باران (شعرنو)
بسم الله الرحمن الرحیم
باران می باردعین یقین
برسرکاسه زمین
با صدا وتند
مشت می کوبدبرپیکر ش
گویی طلبکاری است مدام ازخونی !
***
ایینه ها از وحشت این دژم ابر تند خو
درپشت پرده سکوت جا خوش کرده اند
نمی شود ،
ارام نمی شود این باران مدام
عنقریب اثار خشمش نمایان شود درشهر
چشمهایی نگران
پشت پنجره ها
بر این باران
ودست به دعا
اه سیل امد
سیل امد
خشم باران شروع شد
زمین با تمام هیبتش تسلیم
وتمام ذخایرش برباد
وتمام داشته هاش براب
اری ستم بد است
ویاری ستمکار بدتر
الحمدوالله رب العا لمین
حمید
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۵ ساعت 3:45 توسط زائر
|
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت