بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

دیروز غروب جمعه ۱۹/۱۲/۸۵با دامادمان به سمت بندر ترکمن روانه شدیم برای سر

زدن به میدان ماهی

شهر خلوت بود ولی میدان نسبتا جنب وجوش داشت .

داخل رفتیم وچند تا ماهی گرفتیم ودادیم کارگری پاکش کند.

من از فرصت استفاده کردم وبه خوار بار فروشی بزرگ ووسیعی که جزو همان مجموعه بود ولی

شخصی ،سر زدم .

جوانی خوب روی با سی وپنج سال سن انجا بود وچهره مهربانش نظرم را جلب کرد

وکمی صحبت ،واو مرا به داخل تعارف ونشستیم .

از اهل سنت بود ولی از ما محبتش به اهل بیت بیشتر

در دستگیره کشوی دخلش پارچه ای سبز بسته بود گفتم احمد اقا این چیه؟

گفت مال امام رضا (ع )است وتعجب کردم ،واو ادامه داد که پدرم و ما سالی سه بار به

مشهد می رویم وشیعه وسنی مطرح نیست ،شیعه ای است که امام رضا (ع )را اندازه

بند انگشت دوست دارد ولی من شاید به اندازه یک متر پهنای دستش را نشان داد

وگفت انطرف مشخص می شود که واقعیت چیست .دیدم انصافا به نکته ای خوب اشاره کرده است واو

شاید شیعه تر از من است وادعا که ملاک نیست باید قلب سلیم به صحنه اورد واین

حجت است .خیلی صحبت کردیم تا دوستان امدن وکلی از او خرید کردیم وتلفنی وادرسی .

ومن خیلی از این اشنایی مشعوف شدم وخوبی از سرورویش می بارید.

موفق باشد انشاءالله .

واگر به بندر ترکمن رفتید به میدان ماهی فروشان واحمد اقا سر بزنید

وضرر نخواهید کرد!

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

والحمدوالله رب العالمین

حمید