بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه که می شود دلم کمی شاد می شودنمی دانم چرا؟

ایا جمعه در راه است؟

و شاید بیاید؟

شاید.!

ولی ما واقعا منتظریم ؟

دل را خالی از اغیار کرده ایم ؟

مسلمان چند درصدی هستیم ؟

با خودمان رو راست باشیم ،حقیقتا چقدر تسلیم امر خدائیم ؟

من خودم هیچ .

شکسته نفسی نیست ،واقعا می گویم ،

ما در برابر کسی می ایستیم که اول واخر وباطن وظاهر

ما را می داند،پناه بر خدا !

چه بکنیم ؟

باید بگوییم ، یا ایها العزیز مسنا واهلنا الضروجئنا ببضاعته مزجته  فاوف لنا الکیل وتصدق

علینا* ان الله یجزی المتصدقین ۹۰یوسف

ای عزیز،رسید به ما وخاندان ما رنج و سرما یه ای نا چیز اورده ایم ،پس پر کن برای ما

پیمانه را وتصدق کن برما،که خدا پاداش دهد به تصدق کنندگان

برادران حضرت یوسف (ع َ) برای بار اخر ی که امدن برای خریدگندم دیگر سرمایه ای

برای خریدنداشتندونمی دانستند که این عزیز، برادرشان است ،این بودکه بدون

خجالت کشیدن هر انچه در سینه داشتن ریختن رو دایره ،گفتن وگفتن ،تا انجا که ،:

ای عزیز ما دیگه چیزی نداریم به ازای خرید گندم به تو بدهیم ولی تو برما رحم کن

وپیمانه را پرکن وبه ما صدقه بده .! اینها پسران پیغمبر بودن وکار به جایی رسید

که به صدقه خوردن افتاده بودن .حضرت یوسف (ع )نمی دانم به گریه افتادیا نه

ولی من به این ایه می رسم خیلی منقلب می شم چون ما هم یه یوسف داریم

اره  خوب حدث زدی یوسف گم گشته زهرا رو می گم وهمین صحبت رو ما با

این اقا داریم واقعا همینه دوستان .دست ما خالی خالیه ،سفر ابدیت در

پیش داریم ،اونی که تو باغه  میدونه من چی میگم ،دست ما خالیه مگر

اقا تصدق بکنه وپیمانه رو پر کنه وگرنه وای به حال ما.

یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور  

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل برسر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گرد روزی برمراد ما نرفت

عاقبت یکسان نباشد حال دوران غم مخور

(حافظ علیه الرحمته )

والحمدوالله رب العالمین

حمید