مرا انچنان که هستم بشناس ساده وخاکی وبی نشان .
بسم الله الرحمن الرحیم
ومرا انچنان هستم بپذیر ای همسفرم
مانند یک برادر مهربان در یک نقطه سر سبز این عالم خاکی .
نشسته بر روزنی غریب وهماره چشم به راه که کی سپیده می اید.
مرا انچنان که هستم ببین ای همسفرم شرحه شرحه دل ومانده چشم به راه .
مرا انچنان که هستم بشناس ساده وخاکی وبی نشان .
مرا انچنان که هستم وجدان کن روسیاه وغرق گناه .
مرا انچنان که هستم به خاطر بسپار.
ان موقع که در یادم هستی بدان که من برایت ابر بهارانم .
واگر می دانستی محبت بی غشم را دلت چون بهاران همیشه سبز می شدو استوار.
واگر می دانستی تمنیات دلم را شاید از بین راه بر می گشتی
وهمسفر دیگری بر می گزیدی
که من خود غرق در حیرت وانانیت نفسم .
اگرمی دانستی محبوبهای دلم را شاید بر می گشتی سرد وغمگین
ونگاهی هم به پشت سرت نمی کردی .
وبا همه اینها اگر مرا قبول داری
مرا با خود ببر
در ملکوت خود ودر قصر زیبا وبا شکوهت در انور برزخ دنیا در مملکت سبز در سبز
مواج در فرشتگان پاکدامن
وسبزی مدام وبا طراوت
وبنشسته بر اریکه های قدسی وشناور در ابر خوشی
وبا نوشابه های بیغش ومصفا
وبا چلچراغهای شناور در اسمان وشعله ور با روغن درخت زیتون مبارک لا شرقیه ولا غربیه .
ودر هودجهای نور
ودر گذر از سرسراهای پله ای رفیع غرق در عشقه های پیچ در پیچ وسبز در سبز
ومرا با خود ببر
در نسیمی از مهربانی بهشتی در اغوش گرم محبتی الهی در انور حادثه مرگ
در عطشی برای یافتن ان مهربان یگانه صمد
ومرا با خود ببر دست در دستم وچشمانمان بر عرش خدای عالمیان
ودلهایمان اتش گرفته از رعشه عشقی عمیق وپاک والهی
ومرا با خود ببر وهماره نگاهدار ودر بیکسی ها مرا همراه ویاور با ش
ای از نسل اساطیری وپاک وخجسته
ای خواهرم
حمید
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت