بسم الله الرحمن الرحیم

در عالم ذره انچه دیدنی بود وانچه شنیدنی بود

ما یک بار دیدیم وشنیدیم

منتهی به دنیا که امدیم وان فطرت الهی امیخته با دنیا شد

مشکل پیدا شد .

وگوش ما ان خاصیت عالم ذر را از دست داد.

وچشم ما ان خاصیت را همچنین از دست داد،

وشدیم حال  فعلی خودمان.

هر چه دلمان می خواهد می بینیم ونه انچه خدای متعال امر می کند.

وانچه دلمان می خواهد می شنویم ونه انچه خدای متعال امر می کند،

واین است که در جا می زنیم ومثل ان اسب عصاری چشم بسته !

فکر می کنیم خیلی در حال پیشرفتیم ولی نه!

بعد از سالها یا الله گفتن پیش خدا اینقدر ابرو نداریم که اگر

در خواستی از ان  بزرگوار واز مادر مهربانتر داشته باشیم ،

می ترسیم که مستجاب نکند .چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟........

چرا ؟

چون ما دروغ گو هستیم وفقط ادعای دوست داشتن وعاشقی را داریم .

خوب اگر دو زوج در همین عشقهای زمینی به هم دروغ بگویند

زندگی انها وروابط انها چه می شود؟

ما صادق نیستیم !

از یک قطره اب گندیده خدای متعال ما را به این شکل وشمایل خلق

وبه تصویر کشیدوهزارویک کار دیگر روی ما انجام داد وشدیم این !

وحا لا کمی مثل بچه خرگوش به رفت وامد افتادیم

می گوییم اقا دین چیه ؟

اقا پیامبران کی هستند؟

اقا اما مان ( سلام الله علیهما )را من قبول ندارم ؟

اقا من امام زمان عج  را قبول ندارم .!

اقا جان من اصلا قران را قبول ندارم .!

اقا جان من اصلا روحانیت را قبول ندارم !

وهی وهی پرخاش گری واعتراض ......

وتا اینکه

ان ربک لبلمرصاد

وخدای تو در کمینگاه است .

واذا بلغت الحلقوم

وانتم حینئذ انتنظرون(واقعه )

وچرا جان به گلوگاه برسد

وان موقع شما نظاره می کنید

وان موقع پرده بالا می رود

وان چشم برزخی باز می شود

وان چشم فطرتی ات باز می شود .

وخدای من

چه می بینم ؟

حقیقت اشیاءرا می بینم .

صورت واقعی ولایت .صورت واقعی نماز وصورت واقعی احسان .صورت واقعی قران

اه خدای من چه بد بختی بزرگی

من که تا حال داشتم قران را کتابی برای سر قبر وعزاداری وسر عروس بگیر وسر مسافر بگیر

می دانستم واما حالا چی ؟

خدای من نماز را من فقط شامل دعا وحرکاتی موزون می دانستم .اما حالا چی ؟

وولایت را من یا قبول نداشتم واگر داشتم سطحی وفقط دوست داشتن ،

واما حالا می بینم که قطب دین ودائر مدار دین ولایت است وبدون ان

دین ابتر است وکامل نیست .

الیوم اکملت لکم دینکم  واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا (مائده ۳)

امروز دین را برای شما کامل کردم

ونعمت را بر شما تمام کردم

وپسندیدم که اسلام کیش شما باشد

خدای من ولایت اتمام نعمت

وای بر من در دنیا چه بد فهم بودم واز این ایه به اسانی گذشتم .

واین زمان محتضر به انچه می بیند غصه می خورد وبر اثر ان

اشک است که از گوشه چشمان سرازیر می شود.

بلی باید گریه کرد

پرونده سیاه وخالی وپر از معصیت

وعمل وثواب تعطیل شده

ومسافرتی خوفناک وابدی در پیش

وتنها وبیکس

همه ترا تنها گذاشته ومی روند دنبال تقسیم ارثیه

خدای من

چه مصیبتی وچه تنهایی ادامه داری وچه سکوتی رعب اوری وچه تاریکی موحشی

وچه جای تنگی وچه عمل کمی وچه راه پر خطری وچه فرشته های عذاب وحشتناکی

وچه موقف دشواری وچه  وچه وچه ......؟.........

کجا رفتند رفیقانم ؟

کجا رفتند عزیزانم ؟

کجا رفتند دوستانم ؟

کجا رفتند سر گرمیهایم ؟

کجا رفتندبهتر از جانم ؟ بچه ام زنم و و ....... کلا  کلا ..

این االمفر

کلا لا وزر

راه فرار کجاست ؟

نه اینجا دیگر گریزگاهی نیست (قیامت ۱۰و۱۱)

وبه سوی پروردگار محل ارامش واسقرار است .

***

می شود این همه چیزهای رنگارنگ را همین طرف وپیش از مرگ دید

با چشم برزخی که خدا نصیب همه کند وواقعیت همه چیز را ببینیم

وان موقع مشکل حل می شود وحل تمام مسائل را می بینیم

ودیگر اشتباه نمی کنیم .

ولی

کو ان چشم

وکو ان گوش

ما سمیعیم وبصیریم وهشیم

با شما نامحرمان ما خاموشیم

اشیاء به ادمی می گویند

اصل این شعر را مولوی از سوره اسراءگرفته (ایه ۴۴)

تا ما زندگی حیوانی داریم

وبه الگوهای بشری عمل می کنیم

ودستورات خدای مهربان را پشت گوش می اندازیم

وتا موقع نماز اول وقت فوتبال تماشا کنیم ویا به کار مشغول بشویم

ومو سیقیهای مطرب وخلاف شرع گوش کنیم

وجوکهای ان چنانی که نسبت به خدا وپیامبران هم توهین می کنند بشنویم وان را به دوستمان با

افتخار تعریف بکنیم ،از این خبر ها نیست وموقعی ان چشم وگوش را به ما می دهند

که جانمان به گلو گاه وحنجره برسد.

اری برادر وخواهرم وای تو دوست عزیزم

ثم رددناه اسفل سافلین

الا الذین امنو وعملوالصالحات فلهم اجر وغیر ممنون (سوره تین )

داستان بیچاره گی ما این است

وحالا مثل کرم بلولیم در گنداب منافعمان

ویک تومن ودوتومن کردنها وهی حساب کردنها

ومتوجه گذر عمر وقطع نوار حیاتمان نیستیم !!!!

وانا لله وانا الیه الراجعون

والحمدوالله رب العالمین

بنده عاصی وکمترین حمید