بسم الله الر حمن الر حیم

لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ

هرگز به نيكى دست نمى‏يابيد، مگر آنكه از آنچه دوست داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد و بدانيد هر چه را انفاق كنيد، قطعاً خداوند به آن آگاه است.

كلمه‏ى «بِرّ» به خير وبركت گسترده، وزمينى كه براى كشت و زراعت ويا سكونت مهيّاست، گفته مى‏شود. همچنين به گندم كه غذاى عموم انسان‏ها وانواع حيوانات است، «بُرّ» گفته مى‏شود.

با توجّه به اشتقاق لغوى «برّ» كه به معناى توسعه در خير است؛ در قرآن، ايمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونه‏هاى بِرّ معرفى شده‏اند. (101) همگان توصيه شده‏اند كه در انجام «برّ» همديگر را يارى كنند. «تعاونوا على البرّ» و در اين (102) آيه نيز مى‏فرمايد كه شما هرگز به اين گوهر گرانبها نمى‏رسيد، مگر آنكه از آنچه دلپسند شماست وآن را دوست مى‏داريد، انفاق كنيد.

نمونه‏هايى از انفاق مؤمنان

1- ابوطلحه انصارى، بيشترين درختان خرما را در مدينه داشت وباغ او محبوب‏ترين اموالش بود. اين باغ كه روبروى مسجد پيامبر صلى الله عليه وآله واقع شده بود، آب زلالى داشت. رسول‏خداصلى الله عليه وآله گاه وبى‏گاه وارد آن باغ مى‏شد واز چشمه‏ى آن مى‏نوشيد. اين باغ ِزيبا و عالى، درآمد كلانى داشت كه مردم از آن سخن مى‏گفتند. وقتى آيه نازل شد كه «لن‏تنالوا البرّ حتى...» او خدمت پيامبر رسيد وعرض كرد: محبوب‏ترين چيزها نزد من اين باغ است، مى‏خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: تجارت خوبى اس ت، آفرين بر تو، ولى پيشنهاد من آن است كه اين باغ را به فقراى فاميل و بستگان خويش دهى. او قبول كرد وباغ را بين آنان تقسيم نمود.

2- مه (103) مانى بر ابوذر وارد شد، ابوذر گفت: چون من گرفتارى دارم، شما خودتان يكى از شتران مرا نحر و غذا تهيه كنيد. آنها شتر لاغرى را انتخاب كردند. ابوذر ناراحت شد و پرسيد: چرا شتر فربه و چاق را نياورديد؟ گفتند: آن را براى نياز آينده تو گذاشتيم. ابوذر فرمود: روز نياز من روز قبر من است. (104)

3- وقتى فاطمه زهراعليها السلام را در شب عروسى به خانه شوهر مى‏بردند، فقيرى از حضرت پيراهن كهنه‏اى خواست. فاطمه زهرا عليها السلام به ياد اين آيه «لن تنالوا البر...» همان پيراهن نوى عروسيش را انفاق كرد.

4- عبداللّه‏بن جعفر، غلام سياهى را ديد كه در باغى كارگرى مى‏كند، به وقت غذا سگى وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمه‏اى به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضاى غذا كرد، غلام غذاى خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسيد: خودت چه مى‏خورى؟ گفت: من امروز سهمى ندارم. پرسيد: چرا اين كار را كردى؟ گفت: اين سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت اين غلام تعجّب كرد. آن باغ و غلام را خريد، غلام را آزاد كرد و باغ را به او بخشيد. (105)

در احاديث ذيل اين آيه مى‏خوانيم كه راه رسيدن به برّ، كمك به والدين است قبل از درخواست آنان، گرچه بى‏نياز باشند. (106)

امام صادق‏عليه السلام به مفضل‏بن عمر فرمود: از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: كسى كه سال بر او بگذرد و از مال خود، كم يا زياد به ما نرساند، خداوند روز قيامت به او نظر نمى‏كند، مگر آنكه او را ببخشد. اى مفضل! اين تكليفى است كه خداوند آن را بر شيعيان لازم كرده آ نگاه كه در كتاب خود مى‏فرمايد: «لن تنالوا البرّ...» پس ما برّ و تقوى و راه هدايت هستيم. (107)

 تفسییرنور-حجت الاسلام قرائتی

کتاب یسیار ارزشمندی است ازان استفاده کنید.من ادرسش را دروبلاگ گذاشتم .

حمید۱۱۰