بسم الله الرحمن الرحیم  وصل الله علی محمد وال الطاهرین  وعجل فرج ال محمد

ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی      کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

تعبير رفت يار سفرکرده می‌رسد                       ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی

ذکرش به خير ساقی فرخنده فال من             کز در مدام با قدح و ساغر آمدی

خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش
تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی

فيض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصيبه اسکندر آمدی

آن عهد ياد باد که از بام و در مرا
هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی

کی يافتی رقيب تو چندين مجال ظلم
مظلومی ار شبی به در داور آمدی

خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دريادلی بجوی دليری سرآمدی

آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی

گر ديگری به شيوه حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی

نمی دانم این غزل چرا مرا منقلب کرد تا جایی که اشک از چشمانم سرازیر گشت.

در بطن این غزل گمشده ما وهر مومنی مستتر ومخفی است ونا خود اگاه ما را می برد

به یاد ان یار سفرکرده .

وهرکسی که دنبال گمشده ای است وبه هر شکل ودر هر روزگار.

عزیزان حافظ شیعه بوده ومحب اهل بیت وقران کریم را در چهارده روایت حفظ بوده .

ومرحوم ایت الله قاضی رحمت الله می فرماید:

که حافظ علیه الرحمه برای چهارده معصوم سلام الله علیهما غزل سروده است.

وراز اینکه من غزلهای ایشان را انتخاب می کنم یک علتش این است.

خداوند مهربان او را رحمت کند.

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

والحمدوالله رب العالمین

حمید