نسیم شب قدر(ایت الله جوادی املی )بسیار مفید
|
گراميداشت شب قدر به اين است كه همان خاطره نزول قرآن تكرار شود. لذا با همان جلال و شكوه فرشتگاني كه بار اول قرآن را آورده بودند، از آسمان غيب تنزل مي كنند و بر ولي عصر نازل مي شوند. هنگام نزول قرآن، احياي خاطره هر ساله او هم گوشزد شد. هم با ماضي و هم با مضارع ياد شد. فرمود: نّا أنزلناه ف ي ليله القدر يعني اين كتاب را ما در شب قدر نازل كرده ايم، و هم در تجليل شب قدر اينچنين فرمود: و ما أدراك ما ليله القدر. ليله القدر خ ير م ن ألف شهر. تنزّل الملائ كه و الرّوح ف يها ب ذن ربّ ه م م ن كلّ امر. سلام ه ي حتّي مطلع الفجر... يعني اين قرآن كه در شب قدر نازل شد، با جلال و شكوه فرود آمد و به دستور خدا هر ساله آن جلال و شكوه تكرار مي شود. اينچنين نيست كه نّا أنزلناه ف ي ليله القدر و پايان پذيرفته باشد! بلكه اينطور است: تنزّل الملائ كه و الرّوح ف يها ب ذن ربّ ه م م ن كلّ امر. هر ساله ملائكه در خدمت روح همه حقايق قرآن را أعم از تفسير و تكوين پايين مي آورند. مرحوم كليني بابي در جامع كافي عقد كرد كه بعضي از امامان ما(ع) فرمودند: شما براي اثبات ادامه ولايت به سوره قدر استدلال كنيد. تقرير استدلال هم به اين بيان است؛ فرمود: به مخالفين بگوييد آيا نبي اكرم رحلت كرد، شب قدر هم از بين رفت، يا شب قدر هست؟ آنها ناچار مي گويند: شب قدر هست. يعني هر سال ماه مباركي دارد، و در هر ماه مباركي شب قدر هست. فرمود: از آنها بپرسيد: اين كه خدا فرمود: در شب قدر فرشته ها امور را نازل مي كنند، بر چه كسي نازل مي شوند؟ اگر مقدرات و حقايق را نازل كرده اند كه به همراه ببرند و به كسي ندهند، پس چرا آوردند؟ اگر بنا شد مقدرات و معارف را بر كسي عرضه كنند، او چه كسي است؟ او كه همه فرشتگان به اتفاق روح، همه امور را نازل مي كنند و بر او گزارش مي دهند، كيست؟ او ولي امر است. او امام آن زمان است. نشانه هاي شب قدر امشب احتمالا يكي از شب هايي است كه ليله قدر است لذا فرشتگان در خدمت روح همه امور را با سلامت به وجود مبارك ولي عصر عرضه مي كنند. بعد به اذن ولي عصر به مجالس مؤمنين سري مي زنند و به آنها سلام مي كنند. و فيضي كه به ولي عصر رسيد، به دستور آن حضرت به افراد مستعد مي رسانند. كساني كه ارتباط شان با ولي عصر برقرار است، نشانه هاي شب قدر را هم درك مي كنند. از ائمه(ع) سؤال كردند كه علامت شب قدر چيست؟ فرمود: آن نسيم ملايم كه به شما بوزد، معلوم مي شود شب قدر را درك كرده ايد. اگر زمستان باشد، احساس سرما نمي كنيد. و اگر تابستان گرم باشد، احساس گرما نمي كنيد. اگر يك همچنين حالي در شما پيدا شد، اين نسيم قدر است. علامت ديگر اينكه: اگر بوي خوبي به مشام شما رسيد، اين نشانه قدر است. گاهي يعقوبي مي خواهد كه بوي يوسف را از فاصله هشتاد فرسخ استشمام كند، بگويد: نّي لأج د ريح يوسف لولا أن تفنّدون(1). اما گاهي آن كسي كه پيرهن يوسف را در دست دارد، بوي يوسف را استشمام نمي كند! فلمّا فصلت الع ير(2)، همين كه قافله از مرز مصر حركت كرد، يعقوب فرمود: من بوي يوسف مي شنوم! ولايت عطري دارد، نبوت عطري دارد، يوسف هر عصر عطري دارد، شب قدر عطري دارد. اگر كسي شامه جانش باز شد، اين عطر را حس مي كند و اگر آن لامسه جانش باز باشد، اين نسيم خنك را حس مي كند. دو ركن دعا اما مطلب ديگر اينكه چون مهم ترين كار براي شب قدر دعاست و اين ايام و ليالي متعلق به علي بن ابيطالب، اميرالمؤمنين(ع) است، چه بهتر كه دعا را از زبان اين داعي بشنويم. اولا ادب دعا را اميرالمؤمنين(عليه السلام) به ما آموخت. فرمود: الدّاع ي ب لا عمل كالرّام ي ب لا وتر(3). فرمود: آنكه دعا مي كند و عمل ندارد، مثل تيراندازي است كه تير دارد، ولي وتر ندارد. (وتر) آن كمان منحني است كه جلوي اين تير تند تيز را مي گيرد و او را راهنمايي مي كند. فرمود: اگر كسي بي عمل دعا مي كند، مثل تيرانداز بي كمان است. بهترين عمل صفاي دل است. بهترين راه براي صفاي دل اين است كه هم در مسئله توحيد براي غير خدا راه باز نكنيم، هم در مسائل اجتماعي كينه احدي را در دل راه ندهيم. مطمئن باشيم اگر كسي اين دو ركن را فراهم كرد؛ يعني در كار خدا احدي را شريك قرار نداد، در مسائل اجتماعي كينه هيچ مسلماني را در دل نداشت، اين دو ركن را كه فراهم كرد، اين دعوت كننده، اين داعي يك تيرانداز ماهري است كه هم تير تيز دارد و هم كمان منحني. آنگاه خود حضرت كه واجد شرايط دعاست، نيايش هايي دارد كه در آن نيايش همت هاي بلند را تعليم مي دهد و براي همه مسلمانها مسئلت مي كند. شما دعاهاي حضرت را در نهج البلاغه كه تحليل مي كنيد، مي بينيد يا سعادت مي خواهد، يا شهادت مي خواهد، يا رفاقت با انبياء مي خواهد، يا كرامت مي خواهد، يا عافيت مي خواهد، يا سلامت مي خواهد، يا فتوت و رادمردي و مردانگي مي خواهد و يا عزت! ما يك قرآن به دست داريم و يك قرآن به سر كه هر دو جزء برنامه هاي ليالي قدر است و روايات اين دو برنامه هم جداي از هم است. و در هر دو برنامه مسئله نيايش و خواسته است. چه بخواهيم، آنچه كه الان عرض مي شود براي آن است كه هم در مراسم قرآن به دست، هم در مراسم قرآن به سر اين چيزي را كه امير به ما آموخت، اينها را بخواهيم. وقتي حضرت در مقام دعا و ثنا مي ايستاد، عرض مي كرد: خدايا! هذا مقام من افردك ب التّوحيد الّذ ي هو لك و لم ير مستح قّاً ل هذ ه المحام د و الممادح غ يرك. و ب ي ل يك فاقه لايجبر مسكنتها لا فضلك. فهب ل ي ر ضاك و أغن نا عن مدّ الأيد ي لي سواك. نّك علي كلّ ش يء قد ير(4). عرض كرد: خدايا! اين مقامي كه من ايستاده ام، مقام توحيد است. من به عنوان يك عبد موحد در پيشگاه مولاي واحد ايستاده ام. هيچ مدحي جز براي تو نيست. هيچ حمدي جز براي تو نيست. من يك نيازي دارم كمرشكن! و تو جابر عظم كسيري! هر شكسته اي را تو جبيره مي كني. يكي از دعاها و فرازهاي جوشن كبير و ادعيه ديگر در اين دعاها اين است كه: يا جاب ر العظم الكس ير(5). اي خدايي كه هر استخوان شكسته اي را تو شكسته بندي مي كني، جبيره مي كني، جبران مي كني. هر دل شكسته اي را او جبيره مي كند. حضرت عرض كرد: من يك درد كمرشكن دارم كه هيچ چيزي اين شكسته را جبران نمي كند، مگر كرامت تو. و آن اين است كه مرا به مقام رضا برساني. هرچه تو كردي، من خوشم بيايد. و دست ما را از درازشدن به سوي اين و آن كوتاه بكن! ما را به خودت نيازمند بكن! هب ل ي م ن ر ضاك، هب لنا م ن رضاك و اغن نا عن مدّ الأيد ي لي سواك. چيزي از غير تو طلب نكنيم. اين روح بلند است. آن هم فتوت و مردانگي است كه نسبت به كافران هم ما رادمرد باشيم. عافيت علوي... در مسائل خصوصي به خدا عرض مي كند: پروردگارا! همه نعمت ها را تو دادي. همه نعمت ها را هم ما بايد به تو تحويل بدهيم. جان دادي، بايد برگردانيم. چشم و گوش دادي، بايد برگردانيم. اعضاء و جوارح و جوانح دادي، بايد برگردانيم. حرفي در او نيست. ولي خدايا! ما را كريمانه زنده كن و ما را كريمانه بميران. خدايا! در هنگام استرداد اين وديعه ها اولين چيزي كه از ما مي گيري، جان ما باشد. اين طور نباشد كه ما ذليلانه بميريم. از نظر مسائل اقتصادي هم مي گويد: خدايا همه نعمت ها به دست توست، به جاي اينكه مع الواسطه به ما نعمتي بدهي، بي واسطه ما را تامين كن كه ما منت اين و آن نكشيم و نچشيم. اللّهمّ صن وجهي ب اليسار و لا تبذل جاه ي ب القتار فاسترزق طال بي رزق ك و استعط ف ش رار خلق ك وابتلي ب حمد من أعطاب ي و افتتن بذم من منعن ي و أنت من وراء ذلك كلّ ه ول يّ العطاء و المنع(6). خدايا! آبروي ما را با داشتن حفظ بكن! خدايا! آبروي ما را با فقر نريز! خدايا! آنچه را كه به ما مي رسد، از توست، بكوشيم كه بي واسطه از تو بگيريم، نه به وسيله اين و آن بگيريم، تا از اين و آن حق شناسي كنيم و كسي كه به ما چيزي نداد، گله كنيم. اين دعاها درس كرامت مي دهد. از نبي اكرم(ص) سؤال كردند: شما در شب قدر از خدا چه مي خواهيد؟ حالا كه با ما نگفتي شب قدر چه زماني است، ولي اين را بگو از خدا چه مي خواهي؟ شما در شب قدر چه مي خواهي؟ فرمود: «من اگر شب قدر را درك كنم، از خدا عافيت طلب مي كنم.» عافيت همان عافيت علوي است كه در نهج البلاغه آمده؛ هم عافيت دين، هم عافيت دنيا. هم عافيت بدن، هم عافيت جان و نظام. اينچنين نباشد كه امشب فقط براي خود دعا كنيم. آنها كه اين دعاها را به ما آموختند، براي همه خواستند... سخنراني در مراسم احياي ماه مبارك رمضان، مسجد أعظم قم (1) سوره يوسف. آيه49 (2) سوره يوسف. آيه49 (3) مستدرك الوسائل. جلد5. صفحه712 (4) نهج البلاغه. خطبه19 (5) مفاتيح الجنان. دعاي جوشن كبير (6) نهج البلاغه. خطبه 522 |
|
| منبع :روزنامه کیهان |
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر ۱۳۸۶ ساعت 11:53 توسط زائر
|
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت