من افق را دوست دارم .......(تقدیم به غریبه عزیز)
من افق رادوست دارم ،
هنگامی که سبزوخرم است ،هنگامی که درهم وبرهم است .
گویی ازانجا نقبی به اسمان است ،
یا نردبانی به کهکشان ،
یا جای تماس اسمان وزمین ،
نمی دانم چه برزخی است انجا ،
واین روح نا ارام من ،
چه می خواهدازانجا
وکوه
چقدرباشکوه
کوه نور
طور
وابابیل چه با معنی
وعرفات ومشعر ومنی
همه قدسی
همه الهام اور
درانور مدار استوا
خاموش ولم یزرع
چه باشکوهست ان کوه پهناور
وان مسجدخیف
وان جبل الرحمه
وان کهکشان راه شیری برسرم کشیده تا ان افق دور
راه مکه
سکوت ونیایش وتوسل
چادروهمسفران
همه غرق دعا
ومن همچنان نشسته
وناگهان عطری به فضا می پراکنند
وای اینجا که عطر حرام است
این بوی گل یاس ازکجاست ؟
همسفر،تو عطر زدی ؟
گفت نه ؟
وای خدای من ،
اری من اورا بوئیدم
در شب توسل
در عرفات
درمیان ان همه غوغا
تنها اورا
فقط بوئیدم فقط بوئیدم فقط بوئیدم !
وهنوزبعد از سالها
عطر گل یاسش
در ذهن ومغرم
گواراوسبز
به هیجانم می اورد.
یاداو
رمز ماندگاری
وعاشق شدن
وعاشق ماندن است .
والحمدوالله رب العالمین
حمید (به یاد غریبه عزیز )
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت