بسم الله الرحمن الرحیم

آيه :   1     

سوره حج ۱تا۷
  يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ

    ترجمه :     

  اي مردم ! از پروردگارتان پروا كنيد، كه همانا زلزله ي قيامت ، حادثه اي بزرگ و هولناك است .

    نكته ها :     

  در روايات مي خوانيم : در ماه شعبان سال ششم هجري ، هنگامي كه مسلمانان به سوي جنگ ((بني المصطلق )) در حركت بودند، آيه ي اوّل و دوّم سوره حج نازل شد. پيامبر اكرم (ص ) دستور توقّف داد، مسلمانان ايستادند، حضرت اين دو آيه را تلاوت فرمودند، برخي از ياران پيامبر آن شب را به گريه مشغول شدند و از دنيا بيزاري جستند، ولي رسول خدا با بشارت هايي آنان را آرام كردند.
. (2)

    پيام ها :     

 
1- مخاطبين قرآن ، همه ي مردمند. (يا ايّها النّاس )
2- با غافلان بايد صريح سخن گفت وبه آنان هشدار داد. (اتّقوا... ان ّ زلزله الساعه)
3- راه نجات از خطرهاي قيامت ، تقواست . (اتّقوا... زلزله الساعه)
4- ياد قيامت ، عامل ايجاد تقواست . (اتّقوا... زلزله الساعه)
5- تمام هستي متاع قليل است ، ولي زلزله ي قيامت بزرگ است . (زلزله الساعه شي ء عظيم )
6- از خدايي كه پروردگار و صاحب عالم است ، پروا كنيم . (اتّقوا ربكم ان ّ زلزله ...)
7- نظام موجود هستي ، با زلزله اي از هم فرومي پاشد. (ان ّ زلزله الساعه شي ءعظيم )

    توضيح :     

  سيماي سوره ي حج .
اين سوره هفتاد و هشت آيه دارد و در مدينه نازل شده است .
كلمه ي ((حج )) در لغت به معناي قصد و آهنگ انجام كاري است ، ولي در شريعت اسلامي به مراسم خاصّي كه هر ساله در مكّه برگزار مي گردد گفته مي شود از آنجا كه حدود سيزده آيه از اين سوره (از آيه 25 تا 37) درباره ي كعبه و تاريخ آن و آثار سياسي و اجتماعي حج سخن مي گويد، اين سوره ، ((حج )) ناميده شده است .
البتّه در اين سوره دعوت پيامبران الهي نسبت به اقوام بسياري مطرح گرديده و سرنوشت آنها نيز بيان شده است . طبق روايات ، پيامبر گرامي اسلام فرمودند:.
هركس سوره حج را بخواند، خداوند به تعداد كساني كه در گذشته و آينده حج و عمره به جا آوردند، به او پاداش حج و عمره مي دهد. (1)

آيه :   2     

  يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ

    ترجمه :     

  روزي كه آن (زلزله ي بزرگ ) را مشاهده كنيد (چنان ترس و وحشت وجودتان را فرا خواهد گرفت كه ) هر شير دهنده اي ، آن را كه شير مي دهد فراموش كند و هر بارداري جنين خود را سقط كند، و مردم را مست مي بيني ، ولي مست نيستند، بلكه عذاب خداوند شديد است .

    نكته ها :     

  قرآن در معرفي سيماي قيامت ، تعبيرات تكان دهنده اي دارد، از جمله :.
(يوما يجعل الولدان شيبا) (3) روزي كه كودكان را پير مي كند.
(يوما عبوسا قمطريرا) (4) روزي كه عبوس و سخت است .
(يوما كان شرّه مستطيرا) (5) روزي كه عذابش گسترده است .
علاقه ي مادر به فرزند، قوي ترين علاقه هاست . لذا خداوند در بيان سختي قيامت ، به قطع رابطه ي مادر شيرده و مادر باردار با فرزندش مثال زده است . و گرنه در قيامت ، هيچ مادر باردار يا شيردهي وجود ندارد.

    پيام ها :     

 
1- حوادث سخت قيامت ، هم عاطفه را مي گيرد، (تذهل كل ّ مرضعه) هم عقل را. (تري الناس سكاري )
2- در بيان مسائل تربيتي ، از مثال هاي محسوس و عاطفي استفاده كنيم . (مرضعه... ذات حمل )
3- تمثيل ، لازم نيست با واقعيّت همراه باشد. (كل ّذات حمل ... تري الناس سكاري )
4- تمثيلات قرآن ، با گذشت زمان كهنه نمي شود. (كل ّ ذات حمل ...)
5- عامل مستي ، تنها شراب نيست . (گاهي ، غرور، غفلت ، ثروت ومقام نيز وسيله ي از دست دادن اعتدال مي شوند) (تري النّاس سكاري ... عذاب اللّه شديد)
6- پيامبر اكرم (ص ) از خطرهاي قيامت بيمه و مصون است . (تري النّاس سكاري )

آيه :   3     

  وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ

    ترجمه :     

  و بعضي از مردم ، ناآگاهانه درباره ي خداوند به جدال مي پردازند و از هر شيطان سركشي پيروي مي كنند.

