انا لله وانا الیه الراجعون (منبع ادبیات روحانی )
بسم الله الرحمن الرحیم
و ای دریای ادمها
انجا کمی دورتر از من وتو برادرمان با غنچه های عزیزش در حال پر پر شدن است .
در ان کوچه ان ور دشت ،در کمین دیو فقر افتاده است .
وتقلایش همه توانش را گرفته است .
ولی او هنوز در حال مبارزه است .
وجز خدای مهربان کسی را ندارد،ومی دانم کس دیگری را ندارد.
وشما که مهربان وصبورید،مگذارید سیل فقر اورا ببرد ،وغنچه هایش پر پر شوند.
شما که مهربانید وپیرو پیامبران ،چرا دستانتان به جیبهایتان نمی رود،
وفکری برای محشرتان نمی کنید؟.
انجا در ان کوچه ان ور دشت ،مردی در کمین دیو فقر اخرین ناله ها را می کشد.
نازنینی از سربداران ورزمندگان با قلبی پر از ستاره ونور وبا دلی مملو از بوی تازه بهار نارنج
وبا چشمانی روشن تر از کهکشان وبا پیشانی به بلندی سپیدار
در مسلخ ربا خواران اخرین فریاد هارا می کشد!
وبر در هر مومنی می رود جز کلمه ای سرد نمی گویند،
اما او
می گوید:
من با شما اتمام حجت می کنم تا فردای قیامت نگویید به ما نگفتی !.
***
بر روی کیسه های زر می خوابی اما برادرت را دیو فقر در چنگال می فشارد
وصدای هل من ناصری حسینی او در باد زمان به یغما می رود
واما تو تسبیح به دست یا بر سر حجره می روی یا به قصر شرکتت
ویا بر اسب اهنین تازه مدل اجنبی تبار سوار می شوی
انگار نه انگار
که برادرت را دیو فقر دارد می کشد.
***
ومن جز دعای شبانه وغصه های روزانه وافکاری در پی نجات او
واشکها یی که هم اینک بر صورتم روان است ،
ندارم چیزی که تقدیمش کنم
هر چند خدای مهربان با تمام فرشتگانش ما را می نگرند
وشکمهایمان پر از خوراکی
واما دلهایمان خالی از عطوفت
وروحهایمان غرق در ظلمت
واین شایسته فرزند
ادم نیست !
واین مرام هیچ مرد وپهلوانی نیست .
واین در سرشت هیچ بنده مومنی نیست .
واین در قاموس هیچ یک از موالیان مولی نیست .
واین در کتاب انتظار هیچ منتظری نیست .
واین در فطرت هیچ مسلمانی نیست ،
که فقط نظاره گر سوختن برادر مومنی باشد
وانگاه
شانه ها بالا انداخته
وبه راحت بگذرد!
انا لله وانا الیه الراجعون
حمید
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت