بسم الله الرحمن الرحیم

 يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْماً كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً

 وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً

إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَآءً وَلَا شُكُوراً

إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً

آنان به نذر وفا مى‏كنند و از روزى كه شرش فراگير است مى‏ترسند.

و غذاى خود را با آن كه دوستش دارند، به بينوا و يتيم و اسير مى‏دهند.

(و مى‏گويند:) ما براى رضاى خدا به شما طعام مى‏دهيم و از شما پاداش و تشكّرى نمى‏خواهيم.

 همانا ما از پروردگارمان، به خاطر روزى عبوس و سخت، مى‏ترسيم.

نکته ها

 «مُستطير» از «سَيطره» يعنى سلطه است و ريشه آن «طَير»، به معناى گستردگى است.
«قَمطرير» به معناى شرّى است كه سخت باشد.
بر اساس برخى روايات، اطعام مسكين و يتيم و اسير در يك شب واقع شد و براساس برخى، در سه شب متوالى اتفاق افتاد و هر شب، يكى از آنها مراجعه كرد.
مراد از <<يطعمون الطعام على حبّه>> آن است كه اهل بيت با آنكه آن غذا را دوست داشتند، به ديگران دادند. چنانكه قرآن در جاى ديگر مى‏فرمايد: <<لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون>> به نيكى نمى‏رسيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد، انفاق كنيد. (637)
صاحب تفسير الميزان مى‏فرمايد: محبّت اهل بيت به خداوند در آيه بعد مطرح شده كه مى‏گويند: <<انّما نطعمكم لوجه اللّه>> و منظور از <<على حبّه>>، علاقه به غذا است كه در اين صورت، علاوه بر اخلاص، ايثار آنان نيز ثابت مى‏شود.
اگر به فكر نام و شهرت نباشيد، خداوند نامتان را جاودانه مى‏كند. كارى كه اهل بيت كردند، ارزش مادى فراوانى نداشت ولى چون خالصانه بود، خداوند آن را ماندگار ساخت.
در اين آيه، كلمات مسكين و يتيم و اسير به صورت نكره آمده تا بگويد: در اطعام، نبايد گزينش كرد، بلكه به هركس كه بود انفاق كنيد.
پروين اعتصامى درباره اخلاص در انفاق مى‏گويد:
بزرگى داد يك درهم گدا را
كه هنگام دعا ياد آر ما را
يكى خنديد و گفت اين درهم خُرد
نمى‏ارزيد اين بيع و شرى‏ را
مكن هرگز به طاعت خودنمايى
حجاب دل مكن روى و ريا را
تو نيكى كن به مسكين و تهيدست
كه نيكى خود سبب گردد دعا را
به وقت بخشش و انفاق پروين
نبايد داشت در دل جز خدا را
خوف از خداوند، به معناى خوف از مقام اوست. چنانكه در جاى ديگر مى‏فرمايد: <<و لمن خاف مقام ربّه>> (638)

پیامها

1- كمال واقعى زمانى است كه نيكى در انسان نهادينه شود. (تمام كمالات با فعل مضارع كه نشانه استمرار فعل است، آمده است.) <<يوفون، يخافون، يطعمون و...>>
2- اطعام و انفاق زمانى ارزش بيشتر دارد كه شى‏ء انفاق شده، مورد نياز و علاقه انسان باشد. <<يطعمون الطعام على حبّه>>
3- اسلام، حامى مستمندان و يتيمان و اسيران است. <<و يطعمون الطعام... مسكينا و يتيما و اسيراً>>
4- گروهى طعام را دوست دارند و گروهى اطعام را. <<يطعمون الطعام على حبّه>>
5 - اطعام، زمانى ارزش بيشترى دارد كه از خود و با دست خود باشد. <<نطعمكم>>
6- كمكى ارزش دارد كه خالصانه و به دور از هر منّت و انتظارى باشد. <<نطعمكم لوجه اللّه>>
7- آنچه به عمل ارزش مى‏دهد، انگيزه خالصانه و اخلاص در عمل است. <<نطعمكم لوجه اللّه لا نريد منكم جزاء و لا شكورا>>
8 - نيكان، نه تنها با زبان درخواست تشكّر ندارند، بلكه در دل هم به فكر تمجيد و تشكّر نيستند. <<لا نريد... شكوراً>>
9- گرچه ابرار انتظار پاداش ندارند ولى مردم نبايد بى‏تفاوت باشند. در آيه 25 سوره قصص مى‏خوانيم: حضرت شعيب دخترش را فرستاد تا پاداش سقّايى و آب دادن حضرت موسى را بپردازد. <<انّ ابى يدعوك ليجزيك اجر ما سقيت>>
10- گذشتن از پاداش، به تنهايى نشانه اخلاص نيست، بلكه گذشتن از تمجيد و تشكّر نيز لازم است. <<لا نريد منكم جزاءً و لا شكورا>>
11- وفاى به نذر واجب است و كسى كه به نذر خود وفا نكند، از قهر الهى بترسد. <<يوفون بالنذر و يخافون يوماً>>
12- اگر كارى براى خدا باشد، فقط از قهر او مى‏ترسيم، نه مردم. <<نخاف من ربّنا>>
13- داشتن انگيزه الهى، منافاتى با شوق به ثواب يا خوف از عقاب ندارد. زيرا ثواب و عقاب نيز از خداست. <<لوجه اللّه... انّا نخاف من ربّنا يوماً عبوساً>>
14- در قيامت، نه تنها مردم عبوسند، بلكه روز عبوس است. <<يوماً عبوساً>>
15- براى فرار از آن روز عبوس، امروز در برابر مسكين و يتيم و اسير، عبوس نكنيد. << نخاف من ربّنا يوماً عبوساً>>

عید غدیر بر شما مبارک

والحمدوالله رب العالمین

حمید