    نكته ها :     

  ((مريد)) به معناي بي خير است ، به بيابان بي گياه مريد مي گويند و به نوجوان بي مو ((امرد)) گفته مي شود.
آنچه كه اين آيه از آن نهي مي كند، بحث و جدال بدون داشتن آگاهي هاي لازم است ، وگرنه جدال با مخالفان اگر با منطق صحيح و يا منطق خودشان باشد، بسيار هم بجاست .
چنانكه در آيه اي ديگر مي فرمايد: (جادلهم بالّتي هي أحسن )
. (6)

    پيام ها :     

 
1- عذاب قيامّت ، كساني را هدف مي گيرد كه با ايجاد شبهه و ترديد، به عقايد ديني مردم ضربه مي زنند. (عذاب اللّه شديد و من النّاس من يجادل )
2- گفتگوها بايد براساس منطق وعلم باشد، نه جدال وتعصّب . (يجادل ... بغيرعلم )
3- بحث وجدال بدون علم ، پيروي از شيطان است . (يجادل ... يتّبع )
4- جهل و تعصب ، مانع پذيرفتن حق ّ است . (بغير علم )
5- كسي كه از خدا و راه او جدا شود، هر لحظه در دام شيطاني اسير است . (يتّبع كل ّ شيطان )
6- شيطان ها بسيارند و هر يك به نحوي وسيله ي انحراف مردمند. (كل ّ شيطان )
7- در پيروي از شيطان خيري نيست . (مريد)

  آيه :   4     

  كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ

    ترجمه :     

  بر او (شيطان ) نوشته (و مقرّر) شد كه هر كس ولايت او را بپذيرد، قطعا او را گمراه مي كند و به آتش سوزانش مي كشاند.

    نكته ها :     

  در معناي ((كتب ))، جبري عليه شيطان وجود ندارد، زيرا در آيات ديگر مي خوانيم : شيطان با اراده ي خود و لجاجت با حق ّ، سجده نكرد و به كار خداوند اعتراض نمود و سوگند ياد كرد كه مردم را گمراه كند. (7) بنابراين ، ((كتب عليه )) يعني براساس اراده و تصميمي كه شيطان گرفت ، گمراه كردن پيروانش براي او حتمي شده است .

    پيام ها :     

 
1- انتخاب راه شيطان و پيروي از او جز عذاب قطعي الهي ، هيچ نتيجه اي ندارد. (كتب عليه ) (اراده ي حتمي خداوند مبني بر مجازات گناهكاران ، بعد از ارتكاب جرم به وسيله ي آنهاست ).
2- پيروي از شيطان ، پذيرفتن ولايت اوست . (و يتّبع كل ّ شيطان ... من تولاّه )
3- شيطان تنها كساني را گمراه مي كند كه از او پيروي كنند، نه هر كه را بخواهد. (من تولاّه فانّه يضلّه )
4- تمام شيطان ها، انسان را به يك راه مي برند: آتش سوزان . (يتّبع كل ّ شيطان ... و يهديه الي عذاب السعير)

    آيه :   5     

  يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْم َاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ

    ترجمه :     

  اي مردم ! اگر درباره ي قيامت شك داريد (با دقّت در وجود خود، شك ّ خود را برطرف كنيد،) ما شمارا از خاك آفريديم (مواد غذايي خاك از طريق غذا به صورت نطفه در آمد) سپس از نطفه ، سپس (به صورت ) خون بسته شده ، سپس (به صورت چيزي مانند) گوشت جويده شده كه بعضي خلقت كامل يافته (وبه دنيا آيد) وبعضي خلقت كامل نيافته (و سقط شود)، تا براي شما روشن سازيم (كه بر هرچيز قادريم ) وآنچه (از جنين ها) را كه بخواهيم تا سرآمدي معيّن در رحم مادران قرار دهيم ، سپس شمارا به صورت طفل بيرون مي آوريم ، تا به حدّ رشد و بلوغ برسيد و (در اين ميان ) بعضي از شما مي ميرند و بعضي به پست ترين مرحله ي زندگي (و پيري ) مي رسند تا جايي كه دانسته هاي خودرا از دست دهند. (همچنين ) زمين را (در زمستان ) خشك و مرده مي بيني امّا هنگامي كه باران بر آن فرو مي باريم ، به حركت درآيد و رشد كند و انواع گياهان زيبا مي روياند.

