بسم الله الرحمن الرحیم

سخت ترین قسمت حج در عمل سنگ زدن به شیطانهای سه گانه است .

البته جدیدا شیطانها را خیلی بزرگ کردن وظاهرا سنگ زدن ورجم کردن اسان شده است .

در زمان ما دل شیر می خواست که بتوانی سنگهایت را به هدف بزنی .

صبح ساعت ده را افتادیم چون صبح زود خیلی شلوغ است وبرادران اهل سنت

معتقد ند که صبح کار را یکسره کنندوغوغای محشر می شود.

اگر کمی بی دقتی بکنی زیر دست وپا می روی ومردن قطعی است .

پیاده از منی تا موقف شیاطین تقریبا پنج کیلومتر با حال احرام پیاده روی کردیم .

ولی احساس خستگی نکردیم .

از دور سر کوهها قصرهای شاهزادگان سعودی خود نمایی می کند

دلت می سوزد ،مهمانان خدا در زیر چادر ولی انان در ان کاخهای کذایی .

نباید از مردم فاصله گرفت وکار اولیای خدا وپیامبران این نبود.

انها تمام حشر ونشرشان با مردم بود.اصل مردم هستند وتمام کتابهای اسمانی برای

هدایت وراهنمایی همین مردم امده است .

حیف است به این خوبان جفا شود .مردم عیال خدای متعال هستند.مردم یاوران دین خدای بزرگ هستند.

عبادت به جز خدمت خلق نیست

به سجاده وتسبیح ودلق نیست

ما از راه طولانی ولی ارام تری به مقصد رسیدیم .مردم با احرام ونفوس تزکیه شده ومهمات اماده

که همان سنگهایشان باشد در حال نبرد با شیاطین بودند.

جنود رحمانی در حال رجم دشمنان خدا بودند.

منظره بسیار بدیع وخوشی به نظر می رسد .من در چهره های مسلمانان دقت می کردم .

انها به اطراف دقت نداشتند وتمام هوش وحواسشان زدن هفت سنگ به دشمن خدا بود .

وگاه در اثر همین بی دقتی به اطراف  در زیر دست وپا می رفتند وازدحام جمعیت انها را  مقتول می کرد.

ما در گروه هفت نفری زنجیره ای درست کردیم که جمعیت ما را از هم نگسلد.

ولی اشتباه می کردیم در فشار اول من از دوستان جدا شدم .

ویک بار نزدیک بود در تجمع دمپایی ها که تلی کوچکی درست کرده بودند زیر دست وپا بروم .

خدای مهربان رحم کرد .به فوریت به وضع پایدار رسیدم .

مسلمین با شمارش وتحلیل گویان درحال سنگ باران  تمثال شیطان بودند.

من دیدم که عقب افتاده ام .وکمی نگران شدم وشروع به گلوله باران دشمن خدا کردم .

الحمدوالله سنگها با موفقیت به هدف اصابت کردن وماموریت امروز خاتمه یافته بود.

به سختی دوستان را پیدا کردم .انها هم کارشان را با دقت وصحیح تمام کرده بودند.

کسانی که به فنون تیر اندازی اشنا باشند در این مواقع بسیار راحت هستند.

صدای هواکشهای جایگاه وهمهمه مسلمین فضا را بسیار هولناک می کرد .

تو گویی که صدای غرش اروند در حال تداخل باخلیج فارس است .

همانطور که در روایت فتح شهید عزیز اوینی بزرگوار به تصویر کشیده است .

ودر مقدمه حمله به فاو که از سیما پخش شده است.

باری بعد از پیدا کردن دوستان وشکر خدا گفتن روانه جایگاه ومقر اصلیمان در منی شدیم

ودوباره راهپیمایی شروع شد .هوا بسیار گرم شده بود وبه ناچار از تونل محافظتی حجاج عبور

کردیم .جمعیت واقعا انبوه شده بود ودمپایی ها مرتب از پا جدا می شدند وبه خیل گم شده ها می پیوستند.

در سر راه اب های نذری توزیع می شد که سرد وگوارا بودند.

روز اول جنگ با دشمن خدا به ارامی وخوشی گذشت وتا روز دوم فرصتی بود تا استراحتی بکنیم .

نماز جماعت ودعا وقران بازارشان بسیار پر رونق است .

من شروع به ختم قران کرده بودم ومرتب با قران کریم در تماس بودم .

وتوانستم به لطف خدای مهربان در مکه یک قران را ختم بنمایم واین سنت خوبی است .

شما هم اگر خدا نصیبتان  کرد این سنت حسنه را فراموش نکنید که باعث تقویت روح در ان

فضای معنوی می شود.

شبهای پر ستاره مکه معرکه است .هوا کمی سرد بود وما در زیر چادرهای ضد اتش

در حال استراحت ویا گفتگو بودیم .خوبی کاروان ایرانیها نظم ونظام فوق العاده ای است که

 در سرویسدهی ها چه غذایی وچه پزشکی دیده می شود.

از این نظر بین حجاج تمام کشور ها ایران اسلامی یک سروگردن از همه بالاتر است .

در اینده قسمتهای دیگری را به نظر عزیزان خواهم رساند.

پس فعلا خدا حافظتان .

والسلام علی من التبع الهدی

والحمدوالله رب العالمین

حمید