وقتي نصرالله گريه ميكند!
2ـ واقعيت آن است كه پيروزي حزبالله لبنان بر اسرائيل در جنگ 33 روزه، از نقاط عطف تاريخ سياسي منطقه است؛ امري كه آيتالله خامنهاي، آن را مهمترين رخداد منطقه پس از پيروزي انقلاب اسلامي خواندند. اين در حالي است كه به واقع، ميتوان حزبالله لبنان را از مهمترين مصداق صدور انقلاب اسلامي ايران در جهان دانست و علاوه بر اين موضوع، هماكنون رويدادهاي گوناگون، از عراق گرفته تا بخشهاي ديگر منطقه، اوضاع و شرايط مناسبي را براي جمهوري اسلامي و مردم ايران فراهم كرده است.
اما آنچه هماكنون ميتواند به عنوان نقطه تهديد كشور مورد توجه قرار گيرد، آسيبهاي دروني است كه منشأ آن، چيزي جز باندبازي و گروهگرايي نيست.
3ـ اگر اينگونه منازعات براي ناظران دلسوز خارجي تا اين اندازه ناراحتكننده و ناگوار است، پس وفاداران و معتقدان به نظام در داخل كه از گرايشهاي سياسي و جناحي فارغ هستند، چه اوضاع و احوالي دارند؟ چگونه بايد اين درگيريهاي بيپايان را نظارهگر باشند و تحمل كنند؟ آيا اساسا توجهي به اين نكته شده است كه در صورت دلزدگي هواداران و سينهچاكان انقلاب از دعواهاي مخرب جناحي، تاوان دلسرد شدن و نااميدي آنان از رسيدن به آرمانهاي انقلاب را كدام جريان خواهد پرداخت؟ در اين ميان، تفاوتي بين دوستداران داخلي و خارجي وجود ندارد (موارد بسياري از اين نااميدي را ميتوان براي مصداق ارايه كرد).
نيمنگاهي به وضعيت كنوني جامعه در آستانه دو انتخابات شوراي شهر و مجلس خبرگان بيشتر ميتواند موضوع را ملموس كند. اكنون چه از جريان به اصطلاح راست يا اصولگرا و چه در جناح چپ يا اصلاحطلب، بحث و لفاظي شديدي درباره نحوه ارايه ليست حضور در انتخابات جريان دارد، به گونهاي كه بعيد به نظر ميرسد توافق يكپارچهاي در هر يك از اين دو جناح به دست آيد و البته اين اوضاع پديده جديدي است، چراكه در طول سالهاي پس از انقلاب، كمتر شاهد اينگونه تشتت و تفرق در بين احزاب هر دو جناح بودهايم و معمولا در يكي از طرفين، انتخابات وحدت نسبتا كاملي برقرار بوده است.
اصولگرايان كه بيشك موفقيتشان در چند انتخابات اخير، به ويژه شوراي شهر دوم و مجلس هفتم، ناشي از اتفاق و اتحادشان در روزهاي انتخابات بوده، امروز چندان از هم فاصله گرفته و در برابر هم صفآرايي كردهاند كه ارايه فهرستي مشترك از سوي آنان، بيشتر به رويا شبيه است.
قصد نداريم در اين يادداشت، بيش از اين به بررسي اوضاع جريانهاي سياسي در آستانه انتخابات بپردازيم، هرچند رخدادها در چند ماه اخير، صفحه جديدي از منازعات سياسي جناحها را به تصوير كشيده كه پيش از اين، كمتر سابقه داشته است و جاي بحث و بررسي بسيار دارد.
4ـ امروز دوستان ايران در خارج از مرزها ميپرسند، اگر هدف خدمت است، چرا تلاش نميكنيد مسئوليت كنوني خود را بهتر انجام دهيد و مدام به فكر تغيير مسئوليت خود هستيد؟ رهبري در آغاز سال فرمودند: «هركسي يك گام به جلو بردارد». با اين حال، گويا برخي در حال دويدن هستند، اما به كدام سو؟ مطمئنا حركت آنان رو به جلو و پيشرفت نيست. بزرگان جناحهاي ما توجه كردهاند كه در كشورهاي غربي، هيچگاه منازعات جناحها، به تخريب اصول اساسي حكومت و ضربه زدن به منافع اصلي جامعه منجر نميشود؟ (مثلا در جريان حملات 11 سپتامبر رخدادها، بهترين زمينه را براي دمكراتها فراهم كرده بود تا به دولت جمهوريخواه آمريكا حمله كرده و پايگاه اجتماعي آن را به شدت تخريب كنند، لكن به دليل منافع كلان كشور از اين شيوه خودداري كردند).
