زهراجان ،عمریست که قبرمخفیت بغض سینه هاست

                 بسم الله الر رحمن الرحیم

    همسرم سنگ صبوری است ازگل یاس ،

که هنگام افشرده شدن داخل کوچه ها دم برنمی ارد .

دستانش پرازستاره است و نگاهش عرش خدا را یدک می کشد.

او به دستی پدر می پرورد و به دستی کائنات خدارا ، درشبهای زندگی سیر می دهدتا روز قیامت .

اما،اه.........

ارامگاهش قرنهاست پنهان شده در مه نا مردمیها،

اه گل یاس من ،

اه گل یاس کبودمن ،

زهرا

حمید