خاكى از چهره جان پاك خود كنار زده روى به سوى خدا كند.
مـاه مـبـارك رمـضـان مـوقـعـيـتـى اسـت كه سالك روزه دار توفيق مى يابد با مقاومت در مقابل بادهاى سركش تعلقات , آتش عشق الهى را كه در يخبندان ماديت , خموده شده دوباره روشن كند و مـراقـبـت نمايد تا زبانه كشيده تمام هستى اش را گرم , و ناخالصى هاى وجودش را ذوب كند, تا عبوديت ناب تجلى كند و غايت آفرينش محقق شود آنگاه عيد ((فطر)) است .
حـج نـيـز فـرصـتى ديگر است كه حاجى پس از طى مراحل متعددى توفيق مى يابد غير دوست را درمـسـلـخ منى به تيغ كشد, و جان در بند كشيده خويش را آزاد كرده پا به قوس صعودى حركت انسانى گذارد, و به درجه بلند عبوديت بار يابد, آنگاه عيد ((قربان )) است .
از هـمـين جا فرق عيد با جشن باز شناخته مى شود: جشن بهانه اى است براى شادمانى , و عيدپاس داشـتـن حـيـات دوبـاره انسان است و هم به اين دليل است كه برخلاف جشن , عيد تشريعى است واعياد اسلامى در اصل دين تشريع شده اند.
بنابراين , حقيقت عيد اسلامى باز يافتن حيات دوباره است و تعيين آن به عهده شرع اقدس است .
مـا بـر ايـن بـاوريـم كـه روز غـديـر, هم از ويژگى حقيقى يك عيد اسلامى برخوردار است , و هم قانونگذاربزرگ اسلام , پيامبر عظيم الشان (ص ) آن را به عنوان عيد به امت اسلامى شناسانده است .
نـوشـتـه اى كـه پـيـش رو داريـد به انگيزه اثبات اين دو دعوى و بيان مختصرى از آداب اين عيد سعيدسامان يافته است .
مـطـالـعـه بـخـشـهـاى مـخـتلف اين نوشتار, اين باور را مى پرورد كه روز عيدغدير يكى از اعياد بـزرگ اسلامى , بلكه بزرگترين عيد مسلمانان است و اگر به ديده تحقيق بنگريم , پى خواهيم برد كه بزرگترين عيد انسان است .

غدير

غـديـر در لـغـت بـه معناى بركه , آبگير و تالاب است چاله هايى كه در بيابان به انتظار نشسته تا از ريزش باران يا گذر سيل دامنى از آب برگيرند و زلال كنند تا مگر مسافر تشنه صحرا بر اين سفره هميشه گشاده باكفى از اين نعمت ارزنده رمقى گيرد و مشك خشكيده خويش را از آن پر سازد, غدير ناميده مى شوند.

غدير خم

مـسافرى كه از مدينه به سوى مكه حركت مى كند, بيش از پانصد كيلومتر راه پيش رو دارد بعد از پيمودن270 كيلومتر از اين مسافت , به منطقه اى مى رسد كه ((رابغ )) نام دارد رابغ ((2)) شهركى اسـت در نـزديـكـى جـحفه , و جحفه يكى از ميقاتهاى پنج گانه حج است , جايى كه حاجيان شام و كسانى كه مى خواهند ازجده به جانب مكه روند, در آن محرم مى شوند.
فـاصـلـه جـحـفه تا مكه تقريبا 250 و تا رابغ 26 كيلومتر است ((3)) و در آن غديرى بوده است كه آب گـنـديـده و مـسموم آن قابل استفاده مسافران نبوده و قافله ها در آن وادى توقف نمى كردند ((4)) گـويا به همين دليل خم ناميده شده است چرا كه خم به هر چيز فاسدى گفته مى شود كه بدبو باشد قفس مرغ رانيز به همين دليل خم مى گويند.

