بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

وعجل فرج ال محمد

ای پیک راستان خبر یار ما بگو         احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور

با یار اشنا سخن اشنا بگو

بر هم چومی زد آن سر زلفین مشکبار            با ما سر چه داشت زبهر خدا بگو

هر کسی که گفت خاک در دوست توتیاست

گواین سخن معاینه در چشم ما بگو

آن کسی که منع ما از خرابات می کند   گو در حضور پیر من این ماجرا بگو

گر دیگرت برآن در دولت گذر بود

بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو

هر چند ما بدیم تو مارا بدان مگیر          شاهانه ماجرای گناه گدا بگو

بر آن فقیر ،نامه ی آن محتشم بخوان

با این گدا حکایت آن پادشاه بگو

جان ها زدام زلف چوبرخاک می فشاند      بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو

جان پرور است قصه ی اسباب معرفت

رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو

حافظ گرت به مجلس او راه می دهند            می نوش و ترک زرق زبهر خدا بگو

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

والحمدوالله رب العالمین

حمید