بسم الله الرحمن الرحیم

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری برمقام ما افتد

حباب وار براندازم از نشاط کلاه

اگر زروی تو عکسی به جام ما افتد

شبی که ماه مراد از افق شود طالع

بود که پرتو نوری به بام ما افتد

به بارگاه تو چون باد را نباشد بار

کی اتفاق مجال سلام  ما افتد

چو جان فدای لبش شد خیال می بستم

که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد

خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز

کز این شکار فراوان به دام ما افتد

به نا امیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

زخاک کوی تو هر که دم زند حافظ

نسیم گلشن جان در مشام افتد

والحمدوالله رب العالمین

حمید