گزارشى از حجة الوداع

سـال دهـم هـجـرت اسـت , و اسـلام سـراسـر جزيرة العرب را فراگرفته است همه قبايل عرب به آيـيـن مـسـلـمـانـى گـرويـده , به رسالت حضرت ختمى مرتبت (ص ) اقرار كرده اند اثرى از بت و بـت پـرسـتى در هيچ يك از قبايل به چشم نمى خورد زحمات صاحب رسالت (ص ) به ثمر نشسته و مـيـوه شـيرين خود را به بارآورده است بت از سريرالوهيت فرود آمده , و كلمه طيبه لااله الااللّه در گستره جزيرة العرب , طنين افكن شده است .
اكـنـون تـنها تفاوت مردم , در ايمان قلبى و سابقه آنان در اسلام است پيامبر عظيم الشان (ص ) كه حدودبيست و سه سال سخت ترين رنج ها را تحمل كرده , و در تمام اين مدت طولانى لحظه اى در انجام وظيفه و ابلاغ رسالت سستى نورزيده , و هيچ گاه احساس خستگى نكرده , اينك دريافته است كـه بـه زودى از ايـن جـهـان رخـت بـرخواهد بست و به ديدار معبود يگانه اش خواهد شتافت پس هـمچنان بى وقفه مى كوشد تاآنجا كه امت برمى تابد, آداب اسلام را به آنان بياموزد اندكى از احكام اسلام باقى است , كه هنوز فرصتى براى ابلاغ يا آموزش آنها فراهم نيامده است فريضه مهم حج از آن جـمـله است آن گرامى تا آن روز فرصت نيافته بود حج را چون نماز به مسلمانان بياموزد و اكنون تنها و آخرين فرصت است .
اعـلام عـمـومـى شد كه رسول خدا(ص ) حج مى گزارد مردم از قبايل رو به سوى مدينه نهادند و آن حضرت در روز پنج شنبه شش روز, يا شنبه چهار روز به آخر ذيقعده ((5)) ابودجانه را در مدينه جـانـشين خود ساخته ((6)) در حالى كه همه همسران و خاندانش او را همراهى مى كردند ((7)) و صد شتر قربانى همراه داشت , ((8)) از مدينه حركت كرد.
در آن روزهـا بـيـمـارى سـخـتى (آبله يا حصبه ) در مدينه شايع بود كه بسيارى از مسلمانان را از ايـن مـصـاحـبـت مـيـمون محروم مى داشت ((9)) با اين حال دهها هزار نفر با پيامبر همراه شدند مـورخـان هـمراهان آن حضرت را چهل هزار, هفتاد هزار, نود هزار, 114 هزار, 120 هزار و 124 هزار نـفـرنوشته اند ((10)) ولى با اين همه حق اين است كه بگوييم : چنان جمعيتى در ركاب آن حضرت حـركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشيده است ((11)) اينان كسانى بودند كه از مدينه مى آمدند, ولى تعداد حاجيان به اين عده منحصر نمى شد زيرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانى كه از يمن در ركاب اميرالمؤمنين على (ع ) آمده بودند, نيز در حج شركت داشتند.
حضرت غسل كرد, بدن مباركش را روغن ماليد, خود را خوشبو كرد, موهايش را شانه زد, ((12)) و ازمدينه بيرون آمد هنگامى كه از مدينه بيرون مى رفت تنها دو تكه لباس بر تن داشت كه يكى را بر دوش انـداخته و ديگرى را به كمر بسته بود منزل به منزل پيش مى رفت , وقتى به ((ذى الحليفه )) رسيد احرام بست ((13)) و همچنان پيش رفت تا در روز سه شنبه چهارم ماه ذيحجه وارد مكه شد از باب بنى شيبه واردمسجدالحرام شد ((14)) , طواف كرد, نماز طواف به جاى آورد, بين صفا و مروه سعى نمود و بدين ترتيب اعمال عمره به پايان رسيد ((15)) به كسانى كه قربانى همراه خود نياورده بـودنـد, فـرمـود تقصير كرده ازاحرام خارج شوند ((16)) و خود چون قربانى همراه داشت در حال احـرام باقى ماند, تا در منى قربانى كند ((17)) اميرمؤمنان كه از حركت پيامبر براى حج آگاه شده بود, در حالى كه 37 قربانى همراه داشت , باسپاهيان خود براى شركت در مراسم حج از يمن حركت كـرد, و در مـيـقـات اهـل يمن به همان نيتى كه پيامبر (ص ) محرم شده بود, احرام بست , و مانند حضرت رسول , پس از سعى صفا و مروه در احرام باقى ماند ((18)) .
رسـول مـكرم اسلام (ص ) روز هشتم ذيحجه از طريق منى وارد صحراى عرفات شد, تا مراسم حج راآغـاز كـنـند تا طلوع آفتاب روز نهم در منى ماند و سپس راه عرفات را پيش گرفت , و در خيمه خويش درعرفات فرود آمد.
در عـرفـات , در اجتماع باشكوه مسلمانان , به شيوايى تمام خطبه خواند در اين خطبه مسلمانان را بـه بـرادرى و احـترام متقابل سفارش كرد, بر همه آداب جاهليت مهر بطلان زد و ختم پيامبرى را اعـلام نمود ((19)) تا غروب روز نهم در عرفات ماند وقتى آفتاب غروب كرد و هوا كمى تاريك شد, بـه سـوى ((مـزدلفه )) شتافت ((20)) شب را در همان جا سپرى كرد صبح روز دهم به طرف منى حركت كرد آداب منى را به جاى آورد و بدين گونه مناسك حج را به مسلمانان آموخت .
ايـن حـج را حـجـة الوداع , حجة الاسلام , حجة البلاغ , حجة الكمال و حجة التمام خوانده اند ((21)) با پـايـان گـرفـتـن مراسم حج پيامبر (ص ) به سوى مدينه حركت كرد هنگامى كه به سرزمين رابغ رسـيـد, در مـحـلـى كـه غـديـر خـم نام داشت , جبرئيل امين بر او نازل شد و پيامى بدين شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد:.
يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللّه يعصمك من الناس ان اللّه لايهدى القوم الكافرين , ((22)) .
اى رسـول مـا! آنـچـه را از سـوى پـروردگـارت بـر تـو نازل شده به مرم برسان و اگر اين كار را انـجـام نـدهـى , رسـالـت خـود را بـه انـجام نرسانده اى و خدا تو را از مردم ايمن خواهد كرد همانا خداى ,قوم كفرپيشه را هدايت نمى كند ((23)) .