    نكته ها :     

  كلمه ي ((يتوفّي )) كه از ريشه ي ((وفاه)) است ، به معناي گرفتن كامل روح از وجود انسان و بيانگر بقاي روح بشر پس از مرگ است .
كلمه ي ((بهيج )) از ريشه ي ((بهجه)) به معناي شادابي و خرّمي است . چنانكه نگاه به سبزه و گياه مايه ي ابتهاج و شادابي انسان مي شود.
گرچه در اين آيه ، دوران پيري و كهنسالي ، پست ترين دوران عمر انسان شمرده شده ، امّا علّتي كه براي آن بيان گرديده ، اختصاص به پيران ندارد، بلكه هر زمان كه قواي عقلاني انسان ضعيف و ناتوان گردد، دوران پستي است ، گرچه در جواني باشد. (أرذل العمر... لايعلم من بعد علم شيئا).

    پيام ها :     

 
1- سرچشمه ي شك غفلت از قدرت خداوند است . (ان كنتم في ريب فانّا خلقناكم )
2- با كفّار، مستدل ّ، منطقي وقابل فهم سخن بگوييم . (ان كنتم في ريب ... فانّا خلقناكم )
3- از راه محسوسات ، مي توان با معقولات آشنا شد. (ان كنتم في ريب ... فانّا خلقناكم )
4- معاد، هم جسماني است و هم روحاني . (ان كنتم في ريب من البعث فانّا خلقناكم )
5- منشاء انسان و مادّه اوّليه ي او از خاك است . (خلقناكم من تراب )
6- انسان ، پيش از مرگ ، هفت مرحله را طي مي كند. (تراب ، نطفه ، علقه ، مضغه ، طفوليّت ، بلوغ، پيري ) (خلقناكم من تراب ثم ّ من نطفه ...)
7- دوران مضغه (كه انسان در رحم مادر به شكل لخته گوشتي است ) دوران شكل گيري انسان است . (مضغه مخلّقه)
8- كسي كه در دنيا از خاك بي جان انسان آفريد، پس در قيامت هم مي تواند. (لنبيّن لكم )
9- زندگي داراي دو منحني صعود و نزول است . صعود از خاك تا رسيدن به مرحله (اشدّكم ) و منحني نزول رسيدن به مرحله (أرذل العمر)
10- تمام مراحل خلقت ، از استقرار نطفه تا تولد طفل ، به دست خداست . (خلقنا نقرّ في الارحام نخرجكم طفلا)
11- تحوّولات طبيعي ، نياز به زمان دارد. (در آيه چندبار كلمه ((ثم ّ)) كه براي فاصله زماني است ، تكرار شده است )
12- استقرار نطفه و يا سقط آن با خواست خداست . (نقرّ في الارحام ما نشاء)
13- مدّدت حمل ، از جانب خدا زمان بندي شده است . (الي أجل مسمّي )
14- تولّلد انسان ، به اراده ي خداوند است . (نخرجكم )
15- همه ي انسان ها روز اوّل يكسانند. (طفلا) نه ((اطفالا)) بعد به خاطر تغذيه و تربيت هركدام داراي اخلاق و رفتاري مخصوص مي گردند.
16- مرگ ، مخصوص پيران نيست . (و منكم من يتوفّي )
17- انسان با مرگ محو نمي شود. (يتوفّي )
18- ارزش انسان و زندگي او در پرتو علم و آگاهي و عقل اوست . (قرآن دليل پست ترين مرحله عمر را فراموش كردن دانسته ها و اندوخته هاي علمي مي داند). (أرذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئا)
19- زوجيّت و نر و ماده بودن ، در گياهان نيز مطرح است . (من كل ّ زوج بهيج )

  آيه :   6     

  ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

    ترجمه :     

  اين (مراحل مختلف خلقت انسان و گياه ) به خاطر آن است كه خداوند حق ّ است و اوست كه مردگان را زنده مي كند و بر هر چيزي تواناست .

آيه :   7     

  وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ

    ترجمه :     

  و(آفرينش انسان از خاك و رويش گياهان از زمين خشك ، نشانه آن است كه ) همانا قيامت آمدني است و شكي در آن نيست ، و خداوند تمام كساني را كه در قبرها آرميده اند زنده خواهد كرد.

    پيام ها :     

 
1- آفرينش انسان و گياه ، نشانه ي حقانيّت خداوند است . (ذلك بان ّالّله هوالحق ّ)
2- خداوند هرگز آفرينش را با مرگ و مير رها نمي كند زيرا كسي كه حق ّ است ، هرگز كار لغو و باطل از او سر نمي زند. پس بايد آفريده هاي خود را به مقصد و هدف نهائي برساند و پس از مرگ مرحله ي ديگري باشد. (بان ّالّله هوالحق ّ و انّه يحيي الموتي )
3- كسي كه يك بار آفريد، باز هم مي تواند بيافريند. (يحيي الموتي )
4- كسي كه هم ابتداء خلق مي كند و هم مي تواند در آفريده ي خود هرگونه تصّرفي انجام دهد، قادر مطلق است . (علي كل ّشي ءي قدير)
5- معاد، جسماني است . (يبعث من في القبور)

والحمدوالله رب العالمین
 
حمید