گوشمالی شیطان (سیاسی )
|
بسم الله الرحمن الرحیم وصل الله علی محمد وال الطاهرین وعجل فرج ال محمد
گوشمالي شيطان(يادداشت روز) منبع کیهان داستان دستگيري نظاميان انگليسي و بعد عفو آنها اكنون ديگر پايان يافته محسوب مي شود. در مدتي كه ايران درگير اين ماجرا بود بسياري از رسانه ها در داخل و خارج، هوشمندي و تدبير فوق العاده ايران در مديريت اين حادثه را ستودند؛ تحسين هايي كه هنوز هم با الفاظي عجيب و غريب ادامه دارد. با اين حال، مانند بسياري حوادث ديگر، در اين مورد هم برخي رسانه هاي داخلي كه هنوز بر ما معلوم نشده بالاخره كدام طرفي هستند، تلاش كردند با آسمان و ريسمان كردن و به هم بافتن تحليل هاي بي سروته و خنده دار، عملكرد نظام جمهوري اسلامي در اين ماجرا را ضعيف و مخدوش جلوه دهند. اين يادداشت تلاش مي كند اكنون كه كمي از حادثه فاصله گرفته ايم نقاط برجسته آن را يك بار ديگر و با استفاده از برخي اطلاعات خاص مرور كند و استدلال كند كه ايران در هر چهار مرحله «دستگيري»، «نگهداري»، «آزادي» و «پس از آزادي» نظاميان بسيار ماهرانه عمل كرد. گمان انگليسي ها در ابتداي كار شايد اين بود كه به دليل تراكم شديد نيروهاي نظامي آمريكا در خليج فارس، ايران براي اجتناب از يك برخورد تصادفي هم كه شده تجاوز چند سرباز انگليسي به آب هاي خود را زيرسبيلي رد خواهد كرد و به اين ترتيب اشغالگران عراق در سايه امن ناوهاي غول پيكر خود خواهند توانست لب مرزهاي ايران و بلكه اندكي داخل آن جولان بدهند بي آنكه ايران جرئت واكنش داشته باشد. در واقع مي شود گفت با اين پيش فرض كه ايران ترسيده است مي خواستند ما را تست كنند. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد اين بود كه تنها يك نظامي ايراني كه به طور معمول و بدون آمادگي قبلي همراه تيم خود مشغول گشت زني در اروند بود، توانست 15انگليسي را غافلگير و دستگير كند. آشنايان با وضعيت منطقه اروند مي دانند كه در اين منطقه به دليل كم بودن عرض رودخانه و ابهام در محل خط تالوگ چندان غيرمعمول نيست كه شناورهاي دو طرف به اشتباه وارد آب هاي يكديگر شوند. پيش از اين هم انگليسي ها وارد آب هاي ايران شده بودند و ما فقط يك بار به اين نتيجه رسيديم كه بايد با آنها برخورد كنيم. در آن مورد كه به دستگيري 4نظامي انگليسي انجاميد البته ايران كاملا درست محاسبه كرده بود. قايق انگليسي ها پر بود از دستگاه هاي شنود و لوازم جاسوسي و كاملا پيدا بود كه هدف آنها از ورود به آب هاي ايران جمع آوري اطلاعات بوده است. در بقيه موارد- كه البته تعداد آنها خيلي زياد نيست- تشخيص نيروهاي نظامي ايران اين بود كه ضرورتي به برخورد نيست و گشتي هاي خارجي هم البته خيلي زود آب هاي ايران را ترك كردند. در اين مورد آخري اما، ايران با وجود آنكه مي دانست قايق انگليسي حامل سربازان عادي و نظامي هاي دون پايه است تصميم به برخورد گرفت تا اين توهم را از ذهن غربي ها بزدايد كه تجميع نيروها در خليج فارس تاثيري در اراده ايران گذاشته يا آن را در پاسداري از حريمش محافظه كار كرده است. اما درباره مرحله «نگهداري» مهم ترين نكته اين است كه ايران يك بار ديگر (همانند استراتژي اي كه براي مديريت پرونده هسته اي خود برگزيده است) نشان داد رفتارش تابع تهديد نيست و اگر بنا باشد تغيير كند با روشي به جز تهديد تغيير خواهد كرد. در هفته اول انگليسي ها با توپ پر وارد صحنه شدند. انگليس موضوع را به شوراي امنيت سازمان ملل كشاند (لابد با اين هدف كه قطعنامه ديگري عليه ايران بگيرد و بر اسناد حقوقي برهم انباشته در شوراي امنيت عليه ايران برگي ديگر بيفزايد)، علاوه بر آن اعلام كرد كليه روابط اقتصادي خود با ايران را به حال تعليق درمي آورد و واسطه هايي از اينجا و آنجا را هم مامور كرد تا براي تهران پيام تهديد بياورند. ايران خونسردي خود را در مقابل اين فضاسازي به طور كامل حفظ كرد و اعلام كرد تا انگلستان به طور رسمي اشتباه خود را نپذيرد، عذرخواهي نكند و تضمين ندهد كه ديگر از اين شكرها نخواهد خورد، انتظار هيچ تغييري در وضعيت نظامي هاي خود نبايد داشته باشد. ايران حتي آزادي نظامي زن انگليسي را هم كه در آستانه عفو بود به دليل لحن متكبرانه انگليسي ها منتفي كرد. از آن طرف انگليس در شوراي امنيت با يك شوك كامل روبه رو شد. برخلاف آنچه توقع داشت، شوراي امنيت هيچ علاقه اي به يك «تحرك فوق العاده» در اين مورد از خود نشان نداد و حتي آمريكايي ها هم خود را كنار كشيدند. نتيجه اين شد كه شوراي امنيت بيانيه اي آبكي صادر كرد و در آن از ايران خواست كوتاه بيايد و اين قدر بريتانياي كبير را زجر ندهد. با وجود همه تلاشي كه انگليسي ها كردند بيانيه حتي از ايران نخواست كه نظاميان انگليسي را «فورا» آزاد كند. انگليسي ها دست از پا درازتر، روي از نيويورك برگرداندند و دانستند كه دواي درد خود را فقط در تهران بايد بجويند. از اين مرحله به بعد بود كه تلاش انگليس براي تماس مستقيم با تهران آغاز شد. در آغاز هفته دوم دستگيري نظامي ها، مارگارت بكت وزير خارجه انگليس براي نخستين بار با همتاي ايراني خود تماس گرفت و گفت كه آماده شنيدن شرط و شروط ايران است. (تا پيش از آن فقط سفير انگليس در ايران پيگير كارها بود.) علاوه بر آن به درخواست انگليس مذاكراتي هم ميان دو طرف آغاز شد و انگليس ابراز تمايل كرد بداند نقشه راه ايران براي خاتمه اين بحران چيست. انگليسي ها الگوي رفتار خود را از تهديد به مذاكره تغيير داده بودند و تا همين جا هم دستاورد كمي نبود. اما درباره مرحله «آزادي» ايران تجربه بسيار موفقي را پشت سر گذاشت. از همان روز نخست پيدا بود كه نظامي هاي دستگيرشده ارزش اطلاعاتي چنداني ندارند و ماموريت مهمي هم نداشته اند. اين نظامي ها هنگام ورود به آب هاي ايران سوار بر يك قايق بادي بودند تجهيزات مهمي هم به همراه نداشتند. بعلاوه، از خلال برخي تحليل ها در غرب به خوبي مي شد ديد كه خصوصا آمريكايي ها بدشان نمي آيد با كش دادن موضوع، ايران را ماه ها مشغول و گرفتار يك موضوع فرعي بكنند تا از تحولات مهمي كه در خاورميانه در حال وقوع است غافل بماند. به اين ترتيب فضا بايد به گونه اي مديريت مي شد كه هم قصه زياد طولاني نشود و هم نهايتا با «معامله اي سودمند» پايان بپذيرد. اين دقيقا همان اتفاقي است كه رخ داد. انگليسي ها براي نخستين بار در طول تاريخشان نامه اي رسمي به ايران نوشتند و در آن علاوه بر پذيرش خطاي نظاميان خود، از دولت ايران عذرخواهي كردند و تضمين دادند كه ديگر چنين خبطي مرتكب نخواهند شد. اين نامه به عنوان يك سند رسمي در سازمان ملل ثبت شده است، اگرچه اين گلايه از وزارت خارجه همچنان به قوت خود باقي است كه چرا متن آن را براي اطلاع ملت ايران منتشر نمي كند. مهم تر از اين، فشار به انگليسي ها بي آنكه ايران تقاضايي داشته باشد، به آزادي جلال شرفي ديپلمات ارشد و دبير دوم سفارت ايران در بغداد انجاميد. وقتي شرفي در ماه فوريه گذشته وسط شهر بغداد ربوده شد هيچ كس مسئوليت ربودن او را نپذيرفت، نه دولت عراق و نه اشغالگران. همه گفتند اين يك عمليات تروريستي بوده و نيروهاي رسمي بي تقصيرند. با اين وجود معلوم نيست چه نسبتي ميان اشغالگران و تروريست ها هست كه ما پاسخ فشار به انگليس را از به اصطلاح تروريست ها گرفتيم! جلال شرفي در حالي كه هنوز نظاميان انگليسي آزاد نشده بودند به تهران بازگشت. شرفي يك عنصر كليدي در سفارت ايران در بغداد بود و براي آزادي اين «ژنرال»، رها كردن 15 «سرباز» بي نوا بهاي زيادي نيست. «پس از آزادي» هم ايران، از آنجا كه هنوز دست خود را پر و بسياري كارت هاي خود را رو نشده مي ديد، توانست مسخره بازي هاي بعدي دولت بلر را به خوبي مهار كند. نظاميان انگليسي پس از ورود به خاك خود، اجازه اي از وزارت دفاع دريافت كردند كه خاطرات خود را از ايام بازداشت در ايران به رسانه ها بفروشند. آنها هم سرخوش از اينكه امكان چنين كار و كاسبي برايشان مهيا شده عنان ذهن خويش رها كردند و تخيلات خود را كرور كرور به رسانه هاي غربي فروختند. اندكي كه گذشت و تناقض گويي ها از حد فراتر رفت، تقريبا همه فهميدند كه اين روند دروغ فروشي ديگر نمي تواند ادامه پيدا كند. از اين سو ايران، انگليسي ها را مطلع كرد كه اگر همچنان بخواهند به اين كسب و كار ادامه بدهند آن صحنه اي را كه نظاميان انگليسي درست در لحظه دستگيرشدن با اشك جاري در حال التماس به مامور ايراني هستند از تلويزيون نمايش خواهد داد تا سيه روي شود... با همين يك تشر مختصر خيمه شب بازي خاطره بافي هم تعطيل شد و كار به فرجام آمد. مجموعه اين ماجرا بهتر از هر زمان ديگر به غربي هاي طمع كرده در منافع و تماميت ايران نشان داد كه ارعاب ايران به اين سادگي ها نيست و اعتماد به نفس كشوري كه از مرزهاي شرقي افغانستان تا كناره مديترانه تحت نفوذ آن است، را نمي توان با كنار هم جمع كردن مختصري ابزار توپ و ترقه شكست. يك قايق كوچك ايراني همه هيمنه ناوهاي آمريكا در خليج فارس را به مسخره گرفت و حالا خبرهايي مي رسد كه تمام جهان در حال مسخره كردن آمريكا و انگليسند. مهدي محمدي |
|
|
والسلام علی عبا دالله الصالحین والحمدوالله رب العالمین حمید |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 10:12 توسط زائر
|
بسم الله الرحمن الرحیم ،وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ 69عنکبوت