بسم الله الرحمن الرحیم وصل الله علی محمد وال الطاهرین وعجل فرج ال محمد

نويسنده:على ابوالحسنى

تشيع؛ دين آينده‏ى جهان

خبرگزاري فارس:دين اسلام عملا در طول تاريخ به مذاهب گوناگون بلكه متضادى تقسيم شده و پيروان هر يك از اين مذاهب تنها خود را بر حق مى‏دانند، و از ميان اين همه مذاهب و فرق متضاد، تنها يكيشان مصداق اسلام واقعى و دين مورد رضايت الهى بوده و بقيه بر باطلند براستى كدام يك از مذاهب موجود اسلامى، همان دين مورد رضايت الهى بوده و در نتيجه، طبق وعده‏ى حتمى الهى، در آينده بر تمامى جهان سيطره خواهد يافت؟

تقديم به : وديعه‏ى يزدان، موعود اديان و منجى انسان; شخصيتى كه چون بيايد ، بهار به پيشوازش مى‏رود، عدل بر ركابش بوسه مى‏زند و جهان يكسره كه به صلاحديد حق، رخ در نقاب غيبت دارد، به صلاح و فلاح مى‏گرود ، و هم اينك نيز بارش آسمان و رويش زمين از يمن وجود اوست. يعنى حضرت ولى عصر حجة بن الحسن العسكرى‏عجل الله تعالى فرجه الشريف; سليمان به حقى كه اهرمن را تا روز رستخيز، توان ربودن خاتم از انگشت وى نيست، جعلنا الله من انصاره و اشياعه والذابين عنه(1) .
«هو الذي ارسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون‏» .
او (خداوند) كسى است كه رسول خويش را با هدايت (دلايل روشنگر) و دين حق (درست و استوار) فرو فرستاد تا اين دين را بر تمامى اديان پيروز گرداند، هر چند كه مشركان (بت‏پرستان ، يهود، و مسيحيت) نخواهند.

نويد فوق، مربوط به سوره‏ى توبه، آيه‏ى 33 است . در آيات قبل (توبه: 27-32) نخست فرمان داده مى‏شود كه بايستى بت‏پرستان فتنه‏جو و آتش افروز حجاز به عنوان عناصرى پليد از حريم كعبه طرد شوند. سپس به دو گروه مشرك اشاره مى‏شود: يهود و مسيحيت، كه برخلاف تعاليم انبيا به خداى يكتا شرك مى‏ورزند، پيامبران الهى را فرزند خدا مى‏انگارند و خاخامها و راهبان را رب و اله خويش مى‏گيرند در حالى‏كه امر شده‏اند جز خداى يگانه، معبودى را نپرستند و مع الاسف مى‏كوشند نور الهى (اسلام) را نيز خاموش سازند، حال آن كه اراده‏ى قطعى خداى متعال بر اين تعلق گرفته است كه نور خويش را كامل سازد.

آنگاه در ادامه، با لحنى صريح و قاطع، مى‏فرمايد: «هو الذي ارسل رسوله بالهدى...» .

آيه‏ى مزبور «هو الذى...» با حواشى‏يى از همين دست، در سوره‏ى صف، آيه‏ى 9 و همچنين با اندكى اختلاف در سوره‏ى فتح، آيه‏ى 28 نيز تكرار شده است.

از اين آيه، كه 3 بار در قرآن تكرار شده، به روشنى بر مى‏آيد كه دين اسلام، بنا به خواست قاطع الهى، سرانجام بر تمام اديان غلبه و استعلا خواهد يافت و مخالفان و منكران اين دين كه تابش آفتاب آن را بر جهان بر نمى‏تابند همگى منكوب خواهند شد.

واژه‏ى كليدى در آيه‏ى فوق، «ليظهره على الدين كله‏» است كه ضمير در «ليظهره‏» (بنا به قاعده‏ى ادبى «الاقرب يمنع الابعد» به «دين الحق‏» بر مى‏گردد; چنان كه سنخيت «غالب‏» و «مغلوب‏» نيز مقتضى غلبه‏ى «دين‏» بر «اديان‏» است (نه فى‏المثل، غلبه‏ى «شخص‏» بر «اديان‏») . بنابر اين، معناى «ليظهره على الدين كله‏» آن است كه اسلام، سرانجام بر تمامى اديان غلبه و تفوق خواهد يافت.

«ليظهره‏» ، از ماده‏ى (ظ.ه.ر) مى‏باشد كه در اصل لغت، به معنى «قوه‏» و «بروز» است. ظهور، به معنى انكشاف و بروز و نيز قدرت و استيلاست (مقائيس اللغة) و وقتى كه با حرف اضافه‏ى «على‏» همراه مى‏شود معناى چيرگى و استعلا مى‏دهد. «ظهور على فلان‏» به معنى غلبه بر آن شخص بوده و «اظهره الله على عدوه‏» به اين معنى است كه خداوند وى را بر دشمنش پيروز ساخت (مختار الصحاح) . چنان كه «ظهور على الحائط‏» نيز به معنى بالا رفتن از ديوار و اشراف بر آن است (مصباح المنير) .

گذشته از فرهنگ لغات، در قرآن كريم نيز ماده‏ى ظهور و اظهار، خصوصا آنجا كه با حرف «على‏» همراه است، نوعا به معنى آشكار شدن چيزى از موضع قدرت، و به ديگر تعبير، غلبه‏ى آشكار و چشمگير بر چيزى است; آن گونه غلبه و چيرگى كه در و ديوار، آينه سان، حاكى از آن است. بنگريد:

«حتى جاء الحق و ظهر امر الله و هم كارهون‏» (توبه: 48)

«ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت ايدى الناس‏» (روم: 41)

از قول مؤمن آل فرعون به فرعونيان :

«يا قوم لكم الملك اليوم ظاهرين فى الارض فمن ينصرنا من باس الله ان جاءنا» (غافر: 29)

«يا ايها الذين آمنوا كونوا انصار الله كما قال عيسى بن مريم للحواريين من انصارى الى الله قال الحواريون نحن انصار الله فآمنت طائفة من بنى اسرائيل و كفرت طائفة فايدنا الذين آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرين‏» (صف: 14) .

در اين آيات نيز «ظهور + على‏» به معنى «غلبه و دست‏يافتن بر حريف‏» استعمال شده است:

«كيف و ان يظهروا عليكم لا يرقبوا فيكم الا و لا ذمة‏» (توبه: 8)

«انهم ان يظهروا عليكم يرجموكم او يعيدوكم فى ملتهم‏» (كهف: 20)

از تامل در شواهد لغوى و قرآنى واژه‏هاى ظهور و اظهار (آنجا كه با حرف «على‏» همراهند) برمى‏آيد كه آيه‏ى 33 توبه:

«هو الذي ارسل رسوله... ليظهره على الدين كله‏»

نويد بخش پيروزى و سيطره‏ى چشمگير و تمام عيار اسلام در آينده بر تمامى اديان است; آينده‏اى كه هنوز نيامده و طبق روايات بسيار كه از طريق شيعه و سنى نقل شده، به دست‏بزرگمردى از تبار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يعنى حجة بن الحسن العسكرى عجل الله تعالى فرجه الشريف تحقق خواهد يافت.

آيه‏ى 55 سوره‏ى نور، ضمن تاكيد بر اين پيروزى، ابعاد مختلف و هدف غايى از آن را به گونه‏اى روشنتر و مفصلتر بيان مى‏دارد:

2 - «وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوننى لا يشركون بى شيئا...» (نور: 55) .

خداوند به مؤمنان شايسته كردار از شمايان، وعده داده است كه [1.] قطعا آنان را وارث و جانشين مكنتها و قدرتهاى جهان قرار خواهد داد و [2.] دينشان را كه خود براى آنان پسنديده است (بر جهان) قادر و مسلط خواهد گرداند و [3.] قطعا خوف و ترسشان را بدل به امنيت و آرامش خواهد ساخت، تا بدون هيچ‏گونه شركى، فقط و فقط او را پرستش كنند....

در اين آيه نيز واژه‏ى كليدى ديگرى وجود دارد كه دقيقا هم مضمون ومؤيد «ليظهره على‏الدين كله‏» در آيه‏ى 33 توبه است، و آن : «ليمكنن لهم دينهم...» مى‏باشد.

«ليمكنن‏» از ماده‏ى تمكين به معنى پا برجا ساختن و قادر و توانا گردانيدن است (لسان العرب و تاج العروس) . خداى متعال در دومين بند از وعده‏هاى سه‏گانه‏ى خويش به مؤمنان شايسته كردار، تصريح مى‏كند كه دين مورد رضايت‏خويش را كه پيروى از آن را براى آنان پسنديده است قطعا در آخر الزمان برجهان سيطره خواهد بخشيد.

يك سؤال اساسى پيداست دينى كه نازل كننده‏ى قرآن، وعده‏ى پيروزى قاطع آن را در آينده مى‏دهد، دينى جز دين اسلام نيست. اما سؤالى كه در اينجا مطرح مى‏شود آن است كه: با توجه به اين كه دين اسلام عملا در طول تاريخ به مذاهب گوناگون بلكه متضادى تقسيم شده و پيروان هر يك از اين مذاهب تنها خود را بر حق مى‏دانند، و منطقا نيز بايد گفت كه از ميان اين همه مذاهب و فرق متضاد، تنها يكيشان مصداق اسلام واقعى و دين مورد رضايت الهى بوده و بقيه بر باطلند براستى كدام يك از مذاهب موجود اسلامى، همان دين مورد رضايت الهى بوده و در نتيجه، طبق وعده‏ى حتمى الهى، در آينده بر تمامى جهان سيطره خواهد يافت؟

در پاسخ بايد گفت: همه‏ى مذاهب و فرق اسلامى، با دلايلى كه مى‏آورند، طبعا خود را يگانه دين بر حق ، يا به ديگر تعبير، اسلام حقيقى و راستين مى‏انگارند و اگر قرار بر پذيرفتن ادعا بدون سنجش و محك صحت آن باشد بايستى همه‏ى اين فرق و مذاهب را (با وجود تضادهايى كه در «تفسير» اصول مشترك و «تفصيل‏» فروع مختلف دارند) داراى انديشه‏ى درست و عمل صالح انگاشت! و حتى تكفير و تفسيقهاى آنان از يكديگر را نيز، از باب جمع ضدين يا متناقضين! شاهد وحدت و همدليشان پنداشت! كه بيگمان اين گونه داورى كارى خطا و ناصواب است.
زيرا حقيقت، در هر جا، يك چيز بيش نيست (فى‏المثل، ذات بارى‏تعالى، به چشم سر، يا قابل رؤيت است و يا نيست، و نمى‏شود كه هم سخن قايلان به امكان رؤيت‏خداوند با چشم سر درست‏باشد و هم سخن منكران رؤيت!) و از مجموعه‏ى بى‏نهايت‏خطوطى كه دو نقطه را به هم متصل مى‏سازند، تنها و تنها يك خط، مى‏تواند مستقيم باشد و اسلام راستين نيز (كه همان دين مورد رضايت الهى است) صراط مستقيمى است كه از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است، نه پهنه‏ى درندشت و بى‏در و دروازه‏اى كه صدها راه و بيراهه، راست و كج، و ضد و نقيض، در آن مى‏لولند...!

پس صرف نظر از ادعاى هر گروه مبنى بر حق بودن خويش، بايد ديد كه قرآن كتاب آسمانى دين اسلام كه همه‏ى مسلمانان به آن احترام مى‏گذارند و آن را حجت قول و فعل خويش مى‏شمرند خود كدام يك از اين مذاهب و فرق را مصداق «دين مورد رضايت الهى‏» شناخته و به عنوان «دين حق‏» بر آن صحه مى‏گذارد؟

خوشبختانه آيه‏ى 3 سوره‏ى مائده، به اين سؤال اساسى پاسخى روشنگر مى‏دهد:

3 - «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا» (مائده: 3) .

امروز دينتان را براى شما كامل كردم و نعمت (هدايت) ام را بر شما تمام ساختم و راضى شدم كه اين اسلام (كامل شده) دين شما باشد.

اليوم (امروز)، اشاره به روز خاصى دارد كه در آن، دين اسلام كامل شده و خداى متعال پسنديده است كه اين دين تكميل يافته، آيين جاويد مسلمانان باشد.

