بسم الله الرحمن الرحیم

ادب چیز خوبی است مخصوصا در برابر بزرگان خیلی جذاب تر است

در زندگی نامه علامه طبا طبایی رحمت الله علیه هست که اقا برای

احترام باری تعالی پایش را دراز نمی کردومرحوم شیخ رجبعلی خیاط

دوزانو می نشست وغذا میل می کردو حضرت سیدالوصین امیرالمومنین

سلام الله علیها در موقع خواستگاری حضرت زهرا سلام الله کلی با حجب

وحیا در نزد رسول الله به دوزانوی ادب نشسته و اظهارنمی کرد تا بعد ازمدتی .

ویک ادب هم ما در قران سراغ داریم در سوره شعراایه ۸۰که حضرت ابراهیم سلام الله

علیه وقتی با عمویش محاجه می کند وخدای خودش را تعریف وتوصیف می نماید

به انجا می رسد که :الذی خلقنی فهویهدین ۷۸والذی هو یطعمنی ویسقین ۷۹

واذا مرضت وفهو یشفین ۸۰

انکه مرا افریدپس رهبریم کندوانکه بخوراندم وبنوشاندم وگاهی که بیمار شوم پس

او بهبودم دهد.غرض من فراز اخر یعنی ایه ۸۰می باشد .حضرت ابراهیم سلام الله

درحالیکه همه کارهارا به خدای متعال نسبت می دهد ولی به مریض کردن خود

می رسدمی فرماید وقتی من مریض شدم او مرا شفا می دهد،و مریض شدن خود

را از روی ادب وحیا به دوستش خدای مهر بان نسبت نمی دهدبلکه نقصان وکمی را

به خود نسبت می دهدوبه خدا نسبت نمی دهد.

یک ادب هم در صحرای کربلا ما می بینیم ،که حضرت عباس سلام الله علیه هیچگاه

امام حسین علیه السلام را برادر صدا نمی زد وهمیشه با ذکر مولی اقا را خطاب می کرد

مگر یک جا  مو قعی که تیر به دوچشم مبارکش زدند وعمود اهنی به فرقش کوبیدند

وبدون دودست حایلی که اورا در فرود از اسب کمک کند ،به روی زمین قرار گرفت ،

صداکرد یا اخا ادرک اخا یا اخا ادرک اخا .من نمی دانم اینجا بر حضرت چه گذشت که

دیگر نتوانست ان رفتار معمول را داشته باشد.دوتیر به چشم ودودست بریده ومغزی

پریشان .وسیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبو ن  زود است بدانندانانکه ستم کردند

چه بازگشتنگاهی باز می گردند .

والحمدوالله رب العالمین

حمید