اين پيام الهى ماموريتى خطير بر عهده پيامبر اكرم (ص ) مى گذاشت , اعلان چيزى كه بايد همگان ازآن بـاخبر شوند, و اگر چنين نكند, گوياكارى صورت نداده است بنابراين بهترين موقعيت براى اعـلام چـنين پيامى همين جا بود, جايى كه راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا مـى شـود وهـمه حاجيان ناگزير از آن مى گذرند غدير خم مناسب ترين محلى بود كه مى توانست چنين پيام سترگى رابه گوش همگان برساند.
پـس دسـتـور تـوقـف صـادر شـد فـرمـود تـا رفتگان را باز خوانند و صبر كرد تا آنان كه در راهند بـرسند ((24)) اجتماع عظيمى در صحراى تفتيده حجاز گرد آمد روزى سخت گرم و منطقه اى بشدت گرماخيز بود,چنان گرم كه مردان نيمى از لباس خود را بر سر انداخته و نيمى ديگر را به پـاى خـويـش مـى پيچيدند ((25)) همه مى خواستند بدانند چه چيز باعث شده كه پيامبر (ص ) در چنين مكان به ظاهر نامناسبى دستورتوقف داده اند حرارت اشتياق با گرماى هوا آميخته حاجيان را بى تاب مى كرد.
فـرمـود تـا زيـر چـنـد درخت كهنسال را بروبند و جهاز شتران را بر هم انباشته كنند منبرى بلند بـرافـراشـت نـزديـك ظـهر آن گاه كه همه حاجيان در آن صحرا جمع شدند, بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدين شرح ايراد كرد:.
ستايش مخصوص خداوند است از او كمك مى خواهيم و به او ايمان مى آوريم و بر او توكل مى كنيم و از شر نفس و بدى كردارمان به او پناه مى بريم , خدايى كه هدايت كننده اى نيست آنكه رااو گمراه سازد و گمراه كننده اى نيست هر كه را او هدايت كند گواهى مى دهم كه معبودى جزخداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست اما بعد:.
اى مردم خداوند نيكى كننده آگاه به من خبر داد كه هيچ پيامبرى بيش از نصف عمر پيامبر پيش ازخـود زنـدگـى نـخـواهد كرد و اندكى بيش نمانده كه مرا نيز به سراى باقى دعوت كنند و من اجابت كنم و همانا از من و همه شما سؤال خواهد شد پس شما چه پاسخ خواهيد داد؟ .
مـردم گـفـتـنـد: گـواهـى مـى دهيم كه تو پيام الهى را رساندى و پند دادى و كوشيدى خدايت پاداشى نيك دهد.
فـرمـود: آيـا شهادت نمى دهيد كه معبودى جز خداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست وبهشت او حق و دوزخش حق است و مرگ حق است و قيامت بدون شك خواهد آمد و خداوندتمام مردگان را زنده خواهد كرد؟ .
گفتند: آرى به همه اينها گواهى مى دهيم .
عرض كرد: خدايا شاهد باش ((26)) .
سپس فرمود: اى مردم صداى مرا مى شنويد؟ .
گفتند: آرى .
فـرمـود: مـن پـيـش از شـمـا بـه حـوض كوثر مى رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهيد شـد,حـوضـى كـه عـرض آن بـه انـدازه فاصله صنعا تا بصرى است , و در آن جامهايى است از نقره به شماره ستارگان حال بنگريد كه پس از من با دو ميراث گرانبها چگونه رفتار مى كنيد.
مردى از ميان جمعيت فرياد برآورد: يا رسول اللّه ! آن دو چيز گرانبها چيست ؟ .
فرمود: يكى از آن دو كه بزرگتر است , كتاب خداست يك طرفش در دست خدا و طرف ديگرش به دسـت شـمـاست , پس آن را محكم نگه داريد تا گمراه نشويد و ديگرى كه كوچكتر است , عترت و خـانـدان مـن اسـت و خـداى نـيـكـى كننده آگاه به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جـدانـمى شوند, تا در لب حوض در قيامت به من رسند من هم از خدا همين را خواسته ام پس شما ازآنها پيشى نگيريد كه هلاك مى شويد و از آنها وا نمانيد كه هلاك مى شويد سپس دست على (ع )را گرفت و بلند كرد, به طورى كه سپيدى زير بغل هر دوشان ديده شد و همه مردم على را شناختند.
آنگاه فرمود: اى مردم ! چه كسى نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است ؟ .
گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.
فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين ازخود ايشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اويم , على مولا و سرپرست اوست ((27)) .
اين جمله را سه بار تكرار كرد.
سـپـس گـفـت : خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با على دوستى كند, و دشمنى كن با هر كس كـه عـلـى را دشمنى كند, دوست بدار هر كس كه على را دوست مى دارد, و دشمن دار هر كس او رادشـمـن مـى دارد ((28)) , يـارى كـن هر كس را كه ياريش كند و بى ياور بگذار هر كس تنهايش گذارد ((29)) و حق را همواره با على بدار هر طرف كه باشد ((30)) .
اى مردم بايد حاضران , اين پيام را به غايبان برسانند ((31)) .
چون خطبه نبوى به پايان رسيد امين وحى براى بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت .
اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا ((32)) ,.
امـروز ديـن شـمـا را كـامـل كـردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما بـاشـد[اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم ]پيامبر اكرم (ص ) پس از دريافت اين پيام مسرت بـخش , فرمود: ((اللّه اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت على بعد از من راضى شد)) ((33)) .

