بسم الله الرحمن الرحیم

وصل الله علی محمد وال الطاهرین

وعجل فرج ال محمد

ای پادشه خوبان داد از غم تنهايی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآيی

دايم گل اين بستان شاداب نمی‌ماند
درياب ضعيفان را در وقت توانايی

ديشب گله زلفش با باد همی‌کردم
گفتا غلطی بگذر زين فکرت سودايی

صد باد صبا اين جا با سلسله می‌رقصند
اين است حريف ای دل تا باد نپيمايی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پاياب شکيبايی

يا رب به که شايد گفت اين نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجايی

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نيست
شمشاد خرامان کن تا باغ بيارايی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای ياد توام مونس در گوشه تنهايی

در دايره قسمت ما نقطه تسليميم
لطف آن چه تو انديشی حکم آن چه تو فرمايی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نيست
کفر است در اين مذهب خودبينی و خودرايی

زين دايره مينا خونين جگرم می ده
تا حل کنم اين مشکل در ساغر مينايی

حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شاديت مبارک باد ای عاشق شيدايی

۱۹۶

آنان که خاک را به نظر کيميا کنند
آيا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبيبان مدعی
باشد که از خزانه غيبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد
هر کس حکايتی به تصور چرا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهديست
آن به که کار خود به عنايت رها کنند

بی معرفت مباش که در من يزيد عشق
اهل نظر معامله با آشنا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود
تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدار
صاحب دلان حکايت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغيار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ريا کنند

پيراهنی که آيد از او بوی يوسفم
ترسم برادران غيورش قبا کنند

بگذر به کوی ميکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خير نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل ميسر نمی‌شود
شاهان کم التفات به حال گدا کنند

۳۴۵

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم

آه کز طعنه بدخواه نديدم رويت
نيست چون آينه‌ام روی ز آهن چه کنم

برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگير
کارفرمای قدر می‌کند اين من چه کنم

برق غيرت چو چنين می‌جهد از مکمن غيب
تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم

شاه ترکان چو پسنديد و به چاهم انداخت
دستگير ار نشود لطف تهمتن چه کنم

مددی گر به چراغی نکند آتش طور
چاره تيره شب وادی ايمن چه کنم

حافظا خلد برين خانه موروث من است
اندر اين منزل ويرانه نشيمن چه کنم


تقدیم با عشق به مولی صاحب الزمان(عج ) به مبارکی شروع امامت پر شکوهش

والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

والحمدوالله رب العالمین

حمید