عبرت در افرینش حیوانات
| وَإِنَّ لَكُمْ فِى الْأَنْعَمِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِى بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَّبَناً خَالِصاً سَآئِغاً لِّلشَّرِبِينَ ۶۶نحل |
ترجمه :
و بىگمان براى شما در (آفرينش) چهارپايان عبرتى است، ما شما را از آنچه در درون آنهاست، از ميان غذاهاى هضم شده و خون، شير خالصى كه براى نوشندگان گوارا است سيراب مىكنيم.
نکته ها :
خداوند، نه تنها از لابلاى ابر آسمانها، آبى كه مايه حيات است نازل مىكند، بلكه از لابلاى درون حيوانات، شيرى كه مايه حيات است، خارج مىكند.
كلمهى «فرث» به غذاى هضم شدهى درون معده گفته مىشود و كلمهى «عبرة» به چيزى گفته
مىشود كه وسيلهى عبور از جهل به علم گردد.
با آنكه كلمهى «انعام» جمع است. ولى ضمير در «بطونه» مفرد است. زيرا مراد، هر واحدى از
چهارپايان است نه همهى آنها.
شير، يك غذاى كامل است كه هم به جاى آب است و هم به جاى غذا و تمام نيازهاى بدن را تأمين مىكند. در روايات مىخوانيم: شير، عقل را زياد، ذهن را صفا، چشم را روشنى، قلب را تقويت،
پشت را محكم، و فراموشى را كم مىكند.
چهارپايان، تنها وسيله تأمين نيازهاى مادى ما نيستند بلكه مىتوانند وسيلهى تكامل معنوى و رشد ايمانى ما باشند. راستى خدايى كه شير را از دل علف بيرون مىكشد، نمىتواند در قيامت،
انسان را از دل خاك بيرون كشد؟! خدايى كه شير خالص را از لابلاى خون و غذاى هضم شده،
استخراج مىكند، نمىتواند اعمال صالح را از ساير كارها جدا كند؟.
تبديل علف به شير، نياز به دستگاه پالايش، ميكروب زدايى، حذف مواد مضرّ، امكانات شيرين كننده،
گرم كننده، چرب كننده و رنگ كننده و لولهكشى در بدن چهارپايان دارد. چگونه است كه يك پالايشگاه نفت، مهندس لازم دارد، اما پالايشگاه شير، خالق نمىخواهد؟ «ان لكم فى الانعام لعبرة»
انسانهاى خالص، كسانى هستند، كه از لابلاى فراز و نشيبها و خطوط سياسى و
مسائل اجتماعى، و دوستان گوناگون، عبور كنند، امّا نه رنگ آنان را بپذيرند و نه بوى آنها را. «من بين فرث و دمٍ لبناً خالصاً»
شرط گوارايى نوشيدنىها، خالص بودن است. آرى، آبهاى آشاميدنى زمانى گوارا است كه
از هرگونه آلودگى خالص باشند. «خالصاً سائغاً للشاربين»
گوارا بودن، بايد براى همه مصرف كنندگان باشد، نه تنها انسانها، و لذا نفرموده: «سائغاً لكم» بلكه فرموده «سائغاً للشاربين». در دنياى متمدن امروز ديده و شنيده شد كه كشورهاى متمدن آنچه
را تاريخِ مصرفش گذشته است براى آوارگان و درماندگان ارسال مىكنند.
مصرف شير توسط انسان، نشاندهندهى آن است كه كسى كه حيوان را آفريد و شير را در درون آن ساخت، همان كسى است كه ما را آفريد و نيازهاى ما را مىدانست. «نسقيكم ممّا بطونه»
حضرت علىعليه السلام در نامه 25 نهجالبلاغه به مسئول جمعآورى زكات مىنويسد: وقتى براى جمعآورى زكات مىروى بايد اصولى را مراعات كنى، از جمله آنكه مقدارى شير در پستان حيوان باقى بگذارى تا نوزادان بىبهره نباشند. ميان حيوان و نوزادش جدايى نينداز و در مسير راه، به
حيواناتِ خسته استراحت بده و آنها را از خوردن آب و علف باز مدار.
كتك زدن به حيوان، شير دوشيدن با ناخن بلند، بهرهكشى بيش از حدّ از حيوان و هرگونه ظلمى به حيوان ممنوع است. در قرآن مىخوانيم: حضرت سليمان با آن همه عظمتش كه جنّ وانس تحت
فرمان او بودند، به حيوانات ملاطفت نموده ودست مباركش را به گردن وپاى آنها مىكشيد. «فطفق مسحاً بالسّوق و الاعناق»[515]
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت