من اینک پشت پرچین ارزوهایم !!
بسم الله الرحمن الرحیم
من اینک پشت پرچین ارزوهایم خیره به روبرویم
از دور سایه ای مبهم ولی اشنا
نوازش می دهد نگاهم را
اما من هنوز خاموش وبهت زده
می نگرم به افق روبرویم
***
سایه وضوح یافته اما کدر وسرد
با چهره ای درهم از زندگی
افسرده ویخ زده
وچقدر بی تاب
***
او کسی نیست جز ارزوهای در گور شده ام
واینک تمنای دیدنم را دارد
اما من اینک در محرمم
ماه خون وقربانی
و
دفن ارزوها را سالهاست که تمام کرده ام
وبر سرقبرش سنگی به یادگار
که
طول ارزو
یاد مرگ را از خاطر ببرد
وپس از ان
بی هویتی شروع
وجهنم سپس در پی ان
می اید.
***
پس حالا که زنده ام
چراغی برای ابدیت
بر فروزم
که فردا دیر است !
اری فردا دیر است !
والحمدوالله رب العالمین
حمید
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 12:17 توسط زائر
|
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت