بسم الله الرحمن الرحیم

أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلَى‏ نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ

قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِى ضَلاَلٍ مُّبِينٍ

آيا كسى كه خداوند سينه‏اش را براى (پذيرش) اسلام گشاده است، پس او از طرف خداوند بر

(فراز مركبى از) نور است (مثل كسى است كه در تنگناى تعصّب و لجاجت و غرور است؟

 نه) پس واى بر آنان كه از سنگدلى ياد خدا نمى‏كنند. آنان در گمراهى آشكارند.

نکته ها

براى درمان قساوت قلب در روايات آمده است كه چون پيامبرصلى الله عليه وآله

اين آيه را تلاوت فرمود، از حضرت پرسيدند: نشانه‏ى ورود نور در دل چيست؟

فرمود: «التّجافى عن دار الغرور و الانابة الى دار الخلود و الاستعداد للموت»

 دل نبستن به سراى پر فريب دنيا و توج ّه به سراى جاودان آخرت و آمادگى

 براى مرگ پيش از فرار رسيدن آن

پیامها

1- اسلام دين متّكى به برهان و دليل است. «شرح اللّه صدره للاسلام فهو على نور...»

 

2- مقتضاى ربوبيّت الهى هدايت افراد حقّ‏پذير و

دارای  سعه‏ى صدر است. «هو على نور من ربّه»
3- دين باورى و تسليم بودن در برابر حقّ، به روحى

 بلند نياز دارد كه هديه‏اى الهى است. «شرح اللّه صدره للاسلام»
4- كسى كه شرح صدر دارد، با نور الهى حقّ و باطل را تشخيص مى‏دهد. «هو على نور من ربّه»
5 - قساوت قلب، مانع تابش نور الهى بر قلب است. «القاسية قلوبهم» (به جاى تنگدلى كه مناسبت بيش‏ترى با سعه‏ى صدر دارد به سنگدلى تعبير نمود، زيرا ظرف تنگ كمى نفوذپذير است ولى سنگدلى هرگز نفوذپذير نيست).
6- اهل تسليم، همگى يك هدف و يك راه دارند ولى منحرفان هر كدام هدفى دارند. (كلمه «صدر» به صورت مفرد و «قلوبهم» به صورت جمع آمده است)
7- نور دل و سعه‏ى صدر از خداست. «شرح اللّه صدره للاسلام فهو على نور من ربّه» ولى گمراهى را خود انسان به وجود مى‏آورد. «للقاسية قلوبهم من ذكر اللّه»

والحمدوالله رب العالمین

حمید