به راستى در اين روز خاص، چه حادثه‏اى رخ داده و چه حكمى از سوى پروردگار ابلاغ شده كه با ابلاغ آن، دين اسلام و نعمت هدايت الهى كامل گشته است؟

با شناخت اين روز خاص، طبعا هم حادثه و حكم مزبور را كه مايه‏ى تكميل رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شده خواهيم شناخت و هم ويژگى خاص «دين مرضى الهى‏» را . اليوم، كليد شناسايى «دين پسنديده‏ى الهى‏» و از آن طريق، كليد شناسايى مذهبى است كه طبق آيات 33 توبه و 55 نور، در آينده بر جهان سيطره خواهد يافت. پس بايد ديد كه اين «اليوم‏» چه روزى بوده و در آن چه حادثه‏اى رخ داده است؟

شيعيان عموما معتقدند كه آيه‏ى «اليوم اكملت لكم...» در روز 18 ذى‏حجه‏ى سال 10 هجرى (مشهور به روز غدير) و به مناسبت اعلام ولايت و سرورى على بن ابى‏طالب عليمها السلام از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در غدير خم نازل شده است. علاوه بر شيعيان، جمعى كثير از محدثان و مورخان بزرگ اهل سنت نيز (كه ذيلا به اسامى برخى از آنان اشاره مى‏شود) در آثار خويش به احاديثى دال بر اين امر اشاره كرده‏اند:

1 . حافظ ابو جعفر محمد بن جرير طبرى (متوفى 310ق) در كتاب الولاية فى طرق حديث الغدير، به نقل از زيد بن ارقم.
2 . حافظ ابو بكر بن مردويه اصفهانى (م‏410) به نقل از ابو سعيد خدرى. (1)
3 . حافظ ابو نعيم اصفهانى (م‏430) در كتاب ما نزل من القرآن فى على، به نقل از ابوسعيد خدرى.
4 . حافظ ابو بكر خطيب بغدادى (م 463) در تاريخش، به نقل از ابوهريره.
5 . حافظ ابو سعيد سجستانى (م‏477) دركتاب الولاية، به نقل از ابو سعيد خدرى.
6 . ابو الحسن ابن مغازلى شافعى (م‏483) در كتاب مناقب، به نقل از ابو هريره.
7 . حافظ ابو القاسم حسكانى، به نقل از ابوسعيد خدرى.
8 . خطيب خوارزمى (م 568) در كتاب مناقب، به نقل از ابوسعيد خدرى.
9 . حافظ ابن عساكر شافعى دمشقى (م‏571) به نقل از ابن مردويه.
10 . ابو الفتح نطنزى در كتاب الخصائص العلوية، به نقل از ابو سعيد خدرى و جابر بن عبد الله انصارى.
11 . سبط ابن جوزى حنفى بغدادى (م 654) در تذكرة الخواص، به نقل از ابو هريره.
12 . شيخ الاسلام حموينى (م 722) در فرائد السمطين، به نقل از ابو سعيد خدرى.
13 . عمادالدين ابن كثير دمشقى شافعى (م 774) در تاريخ خويش، به نقل از ابوهريره.
14 . جلال الدين سيوطى شافعى (م‏911) در الدر المنثور، به نقل از ابن مردويه، و نيز در الاتقان، در بخش آيات سفريه‏ى قرآن، ذيل :

«اليوم اكملت لكم‏»

به نقل از عمر و با تصريح به صحت و اعتبار سند روايت. (2)

نمونه وار، به نقل طبرى وحسكانى در اين زمينه اشاره مى‏كنيم. طبرى در كتاب الولاية فى طرق حديث الغدير، به طور مستند از زيد بن ارقم نقل مى‏كند كه گفت: زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در بازگشت از حجة الوداع به غدير خم رسيد، توقف فرمود و نداى نماز جماعت در داد. پس ما اجتماع كرديم وحضرت خطبه‏اى بليغ ايراد نمود و سپس گفت:
خداى متعال اين آيه را بر من فرو فرستاده است كه«بلغ ما انزل اليك من ربك...» (مائده: 67)
و همانا جبرئيل از ناحيه‏ى پروردگار به من فرمان داده كه در اين محل توقف كنم و به هر مسلمان سفيد و سياهى اعلام كنم كه على‏بن ابى‏طالب برادر، وصى، خليفه، و امام بعد از من بر مسلمانان است....
هان اى مردم، بدانيد كه خداوند على را ولى و امام شما قرار داده و اطاعت از وى را بر همگان واجب ساخته است...بشنويد و اطاعت كنيد. خداوند مولاى شما و على امام شماست و پس از وى نيز تا روز قيامت‏سلسله‏ى امامت در فرزندان من از صلب على استمرار خواهد داشت... هر كس كه من مولاى اويم اين على نيز مولاى اوست و امارت بر مؤمنان پس از من بر كسى (جز او) روا نيست....
طبرى سپس مى‏افزايد: در روايت ديگر آمده است كه رسول خدا فرمود: بار پروردگارا، دوست‏بدار هر كه وى را دوست مى‏دارد و دشمن بدار هر كه را با وى دشمنى مى‏كند... پروردگارا، هنگامى كه اين حقيقت درباره‏ى على بيان گشت آيه‏ى «اليوم اكملت لكم دينكم‏» را نازل فرمودى....
حافظ ابو القاسم حسكانى، نيز، به سند متصل، از ابو سعيد خدرى نقل كرده است كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم زمانى كه آيه‏ى«اليوم اكملت لكم دينكم‏»
نازل شد فرمود: الله اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت پروردگار به رسالت من و ولايت على بن ابى‏طالب پس از من.... (3)

4 - از ملاحظه‏ى مجموع روايات فوق، كه پاره‏اى از آنها از حيث‏سلسله سند در كمال اتقان و اعتبارند (4) ، بر مى‏آيد كه آيه‏ى 3 مائده:
«اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا»

در روز غدير و به مناسبت اعلام «ولايت و امارت على بن ابى‏طالب بر كافه‏ى مسلمانان پس از پيامبر» نازل شده است. بنابراين، اسلام، با ابلاغ ولايت و خلافت‏بلا فصل على عليه السلام كامل شده و دينى را كه خداوند آن را براى مسلمانان برگزيده و در آخر الزمان نيز (به صريح آيه‏ى 55 نور) همان را بر جهان چيره خواهد ساخت، همين دين كامل شده به ولايت آن حضرت است.
با توجه به آنچه گفته شد و نيز با توجه به اين كه در آيات توبه: 33، صف: 9 و فتح: 28، بر دينى كه در پايان جهان بر جميع اديان چيره خواهد شد اطلاق «دين الحق‏» شده معلوم مى‏گردد يگانه مذهبى كه از ميان مذاهب گوناگون اسلامى، شايسته‏ى احراز عنوان «دين مورد پسند الهى‏» (مائده: 3) و «دين حق‏» (توبه: 33) بوده و آينده‏ى جهان بدون ترديد قلمرو تابش اوست، دين معتقد به «خلافت‏بلا فصل على بن ابى‏طالب و آل او عليهم السلام‏» يعنى اسلام تشيع است. و اين همان حقيقتى است كه در احاديث معتبر ديگر نيز توسط شيعه و سنى، با تعابير والفاظ ديگر، از زبان پيامبر تكرار و تاييد شده است، نظير حديث‏سفينه و حديث ثقلين:
«مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلف عنها غرق».
«انى تارك فيكم الثقلين : كتاب‏الله و عترتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض» .

پى‏نوشت‏ها:
1 . ر.ك، تفسير ابن كثير: 2/14: الدر المنثور، سيوطى: 2/259: الاتقان، سيوطى، (طبع 1360ق) : 1/31; و نيز ر.ك، مفتاح النجاى ميرزا محمد بدخشى و الفرقة الناجيه‏ى قطيفى.
2 . ر.ك، الغدير، علامه امينى (چاپ پنجم، دار الكتب العربى، بيروت‏1403ق) 1/230 236.
3 . براى مطالعه‏ى متن كامل حديث طبرى و حسكانى، ر.ك، همان: 1/214 216 و 218 219.

4 . همان: 1/236 237.

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

والحمدوالله رب العالمین

حمید