بسم الله الرحمن الرحیم

درکارگه کوزه گری رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا وخموش

هر یک به زبان حال می گفتند

کو کوزه  گر وکوزه خر وکوزه فروش

دوستان واقعا باید خون گریه کنیم بر بیکسی وبدبختی خودمان در عالم قبر

تنهایی ،عمل کم ،بیچا ره گی

این را یقین داشته باشید تا صد سال بعد کسی از ماها روی زمین راه نمی رویم

همه به اجبار منتقل به برزخ می شویم

حالا که این سفر حتمی است ،بیایید تدارک بکنیم .

اگر ما برای ان طرف کار بکنیم غصه ای نمی ماند ،تازه انهایی را که دوست

داریم می توانیم ببینیم منظورم معصومین سلام الله علیهما هستند.

خوب چه چیز از این بهتر.

ان چیزی که باعث وحشت ما است کمی زاد وتوشه واماده نبودنمان است .

خوب بیایید اماده بشویم ،بیایید پاک بشوبم  که مولی به ما افتخار بکند.

می شود سخت نیست وقتی مطمئن باشی ما راه دیگری نداریم و

مرگ ما را به ان نشئه منتقل می کند دیگر برای ابدیتمان کار می کنیم

نه برای این دوروزه مهمانی .

ای دوستان بیایید دلهایمان را یک سره به خدا بسپاریم وخدایی شویم

وما درحقیقت برای همین کار به زمین هبوط کرده ایم .

الحمدوالله رب العالمین

حمید