مراسم تبريك و تهنيت

پـيـامـبـر اكرم (ص ) پس از اتمام خطبه از منبر پايين آمد و در خيمه اى نشست و فرمود تا على (ع ) درخـيـمه اى ديگر بنشيند آنگاه دستور داد تمام اصحاب براى عرض تبريك به ديدار اميرالمؤمنين بشتابندو مقام ولايتش را تبريك گويند.
نويسنده كتاب تاريخ روضة الصفا پس از نقل جريان غدير مى نويسد:.
پس فرود آمد و در خيمه خاص بنشست و فرمود كه اميرالمؤمنين على (ع ) در خيمه ديگربنشيند بعد از آن طبقات خلايق را امر كرد به خيمه على (ع ) رفتند و زبان به تهنيت آن حضرت گشادند و چـون مـردم از اين امر فارغ شدند, امهات ((34)) , به فرموده خواجه كاينات نزد على (ع ) رفته او را تهنيت گفتند ((35)) .
و در تاريخ حبيب السير پس از نقل حديث غدير چنين آمده است :.
پس اميرالمؤمنين على ـ كرم اللّه وجهه ـ به موجب فرموده حضرت رسالت (ص ) در خيمه نشست تا طوايف خلايق به ملازمتش رفته لوازم تهنيت به تقديم رساندند و از جمله اصحاب عمر بن الخطاب ـ رضى اللّه عنه ـ جناب ولايت مب را گفت : بخ بخ يابن ابى طالب اصبحت مولاى ومولى كل مؤمن و مؤمنة , ((36)) .
يـعـنـى خـوشـا حـال تو اى پسر ابوطالب ! بامداد كردى در وقتى كه مولاى من و مولاى هر مؤمن ومـؤمـنـه بـودى بـعـد از آن امـهـات مـؤمـنـيـن بـر حـسـب اشـارت سـيد المرسلين به خيمه اميرالمؤمنين (ع )رفته شرط تهنيت به جاى آوردند.
مـرحـوم طـبرسى مفسر و محدث نامى اماميه نيز عين اين مطلب را در كتاب اعلام الورى روايت كرده است ((37)) .
هـمـه اصـحـاب دوبـاره با پيامبر بيعت كردند و همزمان با على (ع ) نيز بيعت كردند اولين كسانى كـه دسـت بـر دسـت پيامبر(ص ) و على (ع ) نهادند ابوبكر, عمر, عثمان طلحه و زبير بودند ((38)) هـمـان طور كه پيش از اين گفتيم عمر براى تبريك و شاد باش جمله اى را به كاربرد كه در تاريخ مـانـدگـار شـد او گفت :بخ ‌بخ يا بن ابى طالب , اصبحت , مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنه ((39)) شمار بسيارى از محدثان اهل سنت اين جمله را از اصحاب رسول خدا(ص ) كه در آنجا حاضر بوده و ايـن جـمـله را از زبان عمر شنيده اند, نقل كرده اند از جمله كسانى كه اين جمله را روايت كرده اند ابن عباس , ابوهريره , برا بن عازب , زيد بن ارقم ,سعد بن ابى وقاص , ابوسعيد خدرى و انس بن مالك را مى توان نام برد.
مرحوم علامه امينى در كتاب الغدير شصت نفر از دانشمندان اهل سنت را نام مى برد كه اين روايت رادر كتب خود آورده اند ((40)) و بعضى آن را به ابوبكر نيز نسبت داده اند.
آنـگـاه حـسان بن ثابت , شاعر نامى زمان خود برخاسته عرض كرد: ((يا رسول اللّه ! اجازه مى خواهم درحضور شما چند بيت درباره على (ع ) بگويم )).
فرمود: با بركت الهى بگو:.
حسان بر بلندى رفت و چنين سرود:.
يناديهم يوم الغدير نبيهم ـــــ بخم و اسمع بالرسول مناديا.
فقال فمن مولاكم و نبيكم ؟ ـــــ فقالوا و لم يبدو اهناك التعاميا.
الهك مولانا و انت نبينا ـــــ و لم تلق منا فى الولاية عاصيا.
فقال له قم يا على فاننى ـــــ رضيتك من بعدى اماما و هاديا.
فمن كنت مولاه فهذا وليه ـــــ فكونوا له اتباع صدق مواليا.
هناك دعا اللهم و ال وليه ـــــ و كن للذى عادى عليا معاديا ((41)) .
يعنى :.
ـ پـيـامـبـر مـسـلمانان در روز غدير با آواز رسا آنان را فرا خواند, و شگفتا! كه چگونه فرستاده خدا فريادمى كرد.
ـ پس گفت : مولى و سرپرست و پيامبر شما كيست ؟
در آنجا همه بدون هيچ ابهامى گفتند:.
ـ خـداى تو مولاى ماست و تو پيامبر ما هستى و هيچيك از ما را نخواهى ديد كه درباره امر ولايت , تورا عصيان و مخالفت كند.
ـ و آنگاه به على (ع ) گفت : يا على برخيز كه من تو را براى امامت و رهبرى پس از خود برگزيدم .
ـ پـس هـركـس را كـه مـن رهـبـر و سـرپـرست اويم , همانا اين على سرپرست اوست پس براى او پيروانى صادق و دوستدار باشيد.
ـ و در آنـجـا دعـا كـرد: خـداونـدا دوست على را دوست بدار و با آن كس كه با على دشمنى كند, دشمن باش .

نصب على به خلافت , در روز غدير

سه روز طول كشيد تا مراسم بيعت و تهنيت به پايان رسيد ((42)) حال , تكليف خلافت كبراى الهى مـعـلـوم وخـليفه رسول خدا منصوب شده , مردم او را شناخته و با او بيعت كرده اند ديگر وقت آن رسيده بود كه مراسمى چون تاجگذارى شاهان برگزار شود پيامبر(ص ) اميرالمؤمنين را خواست و عـمـامـه خود را كه ((سحاب )) ناميده مى شد بر سر وى نهاد و دنباله هاى آن را تا روى شانه هايش آويخت و فرمود: يا على العمائم تيجان العرب , يعنى عمامه تاج عرب است ((43)) .
سـپـس فـرمـود: پـيـش بيا حضرت پيش آمد فرمود: برگرد حضرت برگشت ((44)) آنگاه رو به اصـحـاب كرده فرمود: ((فرشتگانى كه در روز بدر و حنين به ياريم آمدند, اين گونه عمامه بر سر داشتند ((45)) .
و فـرمـود: ((عـمامه سيماى اسلام است , ((46)) عمامه علامتى است كه مسلمان را از مشرك جدا مى كند)) ((47)) و فرمود: ((ملائكه با اين شكل به نزد من آمدند)) ((48)) .
بـديـن تـرتـيـب واقـعـه غـديـر بـه پـايـان رسـيـد و حاجيان هر كدام راه ديار خويش گرفته در اطراف جزيرة العرب پراكنده شدند آنان حديث ولايت را به گوش همه مسلمانان رساندند.
اكنون كه حماسه غدير به طور خلاصه معلوم شد, دو نكته قابل ذكر است :.
الف ـ صحت واقعه غدير از نظر تاريخ ,.
ب ـ مفاد كلام رسول اكرم (ص ) در خطبه روز غدير.

صحت واقعه غدير از نظر تاريخ

غـديـر چـشـمـه اى است كه زلال اسلام ناب از آن مى جوشد هركس به اين حقيقت اعتراف كند و جـان خويش , در زلال حقيقتش شستشو دهد, به پيشگاه باعظمت اسلام ناب بار مى يابد و آن كس كـه به هرعذر و بهانه , چشم از ديدن و گوش از شنيدن فرو بندد, جز صداى جرسى از دور نصيب نخواهدبرد.
غـديـر نخستين موقف و منزلى نيست كه پيامبراكرم (ص ) جانشين خود را به مردم شناسانده است آن گـرامى بارها به هر مناسبت با بيانهاى گونه گون و شيوه هاى مختلف اين حقيقت را به مردم يـادآور شده وايشان را با رهبر آينده خود آشنا كرده است همه كسانى كه با حضرتش حشر و نشرى داشـتـنـد و از اتـفـاقـات حـكومت اسلامى بى خبر نبودند, مى دانستند كه على (ع ) خليفه بلافصل پيامبر(ص ) و محبوبترين مردم ,و نزديكترين اصحاب به رسول خداست .
خـلافـت مـسـاله اى نبود كه تا سال دهم هجرت مسكوت مانده باشد خليفه پيامبر از همان روزى معلوم شد كه نبوت در مكه آشكار شد ((49)) .
پـس از آن مـخـصـوصا در سالهاى بعد از هجرت به قدرى اين مطلب تكرار شد كه تقريبا همه اهل مدينه با آن آشنا بودند همه حديث ((منزلت )), حديث ((رايت )) و حديث ((طير)) ((50)) را شنيده بودند حديث ((ثقلين )) ((51)) مكرر بر آنها خوانده شده بود نزول آياتى چون آيه ((مودت )) ((52)) آيـه ((مـبـاهـله )) ((53)) و آيه ((ولايت )) ((54)) باعث شده بود, خورشيد شخصيت اميرالمؤمنين درخششى روزافزون داشته باشد.
بـا ايـن هـمـه حـديـث غـدير از شهرتى به سزا برخوردار است همه احاديثى كه در اين زمينه وارد شده صحيح و مشهور و بعضى متواترند, ولى حديث غدير از مرز تواتر نيز گذشته است .
مرحوم علم الهدى سيد مرتضى , در اين باره مى فرمايد:.
كـسـى كـه بـراى صـحـت ايـن خبر دليل بخواهد, همانند كسى است كه براى صحت خبر غزوات وحالات معروف رسول خدا دليل بخواهد و چنان است كه گويى در اصل حجة الوداع شك داردزيرا اينها همه از جهت شهرت در يك رتبه اند.
چرا كه همه علماى شيعه اين حديث را روايت كرده و اهل حديث با اسناد خود آن را نقل نموده اند و مـورخان و سيره نويسان همان طور كه حوادث معروف را نقل مى كنند, بدون سندمخصوصى نسل در نـسـل از هـم روايـتش مى كنند و محدثان آن را در زمره احاديث صحيح درج كرده اند اين خبر مزيتى دارد كه هيچ خبر ديگرى از آن برخوردار نيست چرا كه اخبار بر دوگونه اند:.
يك دسته اخبارى است كه به سند متصل نياز ندارند, مانند خبر جنگ بدر و خيبر و جمل وصفين و همه وقايع معروفى كه مردم نسل در نسل بدون سند از آن آگاهند دسته ديگر اخبارى است كه به سند متصل نياز دارند, مثل اخبارى كه در باب احكام شرعى وارد شده است .
خبر غدير به هر دو صورت نقل شده است , يعنى در عين آنكه در كمال شهرت و از سندبى نياز است , داراى سند متصل نيز مى باشد.
افـزون بـر اينكه اخبارى كه در باب احكام شرعى نقل شده همگى خبر واحد هستند, ولى خبرغدير راويان فراوانى دارد ((55)) .
مـا در اين مقال بر آن نيستيم كه راويان حديث غدير را نام ببريم , چون نه مقام را گنجايش است و نـه حـاجـتى به آن هست مرحوم علامه امينى نام راويان اين حديث را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت مـا بـه ذكر شمار راويان حديث غدير در هر قرن بسنده كرده , علاقه مندان را به كتاب ارزشمند الغديرراهنمايى مى كنيم ((56)) .
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر,.
در ميان تابعين 84 نفر,.
در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر,.
در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر,.
در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر,.
در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر,.
در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر,.
در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر,.
در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر,.
در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر,.
در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر,.
در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر,.
در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر,.
در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر,.
در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر.
وهمو مى نويسد:.
ايـن حـديـث را احـمد بن حنبل با چهل سند, ابن جرير طبرى با هفتاد و اندى سند, جزرى مقرى بـاهـشـتاد سند, ابن عقده با صد و پنج سند, ابوسعد مسعود سجستانى با 120 سند و ابوبكر جعابى با125 سند روايت كرده است ((57)) .
ابـن حـجـر در كـتـاب صـواعـق نوشته است : ((اين حديث را سى نفر صحابى از پيامبر اكرم (ص ) روايت كرده اند و بسيارى از اسناد آن صحيح يا حسن است )) ((58)) .
ابن مغازلى در مناقب مى نويسد:.
حـديث غدير حديث صحيحى است كه حدود صد نفر صحابى كه عشره مبشرة نيز از آن جمله است آن را از رسـول خـدا(ص ) روايـت كـرده انـد اين حديث ثابت است و ايرادى بر آن وارد نيست واين فضيلتى است كه فقط على (ع ) حائز آن شده و هيچ كس در اين فضيلت با او شريك نيست ((59)) .
سيد بن طاوس از علماى اماميه در كتاب شريف اقبال الاعمال نوشته است :.
ابـوسـعـد مـسـعـودبـن نـاصـر سـجـستانى از علماى اهل سنت كتابى در هفده جز به نام الدرايه فى حديث الولايه تاليف كرده و اين حديث را از صد و بيست صحابى نقل كرده است .
مـحـمدبن جرير طبرى در كتابى كه به نام الردعلى الحرقوصيه نوشته , حديث ولايت را از هفتاد و پنج طريق روايت كرده است .
ابوالقاسم عبداللّه حسكانى در اين باب كتاب مستقلى به نام دعاالهداة الى ادا حق الولاة تاليف نموده اسـت ابوالعباس احمد بن سعيد بن عقده نيز كتابى به نام حديث الولايه تاليف كرده و اين حديث را از صد و پنجاه طريق روايت كرده است وى پس از نقل عبارات راويان مى نويسد:.
هـمـه ايـن كتابها جز كتاب طبرى در كتابخانه من موجود است , مخصوصا كتاب ابن عقده كه در زمان حيات خودش (330 هجرى قمرى ) نسخه بردارى شده است ((60)) .
طرفه آنكه از قرن دوم به بعد كه مرز مذاهب مشخص مى شود, هيچ يك از اين راويان شيعه نيستند درميان شيعيان نيز كمتر عالمى را مى توان يافت كه اين حديث را با اسناد مختلف نقل نكرده باشد.
اهـمـيـت حـديـث غـديـر بـه پـايه اى رسيده است كه بسيارى از دانشيان جهان اسلام , درباره آن كـتابهاى مستقل نگاشته اند به تحقيق علامه عاليقدر امينى در الغدير, تا زمان ايشان بيست و شش كـتـاب مستقل توسط عالمان برجسته در اثبات تواتر حديث غدير يا تحقيق مفاد آن به رشته تحرير درآمده است ((61)) .
ايـن قـضـيه آن چنان روشن و واضح و در نزد همگان مسلم بوده است كه اهل بيت (ع ) و معتقدان بـه ايـشـان بـه مـنـاسبت هاى مختلف بدان استدلال و احتجاج كرده اند در روايات به موارد زيادى بـرمـى خـوريـم كـه امـيرالمؤمنين (ع ) در طول سالهاى پس از وفات پيامبر اكرم (ص ) در مجالس مـختلف , اصحاب رسول خدا(ص ) را سوگند مى دادند كه آيا شما به خاطر نداريد رسول خدا(ص ) در روز غدير فرمود: من كنت مولاه و ايشان سوگند مى خوردند كه آن را به خاطر دارند ((62)) .
بـنـابـر آنـچـه گذشت , حديث غدير واقعيتى است كه دست تبهكار انكار از ساحت قدس آن كوتاه اسـت و چـنـد و چون تعداد انگشت شمارى از جاهلان عالم نما نمى تواند بر دامن كبريايش گردى بـنـشـاند, چه رسد كه خورشيد روشن حقيقتش را بپوشاند از همين روست كه نويسنده دانشمند كتاب امام على (ع )عبدالفتاح عبدالمقصود مصرى , در ضمن تقريظ كتاب الغدير مى نويسد:.
حديث غدير بدون شك , حقيقتى است كه دستخوش باطل نمى شود, فروزان و درخشان است ,چون روشـنـايـى روز و آن يكى از حقايق خروشنده الهام است كه از سينه پيامبر(ص ) پراكنده گشته تا ارزش دست پرورده , برادر و برگزيده خويش در ميان امتش را معلوم كند ((63)) .

مفاد حديث غدير

جـمله اى كه در حديث غدير مورد استشهاد قرار گرفته و در حقيقت پيام اصلى واقعه غدير در آن نـهـفـتـه اسـت ايـن اسـت كه حضرت فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه كسانى كه به اين حديث استدلال كرده اندمولى را اولى معنا كرده اند اولى , يعنى كسى كه به تصرف سزاوارتر است به عبارت سـاده تـر يعنى كسى كه لايق سرپرستى , رهبرى و اختياردارى است بدين ترتيب معناى حديث اين است : ((هركس من رهبر وسرپرست اويم , على (ع ) هم رهبر و سرپرست اوست بنابراين تنها كسانى به رهبرى و سرپرستى پيامبراكرم (ص ) پايبند و ملتزمند كه رهبرى و سرپرستى على (ع ) را بپذيرند.
ايـنـك بـايـد دانـسـت كـه آيـا در لغت عرب , مولى به اين معنا به كار رفته است ؟ يا نه ؟
ديگر آنكه اگـربـپـذيـريـم مـولـى در لغت بدين معنا به كار رفته است , آيا در اين خطبه نيز اين معنى اراده شده است ؟ يا خير؟ .
مـرحـوم عـلامـه امينى 42 نفر از علماى بزرگ تفسير و لغت را نام مى برد كه بيست و هفت نفر از آنـان گـفته اند: مولى به معناى اولى است پانزده نفر ديگر گفته اند: اولى يكى از معانى مولى است ((64)) .
اما درباره اينكه آيا در اين حديث نيز مولى , چنان معنايى را افاده مى كند, توجه به شرايط و ظروفى كـه اين حديث در آن صادر شده , و مطالعه خطبه اى كه اين حديث در ضمن آن قرار گرفته است , هيچ شكى باقى نمى گذارد كه مولى در اين حديث هم به معناى اولى است .
زيـرا شـخـصـيـتـى چـون پيامبر اسلام (ص ) كه عقل كل , انسان كامل و بزرگترين پيامبر و سفير آسـمانى است , در روزى آن چنان گرم كه زمين چون آهن گداخته پاى مسافران را مى گدازد و خـورشـيـد مـغـز انـسان را به جوش مى آورد, در صحرايى سوزان و بدون امكانات ((65)) كه اگر گوشت را بر زمين مى افكندى كباب مى شد ((66)) , محلى كه هيچ كاروانى در آن توقف نمى كند, دهـهـا هزار حاجى خسته را نگه مى دارد,رفتگان را باز مى گرداند و منتظر مى ماند تا بازماندگان برسند و در گرمترين ساعات روز سخنرانى مى كندو در ضمن آن چند بار از مردم سؤال مى كند تا مـطـمئن شود صداى او را به خوبى مى شنوند, و در نهايت على (ع ) را به آنان نشان مى دهد, با نام و نسب معرفى مى كند و مى فرمايد: ((هركس كه من مولاى او هستم على هم مولاى اوست )) سپس همه حاضران را موظف مى كند اين سخن را به غايبان برسانند, و پس ازآن دستور مى دهد همه با او بـيـعـت كـنـنـد, و بـه او تـبـريك و تهنيت گويند, و عمامه خويش را بر سرش مى گذارد و به او مـى فـرمايد: ((تاج عرب عمامه است )) و به اصحاب مى فرمايد: ((فرشتگانى كه در روز بدربه ياريم آمدند, چنين عمامه هايى بر سر داشتند)).
حـال اگر فرض كنيم اين حديث بدون هر گونه قرينه و تفسير و توضيحى به دست كسى برسد و بـدون غـرض بـه آن تـوجه كند در مى يابد كه برخلاف گفته بعضى افراد بى اطلاع پيامبر(ص ) در صدد آن نيست كه بفرمايد: ((هركس من دوست او هستم على هم دوست اوست ))! يا ((هركس من يـاور او هـسـتـم , عـلى ياوراوست ))! چرا كه دوستى و ياورى , بيعت و تبريك نمى خواهد, عمامه و تاج گذارى نمى طلبد و به طوركلى چنان اهميتى ندارد كه در آن موقعيت خطير و با آن مقدمات اعلام شود.

برگرفته از کتاب غدیر از دیدگاه اهل سنت

http://library.tebyan.net/books/1162/1.htm#searchFirst

تاریخ زندگانی امام موسی کاظم سلام الله علیه (شهادت وفرزندان واصحاب ان بزرگوار)قسمت سوم

بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ زندگانی امام موسی کاظم سلام الله علیه (شهادت وفرزندان واصحاب ان بزرگوار)قسمت سوم

واز اعـقـاب عـبيداللّه بن موسى عليه السلام است شريف صالح ابوالقاسم جعفر بن محمّد بـن ابـراهـيـم بـن مـحـمـّد بـن عبيداللّه بن الا مام موسى الكاظم عليه السلام علوى موسوى مـصـرى روايـت مـى كـنـد از اوشـيـخ تـلعـكـبـرى وسـمـاع كـرده از اوحديث را در سنه سيصد وچهل واز اواجازه گرفته .
واسـحـاق بـن مـوسـى الكـاظـم عـليـه السـلام مـلقـب بـه امـيـن اسـت ودر سـنـه دويـسـت و چهل در مدينه وفات كرد، ورقيه دختر اوعمرش طولانى گشت تا در سنه سيصد و شانزده وفـات كـرد ودر بـغـداد به خاك رفت ، واعقاب اواز پسرانش عباس ومحمّد و حسين وعلى است واز احـفـاد اواسـت شـيـخ زاهـد
(174) ورع ابـوطالب محمّد الملهوس (175) ابـن عـلى بـن اسحاق بن عباس بن اسحاق بن موسى الكاظم عليه السلام كه صاحب

ادامه دارد.........
لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمایید:

ادامه نوشته

تاریخ زندگانی امام موسی کاظم سلام الله علیه (شهادت وفرزندان واصحاب ان بزرگوار)قسمت دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت

 

شـيـخ صـدوق وغـيـره ، از حـسـن بـن مـحـمـّد بـن بـشـّار روايـت كـرده كـه گـفـت : شـيخى از اهـل ( قـطـيـعـة الرّبـيـع ) كـه از مـشاهير عامه بود وبسيار موثق بود واعتماد بر قـول اوداشـتـيـم ، مـرا خـبـر داد كـه روزى سندى بن شاهك مرا با جماعتى از مشاهير علما كه جملگى هشتاد نفر بوديم جمع كرد وبه خانه اى درآورد كه موسى بن جعفر عليه السلام در آن خـانـه بـود. چـون نـشـسـتـم سـنـدى بـن شـاهـك گـفـت : نـظـر كـنـيـد بـه احـوال ايـن مـرد يعنى موسى بن جعفر عليه السلام كه آيا آسيبى به اورسيده است ؛ زيرا كـه مـردم گـمـان مى
ادامه دارد.......

روی ادامه مطلب کلیک فرمایید:

ادامه نوشته

تاریخ زندگانی امام موسی کاظم سلام الله علیه قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ زندگانی امام موسی کاظم سلام الله علیه

  باب نهم : در تاريخ حضرت باب الحوائج الى اللّه تعالى جناب امام موسى كاظم عليه السلام است ودر آن چند فصل است
فصل اول : در ولادت واسم ولقب وكنيت امام كاظم عليه السلام
ولادت با سعادت آن حضرت در روز يكشنبه هفتم ماه صفر سنه صد وبيست و هشت در ابواء ـ كـه نـام مـنـزلى اسـت مـابـيـن مكه ومدينه ـ واقع شده ، اسم شريف آن حضرت موسى وكنيت مـشـهـورش ابـوالحـسـن وابـوابراهيم ، والقاب آن جناب : كاظم وصابر وصالح وامين است ولقـب مـشـهـورش هـمـان كـاظـم اسـت يـعنى خاموش وفرو برنده خشم چه آن حضرت از دست دشـمـنـان كـشيد آنچه كشيد وبر ايشان نفرين نكرد، حتى آنكه در ايام حبس مكرر در كمين در آمـدنـد واز آن حـضـرت يـك كـلمـه سـخـن خـشـم آمـيـز نـشـنـيـدنـد. وابـن اثير كه از متعصبان اهل سنت است گفته : آن حضرت

ادامه دارد.......
لطفا روی ادامه مطلب کلیک فرمایید
ادامه نوشته

حكايت حاج على بغدادى و تشرف او بخدمت حضرت صاحب الزمان عليه السلام(مفاتیح الجنان )

بسم الله الرحمن الرحیم وصل الله علی محمد وال الطاهرین وعجل فرج ال محمد

دوستان این حکایت پر برکتی هست از برکاتش خودتان را محروم نفرمایید.حمید

حكايت حاج على بغدادى و تشرف او بخدمت حضرت صاحب الزمان عليه السلام
مؤ لّف گويد از چيزهائى كه مناسب است در اينجا نقل شود حكايت سعيد صالح صفىّ متقى حاجى على بغدادى است كه شيخ ما در جنّة الماءوى و نجم الثاقب نقل كرده و در نجم ثاقب فرموده كه اگر نبود در اين كتاب شريف مگر اين حكايت مُتْقَنه صحيحه كه در آن فوايد بسيار است و در اين نزديكيها واقع شده هر آينه كافى بود در شرافت و نفاست آن پس بعد از مقدماتى فرموده كه حاجى مذكور ايده اللّه نقل كرد كه در ذمّه من هشتاد تومان مال امام عليه السلام جمع شد پس رفتم به نجف اشرف بيست تومان از آن را دادم به جناب علم الهدى و الّتقى شيخ مرتضى اَعْلَى اللّه مقامه و بيست تومان به جناب شيخ محمد حسين مجتهد كاظمينى و بيست تومان به جناب شيخ محمّد حسن شروقى و باقى ماند در ذمّه من بيست تومان كه قصد داشتم در مراجعت بدهم به جناب شيخ محمد حسن كاظمينى آل يس ايدَّه اللّه

لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید

مومینی که دوست دارن جانشان افتابی شود وروح شریفشان اوج بگیرد حتما این داستان واقعی را بخوانندکه برکات فراوانی دارد.وباعث ازدیاد ایمان وزیاد شدن یقین وبیشتر شدن محبت به مولی صاحب الزمان عج می شود.

حمید

ادامه نوشته

وامام یعنی الگو ونمونه وحجت ودلیل ....

بسم الله الرحمن الرحیم   (وصل الله علی محمد وال الطاهرین وعجل فرج ال محمد)

وان هدفی  که از امدن ادیان الهی بر روی کره زمین در ان مستتر است

ساختن جان وروح ادمی به مثل ومانند انسان کاملی که اور ا امام گویند.

لطفا روی ادامه مطلب کلیک نمایید:

حمید

ادامه نوشته

الحمدوالله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت امیر المومنین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم  وصل الله علی محمد وال الطاهرین وعجل فرج ال محمد

وبر من خیلی سخت وناگوار می اید که خوبان به دنبال حقیقت نمی روند

بلکه بر عهدی که بر دل خویش بسته اند استوارند ونصیحت دوستان

لطفا روی ادامه مطلب کلیک نمایید:

حمید

 

 

 

ادامه نوشته

محبت ولایت ظرف می طلبد ،ظرفی عمیق وپاک وجلا دیده از غبار روزگاران !!

بسم الله الرحمن الرحیم  وصل الله علی محمد وال الطاهرین  وعجل فرج ال محمد

محبت ولایت نعمتی نیست که به هرکسی بدهند ،وان ظرف می طلبد

ظرفی عمیق وپاک وجلا دیده از غبار روزگاران .

لطفا روی ادامه مطلب کلیک نمایید:

حمید

 

 

 

 

ادامه نوشته

صدای شیهه رخش ظهور می اید    خبر دهید که یار امدنی است !!!

بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

وعجل فرج ال محمد

امروز روز شادی است وروز عزت مومنین ومسلمانان

وانان که دوستدار اهل بیت سلام الله علیهما هستند هم قطعا شادند

چون امروز اغاز امامت امام زمان عج الله تعالی فرج الشریف می باشد.

دوستان وخوبان شک ودودلی کنار بگذارید وچشم دل باز کنید این قدر خود وعلم خویش را

لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید

حمید

ادامه نوشته

معجزه ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

وعجل فرج ال محمد

امریکای جنایتکار وغرب خیانتکار فکر کردن با این نهیب وتشر ها می توانند ملت ولایت مدار

ورهبر بیدار ان را از نعمت انرژی اتمی محروم کنند.

روی ادامه مطلب کلیک نمایید

حمید

 

ادامه نوشته

ایا صبح نزدیک نیست ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

وعجل فرج ال محمد

ان موعدهم الصبح الیس الصبح بقریب ۸۱هود

ایا صبح نزدیک نیست؟، ایا فجر ندمیده است؟

ایا ملتها در حال بیداری نیستند.؟

ایا گروه گروه مردم غرب مسلمان نمی شوند؟

ایا کشیشها از زور بیچاره گی خویش به اتش نمی کشند؟

وهمه اینها نشان از این است که انشاءالله فرج نزدیک است.

وصاحب ما به زودی خواهد امد.ودستان مهربانش را بر گرده بشریت مظلوم خواهد کشید

روی ادامه مطلب کلیک کنید

حمید

 

 

 

 

ادامه نوشته

اسرارالهی ..

بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

وعجل فرج ال محمد

حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش          از که می پرسی که دور روز گا ران را چه شد

واین زمین است با میلیاردها سال عمر ومی چرخد ومی چرخد

وسرد وسرد وتا یا ناروکونی بردا وسلاما

واین اتش گداخته انقدر در فضا چرخید تا سرد وسلامت شد برای که ؟

وبرای چه ؟

ادامه دارد روی ادامه مطلب کلیک کنید

حمید 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

وکریم اهل بیت اولین مظلوم بعد بابا سلام الله علیه

بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

وعجل فرج ال محمد

وغلغله در شهر پیدا شد وتشییع کندگان نعش ان بزرگوار بردوش

ولی ان نور را نگذاشتند که به نور ملحق شود.

وتابوت کریم اهل بیت ،توسط مروانیان به تیر ستم بسته شد

روی ادامه مطلب کلیک کنید

حمید

 

ادامه نوشته

واوروزی خواهد امدبا حله ای از نور وشکوفه های ایمان ...

بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

وعجل فرج ال محمد

و او روزی خواهد امد وبوی عطر ش را می شنوم

وروزی به همین زودی

با دستانی پر از ستاره وچشمانی پر از روشنایی

ولبخندی بر لب

ومهربان وبا شکوه ومقدس وبزرگوار

وندای مهربان والهیش از کعبه به گوش خواهد رسید

که :

ایها الناس انالمهدی (عج )

ومومنان در ان روز همه اماده وگوش به فرمان

کسانی که دنیا پشت سر انداختندوخدای بزرگ را همیشه ناظر می دیدند

وکعبه قبله انها بود ونه دینار ودرهم ولذت

ومن امدم تا بر پای کنم سنت پاک رسول

وانتقام از ظالمین بستانم

که

بای ذنب قتلت

***

ودیر نخواهد بود ان روز ای منتظران

دل قوی دارید ویاس بر خود راه ندهید

وامام ما خواهد امد با حله ای از نور وشکوفه های ایمان

با ید وبیضاءوعصای موسی ودم عیسوی وقران محمدی (ص )

وصلا در خواهد داد مومنان را

دلشاد دارید که این انقلاب ما طلیعه ان واقعه بزرگ است.

چه اول فجر ،طلوع می کند وبعد خورشید

وفجر سالهاست که نمایان شده است ودر افق روشن

وان علمداران نورند بر بالای ان تپه ماهور های ایمان

دل قوی دارید وشک ودو دلی کنار بنهید که عاشق را ،

 چشم سر به کار ناید واو با دل می بیند

واین میدان، دل عاشق می خواهد ونه گل عاشق دنیا

واز دنیا کفی بر گیرید تا شکمها از اب ان اماس نکند ومولی تنها نگذاریم

مومنین به هوش باشید ومنتظر وعهد تازه نمایید هر صبح

که مولی خواهد امد با دستی قران کریم وبا دستی ذولفقار

بگذار دوستان انکار کنند که غمی نیست

که انها هم با ما سرود رهایی خواهند سرداد که همه با همیم واز یک درخت تناور

وما به سمت خورشید در حال رویشیم

وانها به سایه خزیده اند

وتفاوت همین است .

پس دل قوی دارید که همه با همیم

واسلام از همه برتر ووالاتر است

وکلمته الله هی العلیا

ودشمنان بدانند که ما در دفاع از اسلام یک تنیم واحد

وشیعه وسنت همه از یک درختیم

ودر برابر دشمن یک مشت واحدیم

ونصرومن الله وفتح قریب

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

والحمدوالله رب العالمین

حمید