بسم الله الرحمن الرحیم

هواواقعاغمگین است ،سردهمچون یخ  ،

باگوشه چشمهایش می ریزداشکهای نرم ولغزنده برجگرتفتیده خاک .

درختان شادازاین گریه ،

می خورند این اشک فروغلطیده راچه گوارا،

غازهای انورباغ همسایه ،

به وجد امده اند ازاین گریه بازی ،

پر زنان ،اوازخوان ،می پرند برکول همدیگر،

من درحیرت از این کارم،

اخراندوه اسمان هم شادی دارد،

اشکهای کسی او از خواندن دارد.

حمید