به نظر ميرسد خط قرمزهاي دوستان عوض شده است و از اصول و مباني انقلاب و اعتقاد به امام و رهبري به حضور فلان شخص در ليست و نبودن بهمان شخص در يك مسئوليت خاص رسيده است.
برادران انقلابي را چه شده است؟!
شايد نگراني و اشك ريختن سيدحسن، اين باشد كه نكند برادران حزباللهي او هم، آن هنگام كه پايههاي قدرت و حكومتشان به حول و قوه الهي استوارتر شد، به اينگونه آفاتي دچار شوند!
و شايد تأسف او از عملكرد اشخاص و جريانهايي باشد كه رهبري در خفا و آشكار مجبور ميشوند در مورد بسياري امور ساده و بديهي به آنان امر و نهي كنند و بعد هم، «آنچه البته به جايي نرسد، فرياد است»!
****
بيراهه نيست اگر ادعا كنيم تا آن زمان كه در جناحهاي داخل كشورمان نزاعهاي شديد سياسي، تخريبهاي سازمان يافته و بعضا برخوردهاي فيزيكي وجود دارد و در آستانه هر انتخابات جناحها (و به تازگي كه درگيريهاي داخل جناحي، بيش از نزاعهاي بينجناحي شده است) بر سر گوشت قرباني انقلاب، به جان هم ميافتند، درخواست برقراري وحدت و اتفاق نظر در جريانهاي گوناگون اسلامي در ديگر دول، خاصه در ميان شيعيان عراق، كه در طرفين آن جوانان احساسي كمتجربه (نه به مانند سياسيون روزگار ديده ما) قرار دارند، اقدامي چندان منطقي و پذيرفتني نيست كه «كل اگر طبيب بودي سر خود دوا بكردي»!
****
نگارنده به هيچ وجه اعتقادي به جامعه تكصدايي، وجود يك حزب فراگير و يا جريان كشورشمول ندارد، لكن اختلافنظر و عقيده، كه همواره مورد تأكيد و تأييد رهبر انقلاب بوده و امري سازنده و تحول آفرين است، متفاوت از تخريب، توهين، سنگاندازي و بسياري زشتيها و پلشتيهاي ديگر است كه متأسفانه، به صورت روزمره در جريانهاي سياسي و صاحبان قدرت ديده ميشود. در اينباره سخن بسيار است و مجال اندك.
****
خوب و پسنديده است بزرگان گروههاي سياسي، آن هنگام كه چشم خود را بر همه واقعيتها ميبندند و به سوي منافعشان ميتازند، اندكي بينديشند كه «شما قدر نعمتهايي را كه داريد، به درستي نميدانيد» يعني چه؟ كه خدا با هيچ قومي عهد و پيمان نبسته است.
شما خانه خودتان را در نظر بگيريد آيا بين بچه هايتان جروبحث صورت نميگيرد ؟ ولي هيچ وقت خواهر و برادر پشت همديگر را خالي نميكنند .پس با ديدن فقط يكي دو نزاع لفظي كوچك نبايد نتيجه گرفت كه اوضاع داخلي مشكل دارد .خيالت راهت باشه سيد حسن نصرالله.
لازم به ياداوريست كه انصافا" احزاب كشور ما نيز همواره در شرايط حساس كشور بدور از همه اختلافات دست بدست هم داده و در حمايت از منافع ملي يكصدا شده اند.
در پايان از آقاي نصر ا... مي خواهم كه اصلا" اين سروصداهاي احزاب ايران را جدي نگيرند چون تمام اين شاخه ها به يك تنه منتهي مي شوند.
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت