رندی ٬ از کوی خرابات صدایی زد و رفت×××× رو به صحرای جنون ٬ قبله نمایی زد و رفت
بسم الله الرحمن الرحیم وصل الله علی محمد وال الطاهرین وعجل فرج ال محمد
رندی ٬ از کوی خرابات صدایی زد و رفت رو به صحرای جنون ٬ قبله نمایی زد و رفت
گفت ای خلوتیان پا به رکاب اندازید چاوش عشق سحرگاه صلایی زد و رفت
چند از قافله پرسید ٬ ره معشوق کجاست ؟ باید ای سوخته دلان ٬ دل به هوایی زد و رفت
سِـرّ خلقت به سرانگشت خرد ٬ فاش نشد ! ! عقل سرگشته ٬ فقط چون و چرایی زدورفت
بود بر منبر ایام بسی پله نشین هر یکی ٬ یک دو سه روزی ٬ من و مایی زد و رفت
بازکن پنجره ی بسته روحم ٬ ای عشق که از آن جای توان ٬ بال به جایی زد و رفت
ای خوش آن دست ٬ که با وعده ی حبل اللهی
چنگ در تفرقه زلف دوتایی زد و رفت
ارسالی از دوستی گرامی (منتظر)
والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته
والحمدوالله رب العالمین
حمید
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت